تبلیغات
تکنولوژِی ارتباطات و فناوری اطلاعات( ICT )
تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392 | 02:29 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

یک صحنه اکشن و خیلی هندی!!! 


اندکی تحمل فرمایید تا تصویر به طور کامل بار گزاری شود.

 

فیلم هندی



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:36 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

godwin

شادی‌ حامدی آزاد

لیندا گادوین (Linda Godwin)

دانشمند آمریکایی و فضانورد بازنشسته‌ی ناساست که در ۲ ژوئیه‌ی ۱۹۵۲ (۱۱ تیر ۱۳۳۱) در شهر کِیپ‌ژِراردو در ایالت میزوری متولد شد. او اکنون معاون رئیس اداره‌ی کاوش، پرواز و عملیات خدمه‌ی مرکز فضایی جانسون ناسا و همچنین استاد فیزیک و نجوم در دانشگاه میزوری است.

خانم گادوین در شهر جکسون ایالت میزوری پرورش یافت و در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) با مدرک لیسانس ریاضی و فیزیک از دانشگاه ایالتی ساوث‌ایست میزوری فارغ‌التحصیل شد و تا سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) هم دکتری فیزیک را از دانشگاه میزوری گرفت. او تا پیش از پیوستن به ناسا به تدریس در دانشگاه و همچنین کار پژوهشی در آزمایشگاه‌های فیزیک دانشگاه مشغول بود؛ ازجمله پژوهش‌هایی در دماهای پایین فیزیک حالت جامد.

خانم گادوین در سال ۱۹۸۰ در مقام فیزیک‌دان به ناسا پیوست و در اداره‌ی عملیات مأموریت مشغول به خدمت شد. پنج سال بعد برای فضانوردی برگزیده شد و یک سال بعد از آن رسماً فضانورد شد. از کارهای فنی او پیش از پرواز می‌توان به بازبینی نرم‌افزارهای پرواز در آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL) اشاره کرد. او همچنین مدتی رئیس شاخه‌ی توسعه‌ی مأموریت اداره‌ی فضانوردان، و معاون رئیس اداره‌ی فضانوردان بوده است. لیندا گادوین چهار بار به فضا سفر کرد.

نخستین مأموریت او ۵ تا ۱۱ آوریل ۱۹۹۱ (۱۶ تا ۲۲ فروردین ۱۳۷۰) سوار بر شاتل آتلانتیس بود که در آن رصدخانه‌ی پرتو گاما (GRO) به مدار برده شد. دومین مأموریت او ۹ تا ۲۰ آوریل ۱۹۹۴ (۲۰ تا ۳۱ فروردین ۱۳۷۳) سوار بر شاتل اندیور انجام شد. در سومین مأموریت، از ۲۲ تا ۳۱ مارس ۱۹۹۶ (۳ تا ۱۲ فروردین ۱۳۷۵) سوار بر شاتل آتلانتیس، خانم گادوین راهپیمایی فضایی ۶ساعته‌ای را انجام داد و این نخستین راهپیمایی‌ای بود که حین اتصال شاتل به ایستگاهی در مدار انجام می‌شد. او چهارمین زن فضانوردی بود که راهپیمایی فضایی انجام می‌داد. چهارمین سفر خانم گادوین سوار بر شاتل اندیور از ۵ تا ۱۷ دسامبر ۲۰۰۱ (۱۴ تا ۲۶ آذر ۱۳۸۰) انجام شد که دوازدهمین ملاقات شاتل با ایستگاه فضایی بین‌المللی بود. او در این سفر آخر با بازوی ربوتیک شاتل کار کرد و همچنین در راهپیمایی فضایی شرکت کرد تا پوشش‌های حرارتی را دور آرایه‌ی خورشیدی ایستگاه فضایی بکشد. خانم گادوین در مجموع بیش از ۳۸ روز را در فضا سپری کرده و ده ساعت راهپیمایی فضایی انجام داده است.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

Tamara-E.-Jernigan-600x750

تامارا الیزابت جرنیگن (Tamara E. Jernigan)

دانشمند آمریکایی و فضانورد بازنشسته‌ی ناساست که در ۷ مه ۱۹۵۹ (۱۴ اردیبهشت ۱۳۳۸) در شاتنوگا در تنسی متولد شد. خانم جرنیگن در سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰) لیسانس فیزیک و سه سال بعد فوق‌لیسانس علوم مهندسی را از دانشگاه استنفورد گرفت. همچنین در سال ۱۹۸۵ (۱۳۶۴)، فوق‌لیسانس دیگری را در رشته‌ی نجوم از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی دریافت کرد. و سه سال بعد دانشگاه رایس به او دکتری افتخاری فیزیک فضایی و نجوم داد.

او در سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) به جمع فضانوردان ناسا پیوست و پنج بار به فضا سفر کرد و یک بار هم  به مدت ۸ ساعت در راهپیمایی فضایی شرکت کرد. او پنجمین زن فضانوردی بود که راهپیمایی فضایی انجام می‌داد. سفر نخست او سوار بر شاتل کلمبیا از ۵ تا ۱۴ ژوئن ۱۹۹۱ (۱۵ تا ۲۴ خرداد ۱۳۷۰) انجام شد. او در این سفر، که نخستین مأموریت اختصاصی آزمایش‌های زیستی بود، با دو زن فضانورد دیگر، مارگارت سدان و میلی هاگز فول‌فُرد، هم‌سفر بود. سفر دومش از ۲۲ اکتبر تا ۱۱ نوامبر ۱۹۹۲ (۳۰ مهر تا ۲۰ آبان ۱۳۷۱) باز هم سوار بر شاتل کلمبیا، سفر سوم از ۲ تا ۱۸ مارس ۱۹۹۵ (۱۱ تا ۲۷ اسفند ۱۳۷۳) سوار بر شاتل اندیور و هم‌سفر با وندی لارنس، و سفر چهارم او از ۱۹ نوامبر تا ۷ دسامبر ۱۹۹۶ (۲۹ آبان تا ۱۷ آذر ۱۳۷۵) سوار بر شاتل کلمبیا انجام شد. این مأموریت طولانی‌ترین سفر شاتل‌های فضایی بوده است که ۱۷ روز و ۱۵ ساعت و ۵۳ دقیقه طول کشید. آخرین سفر خانم جرنیگن به فضا سوار بر شاتل دیسکاوری از ۲۷ مه تا ۶ ژوئن ۱۹۹۹ (۶ تا ۱۶ خرداد ۱۳۷۸) انجام شد که نخستین مأموریت اتصال غیراتوماتیک شاتل به ایستگاه فضایی بین‌المللی بود. در این سفر دو فضانورد زن دیگر هم حضور داشتند (اِلِن اوچوئا و جولی پایت). یکی از محموله‌های این مأموریت ماهواره‌ی معروف استارشاین بود؛ ماهواره‌ای کروی که پوشیده از حدود ۱۰۰۰ آینه‌ی کوچک بود. ساخت این آینه‌ها پروژه‌ای مشترک میان دانش‌آموزان سراسر جهان بود و دانش‌آموزانی از رصدخانه‌ی زعفرانیه‌ی تهران هم در آن سهیم بودند.

نویسنده: شادی حامدی آزاد



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:34 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

0_2124da9d11a2abb442163a935f12891b 

نویسنده: شادی حامدی آزاد

اِلِن بِیکر (Ellen Baker)

پزشک آمریکایی و فضانورد بازنشسته‌ی ناسا است که در ۲۷ آوریل ۱۹۵۳ (۷ اردیبهشت ۱۳۳۲) در فایت‌ویل کارولینای شمالی متولد شد. او اکنون رئیس شاخه‌ی آموزش پزشکی اداره‌ی فضانوردان ناساست.

خانم بیکر در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) لیسانس زمین‌شناسی را از دانشگاه بوفالو و چهار سال بعد دکتری پزشکی را از دانشگاه کرنل دریافت کرد و در مرکز علوم بهداشتی در دانشگاه تگزاس دوره‌ی پزشکی داخلی دید. او همچنین در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) مدرک فوق‌لیسانسی در رشته‌ی بهداشت عمومی از دانشگاه تگزاس دریافت کرد.

او در سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰)، در سمت سرپزشک به مرکز فضایی جانسون ناسا پیوست و در همان سال از دوره‌ی پزشکی هوافضایی در پایگاه نیروی هوایی بروکس در تگزاس فارغ‌التحصیل شد. او مدتی پزشک کلینیک مرکز فضایی بود تا در سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) از سوی ناسا برای مأموریت فضایی برگزیده شد. خانم بیکر پیش از پرواز سِمَت‌های مختلفی در بخش‌های پشتیبان پروازهای شاتل و همچنین ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی داشت.

او سرانجام از ۱۸ تا ۲۳ اکتبر ۱۹۸۹ (۲۶ مهر تا اول آبان ۱۳۶۸) سوار بر شاتل آتلانتیس و در سِمَت متخصص مأموریت به فضا سفر کرد. در این سفر فضاپیمای گالیله به سوی سیاره‌ی مشتری ارسال شد. یکی از مسئولیت‌های خانم بیکر در این مأموریت نقشه‌برداری از اُزُن جوّی و انجام چند آزمایش پزشکی بود. او دو بار دیگر هم به فضا سفر کرد؛ ۲۵ ژوئن تا ۹ ژوئیه ۱۹۹۲ (۴ تا ۱۸ تیر ۱۳۷۱) سوار بر شاتل کلمبیا، و آخرین بار هم دوباره سوار بر آتلانتیس از ۲۷ ژوئن تا ۷ ژوئیه ۱۹۹۵ (۶ تا ۱۶ تیر ۱۳۷۴). این نخستین پرواز شاتل فضایی برای اتصال به ایستگاه فضایی میر روسیه بود که در آن چند فضانورد جایگزین فضانوردان میر شدند و فضانورد زن آمریکایی، بانی دانبار، برای اقامت سه‌ماهه وارد ایستگاه میر شد. در این مأموریت ۹روزه خانم بیکر آزمایش‌های سنجش پزشکی روی خدمه‌ی میر، که قرار بود به زمین بازگردند، انجام داد. او در مجموع بیش از ۲۸ روز را در فضا سپری کرده است.

 

مارشا سو آیْوینز (Marsha Sue Ivins)Marsha_Ivins_2

فضانورد بازنشسته‌ی ناسا با سابقه‌ی پنج پرواز فضایی است که در ۱۵ آوریل ۱۹۵۱ (۲۵ فروردین ۱۳۳۰) در بالتیمور مریلند متولد شد. او در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲) مهندسی هوافضا را از دانشگاه کلرادو بولدر دریافت کرد و بلافاصله مشغول کار در مرکز فضایی جانسون ناسا شد. کار او اغلب در زمینه‌ی کنترل مدارگردها بود تا اینکه در سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) در سِمَت مهندس پرواز و کمک‌خلبان هواپیمای اداری ناسا (جتی مخصوص رفت‌وآمد مسئولان بخش ریاست ناسا) مشغول شد. خانم آیوینز چهار سال بعد برای فضانوردی برگزیده شد.

نخستین مأموریت او ۹ تا ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ (۱۹ تا ۳۰ دی ۱۳۶۸) سوار بر شاتل کلمبیا، مأموریت دوم ۳۱ ژوئیه تا ۸ اوت ۱۹۹۲ (۹ تا ۱۷ مرداد ۱۳۷۱) با شاتل آتلانتیس، سومین مأموریت ۴ تا ۱۸ مارس ۱۹۹۴ (۱۳ تا ۲۷ اسفند ۱۳۷۲) سوار بر شاتل کلمبیا، مأموریت چهارم ۱۲ تا ۲۲ ژانویه ۱۹۹۷ (۲۳ دی تا ۳ بهمن ۱۳۷۵) سوار بر شاتل آتلانتیس، و پنجمین مأموریت هم از ۷ تا ۲۰ فوریه ۲۰۰۱ (۱۹ بهمن تا ۲ اسفند ۱۳۷۹) سوار بر شاتل آتلانتیس انجام شد. در این مأموریت آخر ماژول دستینی (Destiny) آمریکا طی سه راهپیمایی فضایی به ایستگاه فضایی اضافه شد. خانم آیوینز در مجموع بیش از ۵۵ روز را در فضا سپری کرده است.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:33 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

4fe886f42b75d.preview-300

شادی حامدی آزاد

همان‌طور که در مقدمه‌ی این مجموعه گفتم، از زندگی شخصی یا حرفه‌ای بسیاری از زنان فضانورد اطلاعات خاصی موجود نیست. و خیلی از آن‌ها هم بدون این‌که کار خاصی در مأموریت‌های فضایی انجام داده باشند فقط چند بار یا حتی یک بار به فضا رفته‌اند. بنابراین نوشتن مقاله‌ای درباره‌ی آن‌ها تقریباً ناممکن است. از آن‌جاکه قرار بر این بود همه‌ی این زنان معرفی شوند، تصمیم گرفتیم بقیه‌ی زنان فضانورد را در قالب مقاله‌های بسیار کوتاه یا کوتاه بیاوریم. پس این شما و این هم بقیه‌ی زنان فضانورد.

 

فضانوردان آمریکایی

مری کلیو (Mary Cleave)

مهندس آمریکایی و فضانورد بازنشسته‌ی ناسا که در ۵ فوریه ۱۹۴۷ (۱۶ بهمن ۱۳۲۵) در شهر ساوث‌هَمتون ایالت نیویورک متولد شد. او از سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) به مدت سه سال رئیس هیئت مدیره‌ی بخش مأموریت‌های علمی ناسا بود.apr06-mary-cleave

خانم کلیو در سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸) لیسانس زیست‌شناسی را از دانشگاه ایالتی کلرادو و در سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) فوق‌لیسانس زیست‌شناسی در گرایش بوم‌شناسی میکروبی را از دانشگاه ایالتی یوتا دریافت کرد. او چهار سال بعد دکتری مهندسی عمران و محیط‌زیست را از همان دانشگاه گرفت.

او از سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) به مدت ده سال پژوهشگر مرکز بوم‌شناسی آزمایشگاه آب‌شناسی یوتا در دانشگاه یوتا بود. زمینه‌ی پژوهشی او تولیدشدن جلبک در پوسته‌های خاکی بیابانی، جلبک‌زدایی به‌کمک فیلترکردن متناوب خاک، اثر افزایش شوری آب بر تولید فیتوپلانکتون‌های آب‌های شیرین، و موضوعات مرتبط بود.

در بهار ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) برای برنامه‌ی فضایی ناسا انتخاب شد. پس از طی آموزش‌های لازم و پیش از پرواز در بخش‌های گوناگونی خدمت کرد؛ ازجمله، طراحی تجهیزات فضانوردی، بازبینی نرم‌افزارهای پرواز در آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL)، و همچنین در سِمَت CAPCOM برای پنج پرواز شاتل. خانم کلیو دو بار به فضا رفت؛ از ۲۶ نوامبر تا ۳ دسامبر ۱۹۸۵ (۵ تا ۱۲ آذر ۱۳۶۴) و از ۴ تا ۸ مه ۱۹۸۹ (۱۴ تا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۸) هر دو سوار بر شاتل آتلانتیس. در نخستین پرواز سه ماهواره‌ی مخابراتی به مدار زمین ارسال شد و خانم کلیو یکی از متخصصان پرواز بود. در مأموریت دوم فضاپیمای ماژلان به فضا برده و به سوی سیاره‌ی زهره ارسال شد. خانم کلیو در مجموع بیش از ۱۰ روز را در فضا سپری کرده است.

مری کلیو در بهار ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) مرکز فضایی جانسون را ترک کرد و به مرکز فضایی گادرد در مریلند پیوست و مدیر پروژه‌ی برخی از پروژه‌های آزمایشگاه فرایندهای آب‌کُره‌ای (هیدروسفریک؛ مجموعه‌ی آب‌های موجود در زیر سطح، روی سطح، و فضای زمین) شد.



 Wendy_Lawrence_NASA_STS114

شادی حامدی آزاد

وندی لارنس افسر بازنشسته‌ی نیروی دریایی ایالات متحده، مهندس، خلبان سابق و فضانورد سابق ناسا و نخستین زن فارغ‌التحصیل نیروی دریایی ایالات متحده است که به فضا سفر کرده. او همچنین یکی از فضانوردان حاضر در نخستین پرواز شاتل‌ها پس از انفجار شاتل کلمبیا بود. پدر و پدربزرگ او هوانوردان نیروی هوایی آمریکا بودند و ناوشکن یواس‌اس ویلیام لارنس به نام پدر او نام‌گذاری شده است. آقای لارنس حتی یکی از کاندیداهای رفتن به فضا با فضاپیمای مرکوری بود.

وندی لارنس در ۲ ژوئیه‌ی ۱۹۵۹ (۱۰ تیر ۱۳۳۸) در فلوریدا متولد شد. او پس از پایان تحصیلات مقدماتی وارد آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده شد و در سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰) لیسانس مهندسی سازه‌های اقیانوسی را دریافت کرد. هفت سال بعد، فوق‌لیسانس همین رشته را از مؤسسه‌ی فناوری ماساچوستز (MIT) و مؤسسه‌ی اقیانوس‌شناسی وودز هُل (WHOI) گرفت.111608a-lawrence

او در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) در مقام هوانورد نیروی دریایی مشغول به خدمت شد و بیش از ۱۵۰۰ ساعت تجربه‌ی پرواز با شش نوع مختلف هلی‌کوپتر را دارد. خانم لارنس در بهار ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) به ناسا پیوست و تابستان همان سال به مرکز فضایی جانسون معرفی شد. او تا پیش از پرواز به فضا خدمات گوناگونی را در بخش‌های زمینی ناسا انجام داد؛ ازجمله بازبینی نرم‌افزارهای پرواز در آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL)، افسر آموزگار اداره‌ی فضانوردان، و نماینده‌ی اداره‌ی فضانوردان برای آموزش خدمه‌ی ایستگاه فضایی. او همچنین مدتی مدیر عملیات ناسا در مرکز آموزشی یوری گاگارین در شهرک ستارگان روسیه بود.

نخستین پرواز خانم لارنس به فضا از ۲ تا ۱۸ مارس ۱۹۹۵ (۱۱ تا ۲۷ اسفند ۱۳۷۳) سوار بر شاتل اندیور انجام شد. این مأموریت ۱۶روزه دومین مأموریت رصدخانه‌ی ASTRO بود که ویژه‌ی رصد در نور فرابنفش طراحی شده و شامل سه ابزار منحصر‌به‌فرد بود؛ تلسکوپ فرابنفش هاپکینز (HUT)، تلسکوپ تصویربردار فرابنفش (UIT)، و آزمایشگر فوتو-پولاری‌متر فرابنفش ویسکانسین (WUPPE). در این سری رصدها اجرامی از میان فهرستی ۶۰۰تایی، از درون منظومه‌ی شمسی تا ستاره‌های تک و سحابی‌ها و بقایای ابرنواختری تا کهکشان‌های دوردست، انتخاب و رصد می‌شدند و طیف فرابنفش آن‌ها و نحوه‌ی قطبی‌شدن نور فرابنفش آن‌ها بررسی می‌شد. دومین مأموریت خانم لارنس پرواز با شاتل آتلانتیس به ایستگاه فضایی میر روسیه از ۲۵ سپتامبر تا ۶ اکتبر ۱۹۹۷ (از ۳ تا ۱۴ مهر ۱۳۷۶) انجام شد. قرار بود او در این مأموریت به میر برود و چهار ماه آنجا بماند و به این منظور آموزش هم دیده بود اما به‌سبب بروز مشکلاتی، که انجام راهپیمایی فضایی را ضروری می‌کرد، فضانورد دیگری جایگزین خانم لارنس شد،‌ چون او برای راهپیمایی فضایی آموزش ندیده بود. این هفتمین مأموریت ملاقات شاتل با میر بود. خانم لارنس بار سوم سوار بر شاتل دیسکاوری و از ۲ تا ۱۲ ژوئن ۱۹۹۸ (۱۲ تا ۲۲ خرداد ۱۳۷۷) به فضا رفت. این آخرین مأموریت ملاقات شاتل با ایستگاه فضایی میر بود.800px-STS-114_James_Kelly_and_Wendy_Lawrence_at_Canadarm2_controls

آخرین سفر او به فضا با شاتل دیسکاوری و از ۲۶ ژوئیه تا ۹ اوت ۲۰۰۵ (۴ تا ۱۸ مرداد ۱۳۸۴) انجام شد. این نخستین پرواز «بازگشت شاتل» پس از سانحه‌ی غم‌بار انفجار کلمبیا در زمستان ۲۰۰۳ (۱۳۸۱) بود. (هفده سال پیش از آن، باز هم شاتل دیسکاوری بود که مأموریت بازگشت شاتل‌ها را پس از حادثه‌ی چلنجر برعهده داشت.) این پرواز حاوی ذخیره‌های خوراکی و تجهیزات برای ایستگاه فضایی بین‌المللی بود ولی تمرکز اصلی در آن آزمون روش‌های جدید ایمن‌کردن پروازهای شاتل بود. مسئولیت خانم لارنس در این مأموریت منتقل‌کردن محموله‌ی شاتل به ایستگاه به‌کمک بازوی ربوتیک شاتل بود. فرماندهی این مأموریت را خانم آیلین کالینز برعهده داشت و این دومین بار بود که فضانوردی زن فرمانده شاتل می‌شد. مشکلی که موجب بروز فاجعه برای شاتل کلمبیا شده بود – یعنی جداشدن قطعاتی از مخزن خارجی سوخت حین صعود شاتل – بار دیگر و به‌دور از پیش‌بینی‌ها در هنگام پرواز شاتل دیسکاوری هم رخ داد! به این ترتیب، ناسا تصمیم گرفت باز هم ارسال شاتل‌های بعدی را تا حل‌شدن کامل مشکل به تأخیر بیندازد و پرواز بعدی شاتل‌ها یک سال بعد از آن انجام شد.

خانم لارنس چندین مدال دریافت کرده است؛ ازجمله مدال خدمت ممتاز دفاعی؛ مدال تقدیر نیروی دریایی؛ مدال دستاورد نیروی دریایی؛ و مدال پرواز فضایی ناسا. او، که درمجموع بیش از ۵۱ روز در فضا بوده است، در تابستان ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) از ناسا بازنشسته شد.




th

شادی حامدی آزاد

ننسی شرلوک کوری مهندس و افسر ارتش ایالات متحده و فضانورد غیرفعال ناساست که در ۲۹ دسامبر ۱۹۵۸ (۸ دی ۱۳۳۷) در شهر ویلمینگتون دِلْوِر متولد ولی در اوهایو بزرگ شد. او در سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) از دانشگاه ایالتی اوهایو لیسانس علوم زیستی و پنج سال بعد فوق‌لیسانس مهندسی ایمنی صنعتی را از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (USC) و دو سال بعد از آن هم دکتری مهندسی صنایع را از دانشگاه هیوستون تگزاس دریافت کرد.

خانم کوری پس از پیوستن به ارتش ابتدا در زمینه‌ی خلبانی آموزش دید و سپس آموزگار خلبانی در مدرسه‌ی هوانوردی ارتش آمریکا شد. او ۲۲ سال در ارتش ایالات متحده خدمت کرد و بیش از ۳۹۰۰ ساعت تجربه‌ی پرواز با انواع هواپیماهای بال‌گردان و بال‌ثابت دارد.

خانم کوری در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶) در مقام مهندس شبیه‌سازی پرواز به مرکز فضایی جانسون ناسا پیوست و در پروژه‌ی هواپیمای آموزشی شاتل مشغول به کار شد. این هواپیما نوعی شبیه‌ساز پیچیده بود که شرایط پرواز با شاتل‌های فضایی را برای آموزش فضانوردان شبیه‌سازی می‌کرد. دکتر کوری از سال ۱۹۹۰ (۱۳۶۹) رسماً فضانورد ناسا شد و تا پیش از پرواز در بخش‌های متعددی خدمت کرد؛ ازجمله برنامه‌ی توسعه‌ی روش‌ها و سخت‌افزارهای ربوتیک شاتل و ایستگاه فضایی، ریاست شاخه‌ی ربوتیک و محموله در اداره‌ی فضانوردان، ریاست اداره‌ی عوامل انسانی و مسکونی در مرکز فضایی جانسون، و ریاست اداره‌ی علوم حیاتی. خانم کوری در چهار مأموریت شاتل فضایی و درمجموع ۱۰۰۰ ساعت (بیش از ۴۱ روز) در فضا حضور داشته است.

نخستین پرواز فضایی او سوار بر شاتل اندیور از ۲۱ ژوئن تا اول ژوئیه‌ی ۱۹۹۳ (۳۱ خرداد تا ۱۰ تیر ۱۳۷۲) انجام شد. یکی از اهداف این مأموریت گرفتن ماهواره‌ی اویرکا از مدار و بازگرداندن آن به زمین بود. در این عملیات خانم کوری مسئولیت کار با بازوی ربوتیک شاتل را برعهده داشت. در دومین پرواز فضاییِ او از ۱۳ تا ۲۲ ژوئیه‌ی ۱۹۹۵ (۲۲ تا ۳۱ تیر ۱۳۷۴) با شاتل دیسکاوری، فضانوردانْ آخرین ماهواره‌ی ردیابی و رله‌ی داده‌ها (TDRS) را در مدار قرار دادند تا سامانه‌ی ارتباطات ماهواره‌ای ناسا تکمیل شود.

خانم کوری در چهار مأموریت شاتل فضایی و در مجموع ۱۰۰۰ ساعت (بیش از ۴۱ روز) در فضا حضور داشته است.

در سومین پرواز، او با شاتل اندیور به فضا رفت. این مأموریت، که از ۴ تا ۱۵ دسامبر ۱۹۹۸ (۱۳ تا ۲۴ آذر ۱۳۷۷) طول کشید، نخستین مأموریت برای آغاز ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی بود. هدف اصلی این مأموریت ۱۲روزه چفت‌کردن نخستین ماژول آمریکایی ایستگاه (یونیتی) با نخستین ماژول روسی (زاریا) بود. مسئولیت اصلی خانم کوری استفاده از بازوی ربوتیک ۱۵ متری شاتل برای متصل‌کردن نخستین بخش‌های این دو ماژول به یکدیگر بود. همچنین مسئولیت کار با این بازو طی راهپیمایی‌های فضایی را برعهده داشت. چهارمین و آخرین پرواز او به فضا سوار بر شاتل کلمبیا و از اول تا ۱۲ مارس ۲۰۰۲ (۱۰ تا ۲۱ اسفند ۱۳۸۰) انجام شد. این چهارمین مأموریت تعمیر تلسکوپ فضایی هابل بود و باز هم خانم کوری مسئولیت کار با بازوی ربوتیک شاتل را داشت. این آخرین پرواز موفق شاتل کلمبیا به فضا بود و یک سال بعد در سانحه‌ی انفجار حین برگشت به زمین این شاتل و هفت فضانوردش از میان رفتند.wwww

دکتر ننسی کوری در سپتامبر ۲۰۰۳ (مهر ۱۳۸۲) برای ریاست اداره‌ی ایمنی مأموریت و ایمنی برنامه‌ی شاتل‌ها انتخاب شد. همچنین از سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) معاون بخش اتوماسیون، ربوتیک و شبیه‌سازی در مرکز فضایی جانسون، و مشاور فنی پروژه‌ی مهندسی عوامل انسانی ناسا بوده است. او اکنون استاد دانشکده‌ی مهندسی صنایع در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی است.

خانم کوری چندین مدال و جایزه و عنوان افتخاری نیز دریافت کرده است؛ ازجمله، فارغ‌التحصیل ممتاز دوره‌ی مقدماتی هوانوردی ارتش (۱۹۸۱/۱۳۶۰)؛ دوره‌ی هوانوردی با هواپیماهای بال‌گردان (۱۹۸۲/۱۳۶۱)؛ و دوره‌ی پیشرفته‌ی هوانوردی ارتش (۱۹۸۶/۱۳۶۵)؛ دو مدال خدمت ممتاز دفاعی؛ نشان لیاقت ارتش ایالات متحده؛ مدال خدمت افتخارآمیز دفاعی؛ مدال رهبری ممتاز ناسا؛ مدال خدمت فوق‌العاده‌ی ناسا (۲۰۰۳/۱۳۸۲)؛ جایزه‌ی مهندسی شبیه‌سازی پرواز ناسا (۱۹۸۸/۱۳۶۷)؛ چهار مدال پرواز فضایی از ناسا؛ جایزه‌ی اسنوپی نقره‌ای (جایزه‌ای ویژه برای کارمندان ناسا که به دستاوردی چشمگیر در زمینه‌ی افزایش ایمنی پروازهای فضایی رسیده باشند).



helms

سوزان هِلمز (Susan Helms) درجه‌دار نیروی هوایی ایالات متحده (با درجه‌ی Lieutenant General ؛ معادل سپهبُد در ارتش ایران) و فضانورد بازنشسته‌ی ناساست. او اکنون فرماندهِ یگان چهاردهم نیروی هوایی ایالات متحده در پایگاه نیروی هوایی وَندن‌بِرگ در کالیفرنیاست. خانم هلمز در پنج مأموریت شاتل شرکت کرده و بیش از پنج ماه نیز در ایستگاه فضایی بین‌المللی اقامت داشته است. همچنین او به همراه یکی از فضانوردان مرد در طولانی‌ترین راهپیمایی فضایی انجام‌شده تاکنون مشارکت داشته است.

شادی حامدی آزاد

سوزان هلمز در ۲۶ فوریه ۱۹۵۸ (۷ اسفند ۱۳۳۶) در شهر شارلوت کارولینای شمالی متولد اما در پورتلند اورگان بزرگ شد. او در سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) لیسانس مهندسی هوافضا را از آکادمی نیروی هوای ایالات متحده و پنجسال بعد فوق‌لیسانس علوم هوانوردی و فضانوردی را از دانشگاه استنفورد دریافت کرد. او عضو انجمن زنان هوانورد نظامی، انجمن فارغ‌التحصیلان آکادمی نیروی هوایی، انجمن فارغ‌التحصیلان استنفورد، و انجمن کاوشگران فضا است.

او پس از فارغ‌التحصیلی در نیروی هوایی مشغول به خدمت شد و پس از اخذ فوق‌لیسانس، در آکادمی نیروی هوایی مشغول تدریس علوم هوانوردی شد. همچنین دوره‌ی یک‌ساله‌ی خلبان آزمایشگر را گذراند و در سِمَت مهندس آزمایشگر پرواز وارد پایگاه کُلد لِیک در آلبرتای کانادا شد. زمانی که برای فضانوردی از سوی ناسا برگزیده شد، مشغول مدیریت طرح توسعه‌ی سامانه‌ی شبیه‌ساز و هدایت پرواز برای هواپیمای ۱۸-CF در کانادا بود. او در این مقام، با بیش از ۳۰ هواپیمای مختلف نظامی آمریکایی و کانادایی پرواز کرده است.

ISS_Helmsخانم هلمز در ابتدای سال ۱۹۹۰ (زمستان ۱۳۶۸) از سوی ناسا برای فضانوردی برگزیده، و یک سال و نیم بعد رسماً فضانورد شد. نخستین پرواز او سوار بر شاتل اندیور از ۱۳ تا ۱۹ ژانویه‌ی ۱۹۹۳ (۲۳ تا ۲۹ دی ۱۳۷۱) بود. هدف اصلی این مأموریت، که دومین پرواز شاتل اندیور به فضا محسوب می‌شد، قراردادن ماهواره‌ی ۲۰۰ میلیون دلاری ردیابی و رله‌ی اطلاعات (TDRS-F) ناسا در مدار بود. یکی دیگر از ابزارهای همراه این مأموریت طیف‌سنج پرتو ایکس گسترده (DXS) بود که ۸۰ هزار ثانیه داده‌ی پرتو ایکس را از چشمه‌های گسترده در ژرفای فضا گردآوری کرد که به پژوهشگران امکان می‌داد به پرسش‌هایی درباره‌ی منشأ کهکشان راه‌شیری پاسخ بدهند.

دومین پرواز سوزان هلمز به فضا سوار بر شاتل دیسکاوری از ۹ تا ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۴ ( ۱۸ تا ۲۹ شهریور ۱۳۷۳) بود. هدف اصلی این مأموریت سنجش طراحی و ویژگی‌های عملکردی آزمایش فناوری لیدار در فضا (LITE) با گردآوری داده‌هایی درباره‌ی گشت‌کُره و هوا‌کُره‌ی جوّ زمین بود. (لیدار سامانه‌ی آشکارسازی و سنجش نور است که در هر مکان و شرایطی ممکن است از آن استفاده شود و LITE نخستین آزمایش لیدار در فضا بود.) همچنین دیگر اهداف این مأموریت قراردادن ماهواره‌ی اسپارتان ۲۰۱ در مدار (برای بررسی تاج خورشیدی) و بازیابی مجدد آن، و آزمودن وسیله‌ی جدیدی برای مانورهای لازم در راهپیمایی فضایی بود.

سفر سوم خانم هلمز از ۲۰ ژوئن تا ۷ ژوئیه‌ی ۱۹۹۶ (۳۱ خرداد تا ۱۷ تیر ۱۳۷۵) سوار بر شاتل کلمبیا (مأموریت ۷۸-STS) انجام شد و او در این پرواز فرماندهِ محموله و مهندس پرواز بود. این مأموریت در آن زمان طولانی‌ترین مأموریت شاتل‌های فضایی شد (البته این رکورد را پرواز ۸۰-STS در انتهای همان سال شکست). در این مأموریت، آزمایش‌هایی با پشتیبانی مالی ده کشور و پنج سازمان فضایی انجام شدند؛ ازجمله بررسی اثرات پروازهای فضایی طولانی‌مدت بر فیزیولوژی بدن انسان در تدارک سفر انسان به ایستگاه فضایی بین‌المللی، و ۲۲ آزمایش علوم زیستی و ریزگرانش با ماژول اسپیس‌لب حیات و ریزگرانش (LM2).

چهارمین سفر فضایی سوزان هلمز سوار بر شاتل آتلانتیس از ۱۹ تا ۲۹ مه ۲۰۰۰ (۳۰ اردیبهشت تا ۹ خرداد ۱۳۷۹) انجام شد که مأموریتی ویژه‌ی تعمیر سخت‌افزارهای مهم ایستگاه فضایی بین‌المللی بود. خانم هلمز در این مأموریت مسئولیت اصلی درباره‌ی شبکه‌ی کامپیوترهای شاتل را داشت و همچنین متخصص مأموریت برای ملاقات شاتل و ایستگاه بود.

مأموریت Expeition 2 از ۸ مارس تا ۲۲ اوت ۲۰۰۱ (۱۸ اسفند ۱۳۷۹ تا ۳۱ مرداد ۱۳۸۰) دومین مأموریت اقامت طولانی در ایستگاه فضایی بود و خانم هلمز هم یکی از اعضای این گروه فضانوردان شد که قرار بود در ایستگاه اقامت طولانی‌مدت داشته باشند. خانم هلمز در این مدت مسئولیت انجام برخی آزمایش‌های علمی را بر عهده داشت. او در روز دوم اقامت به همراه فضانوردی دیگر طولانی‌ترین راهپیمایی فضایی (تاکنون) را به مدت ۸ ساعت و ۵۶ دقیقه انجام داد تا تجهیزاتی را به بدنه‌ی خارجی ماژول آزمایشگاه ایستگاه متصل کند. رفت و برگشت این مأموریت با شاتل دیسکاوری انجام شد و خانم هلمز در مجموع ۱۶۳ روز در ایستگاه بود.

خانم هلمز، پس از ۱۲ سال حضور در ناسا و ازجمله ۲۱۱ روز حضور در فضا، در تابستان ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) دوباره به نیروی هوایی ایالات متحده بازگشت. او تاکنون فرماندهی بخش‌های مختلفی را در این نیرو بر عهده داشته و مدال‌های مختلفی را هم برای خدمت شایسته در این نیرو دریافت کرده است. خانم هلمز در ابتدای سال ۲۰۱۱ (زمستان ۱۳۸۹) به درجه‌ی کنونی خود در نیروی هوایی رسید.




01111953

شادی حامدی آزاد

نَنسی جَن دیویس (Nancy Jan Davis) فضانورد بازنشسته‌ی ناسا با سابقه‌ی سه پرواز فضایی و حضور بیش از ۲۸ روز در فضاست. او در اول نوامبر ۱۹۵۳ (۱۰ آبان ۱۳۳۲) در فلوریدا متولد، اما در شهر هانتس‌ویل آلاباما بزرگ شد. خانم دیویس در سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) از مؤسسه‌ی فناوری جورجیا (معروف به جورجیاتِک یا GT) لیسانس زیست‌شناسی کاربردی و دو سال بعد مهندسی مکانیک را از دانشگاه آبورن دریافت کرد و تا سال ۱۹۸۵ (۱۳۶۴) فوق‌لیسانس و دکتری خود را در مهندسی مکانیک از دانشگاه آلاباما گرفت. او عضو انجمن آمریکایی مهندسان مکانیک و چند انجمن علمی دیگر است.

خانم دیویس، پیش از دریافت دکتری، مدتی در سِمَت مهندس نفت در تجهیزات اکتشاف نفت در تگزاس مشغول کار بود و سپس در مقام مهندس هوافضا به مرکز پروازهای فضایی مارشال ناسا پیوست. در سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) مدیر تیم شاخه‌ی تحلیل سازه‌ای شد و گروهش مسئول تحلیل سازه‌ای و بازبینی تلسکوپ فضایی هابل و نیز تجهیزات اخترفیزیکی پرتو ایکس پیشرفته (که بعدها اسمش به رصدخانه‌ی فضایی چاندرا تغییر کرد) بود. یک سال بعد خانم دیویس مهندس ارشدِ طراحی مجددِ حلقه‌ی اتصال مخزن خارجی سوخت جامد در شاتل شد. او تاکنون یک اختراع به ثبت رسانده و چندین مقاله‌ی علمی-فنی نوشته است. همچنین عنوان مهندس حرفه‌ای رسمی را دارد.

جَن دیویس پس از حادثه‌ی انفجار شاتل کلمبیا به سِمَت رئیس بخش ایمنی و بیمه‌ی مأموریت‌ها گمارده شد و به ناسا اطمینان داد که پروازهای شاتل بدون حادثه‌ی مجدد از سر گرفته شود.

خانم دیویس در تابستان ۱۹۸۷ (۱۳۶۶) رسماً فضانورد ناسا شد. او هم، مانند اغلب همکاران فضانوردش، پیش از پرواز به فضا در بخش‌های پشتیبانی مأموریت‌ها و اداره‌ی فضانوردان مشغول خدمت بود؛ ازجمله در شاخه‌ی توسعه‌ی مأموریت در اداره‌ی فضانوردان و در سِمَت CAPCOM برای هفت مأموریت شاتل. خانم دیویس پس از نخستین سفر فضایی‌اش نماینده‌ی اداره‌ی فضانوردان برای سامانه‌ی بازوی ربوتیک شد که مسئولیت عملیات این بازو و آموزش در این زمینه را برعهده داشت. پس از دومین پروازش به فضا نیز رئیس کارگروه آموزشی ناسا و رئیس بخش محموله‌ی مأموریت‌های شاتل و ایستگاه فضایی شد.

دیویس نخستین بار در مأموریت ۴۷-STS (اسپیس‌لب J) سوار بر شاتل اندیور به فضا رفت. این مأموریت، که از ۱۲ تا ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۲ (۲۱ تا ۲۹ شهریور ۱۳۷۱) طول کشید، مأموریتی مشترک میان آمریکا و ژاپن بود و در آن ۴۳ آزمایش با موضوع علوم زیستی و فرآوری مواد انجام شد؛ ازجمله آزمایش‌هایی در زمینه‌ی زیست‌فناوری، مواد الکترونیکی، دینامیک سیالات و پدیده‌های انتقالی، شیشه‌ها و سرامیک‌ها، فلزات و آلیاژ‌ها، سلامت انسان، فرایندهای تقسیم سلولی، فیزیولوژی و رفتار انسان و حیوان، و تابش‌های فضایی. برخی از این آزمایش‌ها روی خود فضانوردان، یک نوع ماهی ژاپنی، سلول‌های کشت‌شده‌ی حیوانی و گیاهی، جنین مرغ، مگس‌های میوه، بذرهای گیاهی، چند قورباغه و تخم‌های آن‌ها انجام شد. خانم دیویس در این مأموریت مسئول کار با تجهیزات اسپیس‌لَب و انجام چند آزمایش بود. فرماندهِ محموله در این مأموریت، فضانورد مارک لی، در آن زمان همسر خانم دیویس بود و این نخستین بار بود که، برخلاف سیاست‌های ناسا در این‌باره، زن‌وشوهر فضانوردی همراه هم به فضا می‌رفتند. این مأموریت، که دومین پرواز شاتل اندیور به فضا بود، دو «نخستین» دیگر هم داشت؛ نخستین فضانورد ژاپنی مسافر شاتل، و نخستین زن فضانورد آفریقایی‌تبار (می جِمیسن).220px-Astronaut_N._Jan_Davis_on_the_aft_flight_deck_of_Discovery_on_STS-85

دومین پرواز خانم دیویس به فضا دومین پرواز ماژول اسکان فضایی یا اسپیس‌هَب نیز محسوب می‌شد که از ۳ تا ۱۱ فوریه ۱۹۹۴ (۱۴ تا ۲۲ بهمن ۱۳۷۲) سوار بر شاتل دیسکاوری انجام شد. این نخستین مأموریت شاتل بود که فضانوردی روس را به فضا می‌برد. خانم دیویس باز هم مسئولیت انجام‌دادن آزمایش‌های فضایی را برعهده داشت. او در سومین و آخرین سفر فضایی خود در سِمَت فرماندهِ محموله باز هم سوار بر شاتل دیسکاوری به فضا رفت. این مأموریت، که از ۷ تا ۱۹ اوت ۱۹۹۷ (۱۶ تا ۲۸ مرداد ۱۳۷۶) انجام شد، با همکاری سازمان فضایی آلمان بود. در این مأموریت، ماهواره‌ای برای بررسی جوّ میانی زمین در مدار قرار گرفت و در پایان مأموریت هم به زمین بازگردانده شد. قراردادن ماهواره در مدار و بازیابی آن از مدار، کارهایی بود که خانم دیویس با کمک بازوی ربوتیک شاتل انجام داد.

جَن دیویس پس از آخرین سفر فضایی، به سِمَت مدیریت اداره‌ی کاوش و پیشرفت انسان در فضا و نیز اداره‌ی مستقل امنیت مأموریت‌های فضایی انتخاب شد. دو سال و نیم بعد، به مدیریت اداره‌ی هدایت پروژه‌های پروازی مرکز فضایی مارشال رسید که مسئول مرکز عملیات محموله‌های ایستگاه فضایی، سخت‌افزاهای ایستگاه، و رصدخانه‌ی پرتو ایکس چاندرا بود. پس از حادثه‌ی انفجار شاتل کلمبیا، او به سِمَت رئیس بخش ایمنی و بیمه‌ی مأموریت‌ها در مرکز مارشال گمارده شد و به ناسا اطمینان داد که پروازهای شاتل بدون حادثه‌ی مجدد از سر گرفته شود. دکتر دیویس در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) از ناسا بازنشسته شد و اکنون مدیر گروه مهندسی جَکوبز (شرکت بین‌المللی مهندسی و معماری با شعبه‌های گوناگون در سرتاسر جهان و دفتر مرکزی در پاسادنا، کالیفرنیا) است.




479px-Heidemarie_Stefanyshyn-Piper_in_white_space_suit

هایده‌ماری اشتفانیشین-پیپر در ۷ فوریه ۱۹۶۳ (۱۸ بهمن ۱۳۴۱) از پدری اوکراینی و مادری آلمانی در شهر سنت‌پال ایالت مینه‌سوتا متولد و بزرگ شد. او تا سال ۱۹۸۵ (۱۳۶۴) لیسانس و فوق‌لیسانس مهندسی مکانیک را از مؤسسه‌ی فناوری ماساچوستز (MIT) گرفت. خانم اشتفانیشین-پیپر ازدواج کرده و یک پسر دارد.

او در سال ۱۹۸۵ به نیروی دریایی ایالات متحده پیوست و هنوز با درجه‌ی ناخدا یکم در این نیرو خدمت می‌کند. او همچنین افسر نجاتی بسیار باتجربه و شایسته است که در مأموریت‌های بسیاری شرکت داشته. او طی دوره‌ی خدمت نظامی خود چندین مدال دریافت کرده است. خانم اشتفانیشین-پیپر در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) به برنامه‌های فضایی ناسا پیوست و پس از طی‌کردن دو سال آموزش در سِمَت متخصص مأموریت تأیید شد. او هم مانند بسیاری از همکاران خود پیش از پرواز به فضا مدتی را در اداره‌ی فضانوردان و بخش‌های دیگر ناسا خدمت کرد.20070925_astronaut

سرانجام خانم اشتفانیشین-پیپر در ۹ سپتامبر ۲۰۰۶ (۱۸ شهریور ۱۳۸۵) در مأموریت ۱۱۵-STS با سمت متخصص مأموریت و سوار بر شاتل فضایی آتلانتیس به فضا رفت. او هشتمین زنی است که در راهپیمایی فضایی شرکت کرده و در این مأموریت دو راهپیمایی فضایی به‌مدت ۱۲ ساعت انجام داد (در آن زمان او دومین زن در فهرست فضانوردانی با طولانی‌ترین راهپیمایی‌های فضایی شد). این راهپیمایی‌ها برای نصب برخی ساختارهای جدید به ایستگاه فضایی بین‌المللی انجام شدند.

او در مصاحبه‌ای پیش از سفرش به فضا درباره‌ی نگاهش به سفرهای فضایی گفته بود: «به نظر من کاوش فضا ادامه‌ی منطقی پیشرفت بشر است. هزاران سال پیش، معنای اکتشاف رفتن به فراسوی کوه‌های دوردست یا رودها بود، بعد رفتن به فراسوی اقیانوس‌ها دغدغه‌ی بشر شد، بعد رفتن به آسمان. حالا ما هواپیما و زیردریایی داریم. هم آسمان‌ها و هم اعماق آب‌ها را کاوش می‌کنیم و با پیشرفته‌ترشدن و به‌دست‌آوردن فناوری‌های بیشتر، چرا نباید به فضا برویم؟ بشر کنجکاو است و هرکجا را که پایش به آن برسد باید کاوش کند. شاید سرانجام بتوانیم «دارویی» برای حل مشکلات زندگی زمینی‌مان کشف کنیم».

157683main_image_feature_656_ys_4

تصویری که خانم اشتفانیشین-پیپر در مآموریت STS-115 از خودش گرفت.

او بار دیگر در ۱۴ نوامبر ۲۰۰۸ (۲۴ آبان ۱۳۸۷) سوار بر شاتل اندیور به فضا رفت. در این مأموریت ۱۶روزه او فضانورد ارشد در راهپیمایی فضایی بود و در سه عملیات شرکت کرد. در انتهای این مأموریت تعداد ساعت‌های راهپیمایی فضایی او به بیش از ۳۳ ساعت رسید. در نخستین راهپیمایی فضایی این مأموریت، غفلتی موجب شد یکی از کیف‌های حاوی ابزارهای تعمیر از دست فضانوردان رها و در فضا شناور شود. این کیف سرانجام وارد مدارهای پایین‌تر شد و در تابستان ۲۰۰۹ بر فراز مکزیک در جوّ زمین سوخت. زمانی که کیف در مدار بود، می‌شد از روی زمین با تلسکوپ آن را دید! ارزش ابزارهایی که در این کیف از دست رفت ۱۰۰ هزار دلار تخمین زده شد. به‌سبب همین اتفاق دو فضانوردی که این راهپیمایی فضایی را انجام می‌دادند مجبور شدند تنها از یک کیف ابزار استفاده کنند که همین مدت عملیات را به‌طور ناخواسته طولانی‌تر کرد.

خانم اشتفانیشین-پیپر در تابستان ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) از ناسا بازنشسته شد و به خدمت در نیروی دریایی بازگشت. او از ناسا دو مدال پرواز فضایی و خدمت فوق‌العاده را دریافت کرده است.




814fbce697ad4a1c261679fd6d75f27f_1_orig

شادی حامدی آزاد

لیزا ماری نواک، متولد ۱۰ می ۱۹۶۳ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۲) در واشینگتن، افسر پرواز نیروی دریایی ایالات متحده و فضانورد سابق ناساست. او در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) به‌سبب برخی اقدامات تبهکارانه! از ناسا اخراج شد. خُب، در میان فضانوردان هم ممکن است افراد خلافکار پیدا شوند.

نخستین بار وقتی شش‌ساله بود، هنگام تماشای فرود انسان بر سطح ماه، به برنامه‌های فضایی ابراز علاقه کرد. همین‌طور که بزرگ می‌شد، پیگیر برنامه‌های شاتل‌های فضایی و به‌ویژه پیوستن زنان به برنامه‌های فضایی بود. او در سال ۱۹۸۵ (۱۳۶۴) مدرک مهندسی هوافضا را از آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده، و در سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) فوق‌لیسانس همین رشته و همچنین مدرکی در رشته‌ی مهندسی فضایی را از مرکز تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی در کالیفرنیا گرفت.dn11124-1_400

خانم نواک از سال ۱۹۸۵ به خدمت نیروی دریایی ایالات متحده درآمد و دو سال بعد افسر پرواز این نیرو شد و به‌مدت ۲۵ سال در این نیرو خدمت کرد. او در مجموع بیش از ۱۵۰۰ ساعت سابقه‌ی پرواز با بیش از ۳۰ هواپیمای گوناگون در کارنامه دارد. در زمان خدمت، مدال خدمت افتخارآمیز دفاعی، مدال تقدیر نیروی دریایی، و مدال دستاورد نیروی دریایی، و چند مدال خدمت دیگر را دریافت کرده بود. در تابستان ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) هیئتی متشکل از سه نفر از عالی‌ترین افسران نیروی دریایی ایالات متحده به این نیرو توصیه کردند که او از نیروی دریایی اخراج شود و درجه‌ی او نیز تقلیل یابد. (ماجرا را به‌زودی می‌خوانید!) خدمت او تحت عنوان «(Other Than Honorable (OTH» طبقه‌بندی شد که شدیدترین نوع اخراج نظامی است و فرد پس از آن دیگر هرگز حق نام‌نویسی و بازگشت به هیچ‌یک از نیروهای نظامی را ندارد.

خانم نواک در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) برای برنامه‌ی فضایی ناسا انتخاب شد و از تابستان همان سال آموزش‌های او آغاز شد. شایستگی او برای سِمَت متخصص ربوتیک در مأموریت تأیید و نامش وارد فهرست فضانوردان مأموریت ۱۱۸-STS شد. البته با کمی جابه‌جایی در برنامه‌ها و فهرست‌ها، سرانجام در ۴ جولای ۲۰۰۶ (۱۳ تیر ۱۳۸۵) سوار بر شاتل دیسکاوری در مأموریت ۱۲۱-STS به ایستگاه فضایی بین‌المللی رفت. او در این مأموریت ۱۳روزه مسئول کار با بازوی ربوتیک شاتل در چند راهپیمایی فضایی بود.

و اما ماجرا از این قرار بود که خانم نواک، علی‌رغم داشتن همسر و سه فرزند، چندان پای‌بند به زندگی خانوادگی خود نبود و روابط خارج از ازدواجی را با فضانورد همکارش، ویلیام اُفلاین، آغاز کرده بود. هرچند آقای افلاین هم بعد از دو سال این رابطه را خاتمه داده و روابط دوستانه‌ای را با کالین شیپ‌من آغاز کرده که مهندسی در یکی از پایگاه‌های نیروی هوایی در فلوریدا بوده است. به این ترتیب، خانم نواک به فکر انتقام می‌افتد و شبی در زمستان ۲۰۰۷ (۱۳۸۵) راهی فلوریدا می‌شود؛ درحالی‌که با خود دستکش‌های لاستیکی، تفنگ بادی و مهمات، اسپری فلفل، چاقو، کیسه‌ی زباله، کامپیوتر شخصی‌اش، و مقداری پول نقد به همراه داشت. او در فرودگاه بین‌المللی اورلاندو بیش از یک ساعت منتظر رسیدن خانم شیپ‌من ماند. در پارکینگ فرودگاه تلاش نواک برای ورود به اتومبیل شیپ‌من با شکست روبه‌رو شد اما توانست از شیشه‌ی ماشین اسپری فلفل را روی صورت او خالی کند. با سرعت‌عمل شیپ‌من، پلیس به‌سرعت به آن‌جا رسید و خانم نواک را به جرم تلاش برای آدم‌ربایی، با همه‌ی مدارک، دستگیر کرد.lisaNowak

علی‌رغم حاضرشدن چند نفر از افسران و فضانوردان همکارش، و ازجمله فرمانده او در مأموریت شاتل، در دادگاه و شهادت به معقول‌بودن رفتارهای خانم نواک در زمان خدمت در ناسا و نیروی دریایی، دادگاه به‌سبب وجود نقشه‌ی از پیش‌ برنامه‌ریزی‌شده و سلاح‌های گرم و سرد خطرناک او را به اقدام برای آدم‌ربایی و احتمالاً قتل خانم شیپ‌من محکوم کرد. خانم نواک با پرداخت وثیقه‌ی ۲۵ هزار دلاری از زندان آزاد شد اما دادگاه‌ها تا سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) ادامه یافت و سرانجام هم لیزا نواک به تلاش برای آدم‌ربایی و ایراد ضرب‌وجرح محکوم شد.

پس از این ماجراها، برخی از منتقدان ناسا را محکوم کردند که هنگام پذیرش افراد برای شغل فضانوردی به اندازه‌ی کافی سختگیری نمی‌کند و بعدتر هم با قهرمان جلوه‌دادن فضانوردان مانع از پیگیری تخلفات احتمالی آن‌ها می‌شود. البته ادعاهای این منتقدان درباره‌ی رفتارهای نادرست برخی از فضانوردان هرگز اثبات نشد ولی این ماجرا باعث تدوین ضوابط اخلاقی خاصی در ناسا شد که فضانوردان ملزم به رعایت آن‌ها شده‌اند.

در همان ابتدای سال ۲۰۰۷ پس از بازگشت از زندان، از خانم نواک خواستند یک ماه ناسا را ترک کند. پس از گذشت یک ماه، وقتی به هیوستون بازگشت، از فرودگاه با اسکورت پلیس برای برخی ارزیابی‌های پزشکی و روانی به مرکز فضایی جانسون برده شد. اما در بهار آن سال سرانجام مأموریت او در ناسا خاتمه یافت. پس از این ماجرا ویلیام افلاین هم از ناسا اخراج شد و به این ترتیب این دو نفر نخستین افرادی هستند که از ناسا اخراج شده‌اند. در پی این ماجرا همسر لیزا هم از او جدا شد. خانم نواک پس از اخراج از ناسا به نیروی دریایی بازگشت اما پس از سه سال این نیرو نیز تصمیم به اخراج او گرفت.




pamela-melroy

شادی حامدی آزاد

پَمِلا مِلروی افسر بازنشسته‌ی نیروی هوایی ایالات متحده و فضانورد سابق ناساست که در سه مأموریت شاتل فضایی شرکت داشته و فرماندهی یکی از آن‌ها را بر عهده داشته است. او اکنون مدیر اداره‌ی فناوری در سازمان پروژه‌های پژوهشی پیشرفته‌ی دفاعی (DARPA) وابسته به وزارت دفاع ایالات متحده است.

پملا ملروی در ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۱ (۲۶ شهریور ۱۳۴۰) در پالو آلتو کالیفرنیا متولد شد. او در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) از کالج ولزلی لیسانس فیزیک و نجوم گرفت و سپس در رشته‌ی علوم سیاره‌ای و زمین‌شناسی در مؤسسه‌ی فناوری ماساچوستز (MIT) ادامه‌ی تحصیل داد. خانم ملروی در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) از کالج یونا در نیویورک دکتری افتخاری دریافت کرد. او پس از طی دوران فوق‌لیسانس خود در دوره‌های خلبانی نیروی هوایی شرکت کرد و در سال ۱۹۸۵ (۱۳۶۴) فارغ‌التحصیل شد. سپس خلبان آزمایش‌گر شد و تا زمان بازنشستگی در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) بیش از ۵۰۰۰ ساعت پرواز با بیش از ۵۰ نوع مختلف هواپیما را در کارنامه‌ی خود ثبت کرد.

خانم ملروی در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) برای فضانوردی از سوی ناسا انتخاب شد و تمرین‌ها و آموزش‌های لازم را برای خلبانی شاتل فضایی گذراند. پیش از پرواز، مانند همه‌ی همکارانش، مدتی را در اداره‌ی فضانوردان و در بخش پشتیبانی پرتاب و فرود فضانوردان و همچنین در سِمَت CAPCOM خدمت کرد. او در دو پرواز نخست خود خلبان شاتل بود و در سومین و آخرین مأموریتش فرماندهی شاتل را بر عهده داشت و به این ترتیب پس از آیلین کالینز دومین فرمانده زن شاتل شد.

Pamela Melroy1

نخستین سفر خانم ملروی به فضا ۱۱ تا ۲۴ اکتبر ۲۰۰۰ (۲۰ مهر تا ۳ آبان ۱۳۷۹) سوار بر شاتل دیسکاوری بود. در این مأموریت ۱۳روزه فضانوردان دو قطعه‌ی مهم ایستگاه فضایی را به‌کمک بازوی ربوتیک شاتل و انجام چهار راهپیمایی فضایی به آن متصل کردند. بعد از این مأموریت، ایستگاه فضایی وسیع‌تر و آماده‌ی پذیرش ساکنان آینده‌ی خود شد. سفر دوم او به فضا سوار بر شاتل آتلانتیس از ۷ تا ۱۸ اکتبر ۲۰۰۲ (۱۵ تا ۲۶ مهر ۱۳۸۱) بود. این پرواز هم جزو مأموریت‌های تکمیل ایستگاه فضایی و شامل سه راهپیمایی فضایی بود. این نخستین باری بود که دوربینی به مخزن خارجی شاتل متصل شد و خدمه‌ی کنترل پرواز روی زمین می‌توانستند نمای زنده‌ی پرتاب شاتل را از آن دوربین مشاهده کنند. آخرین پرواز خانم ملروی ۲۳ اکتبر تا ۷ نوامبر ۲۰۰۷ (اول تا ۱۶ آبان ۱۳۸۶) سوار بر شاتل دیسکاوری بود. در این مأموریت بخش موسوم به نود ۲ یا هارمونی به ایستگاه اضافه شد که به این ترتیب امکان اضافه‌شدن آزمایشگاه‌های بین‌المللی آینده به ایستگاه فضایی فراهم شد. همچنین در این مأموریت جابه‌جایی یکی از آرایه‌های صفحه‌های خورشیدی ایستگاه روی بدنه‌ی آن موجب آسیب‌دیدگی این صفحه‌ها شد ولی طی یک راهپیمایی فضاییِ برنامه‌ریزی‌نشده اما موفق این آسیب‌دیدگی تعمیر شد.

خانم ملروی در مجموع بیش از ۳۸ روز در فضا بوده است. در تابستان ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) ناسا را ترک کرد و مدتی مدیر برنامه‌ی کاوش‌های فضایی خلاقانه در شرکت لاکهید مارتین (شرکت مهمِ تولیدکننده‌ی محصولات صنایع هوافضایی و نظامی پیشرفته در آمریکا) بود. او در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) به سازمان هوانوردی فدرال آمریکا پیوست و در نقش مشاور ارشد و مدیر اداره‌ی حمل‌ونقل تجاری-فضایی این سازمان خدمت کرد. او در ابتدای سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۱) این اداره را ترک کرد و به وزارت دفاع ایالات متحده پیوست.




z 2

شادی حامدی آزاد 

کاترین تورنتون دانشمند آمریکایی و فضانورد بازنشسته‌ی ناسا با بیش از ۹۷۵ ساعت حضور در فضا و ازجمله ۲۱ ساعت راهپیمایی فضایی است. او در ۱۷ آگوست ۱۹۵۲ (۲۶ مرداد ۱۳۳۱) در شهر مونت‌گومری ایالت آلاباما متولد شد. در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) از دانشگاه آوبرن آلاباما لیسانس فیزیک و سه سال بعد فوق‌لیسانس همین رشته را گرفت. او در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۸) دکتری فیزیک خود را از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. پس از دکتری، از سوی ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) شایسته‌ی دریافت بورس فوق‌دکتری برای تحصیل در مؤسسه‌ی فیزیک هسته‌ای ماکس پلانک در هایدلبرگ آلمان شد.z 4

خانم تورنتون در بهار ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) از سوی ناسا برای فضانوردی انتخاب شد و یک سال بعد، با گذراندن آموزش‌های لازم، رسماً فضانورد شد. پیش از پرواز به فضا در بخش‌های مختلفی خدمت کرد؛ ازجمله بازبینی نرم‌افزارهای پرواز در آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL)، عضو گروه آزمون وسایل نقلیه‌ی فضایی در مرکز فضایی کندی، و همچنین در سِمَت CAPCOM برای چند مأموریت شاتل. او همچنین به عضویت انجمن فیزیک آمریکا و انجمن آمریکایی پیشرفت علوم درآمد. خانم تورنتون ازدواج کرده و پنج فرزند نیز دارد.

نخستین پرواز او به فضا در ۲۲ نوامبر ۱۹۸۹ (اول آذر ۱۳۶۸) سوار بر شاتل دیسکاوری انجام شد. این سومین پرواز شبانه‌ی شاتل‌ها به فضا بود. در این مأموریت ۵روزه محموله‌ای برای وزارت دفاع ایالات متحده به فضا برده شد و به همین سبب اغلب جزئیات آن محرمانه است. برخی کارشناسان و روزنامه‌نگاران در آن زمان اعلام کردند که هدف ماهواره‌ای که برای وزارت دفاع به مدار رفته استراق‌سمع ارتباطات نظامی و سیاسی روسیه، چین و دیگر کشورهای کمونیست بوده است.z 1

پس از حادثه‌ی چلنجر، کنگره‌ی ایالات متحده ساخت شاتل جدیدی را برای جانشینی چلنجر تصویب کرد. این شاتل اندیور نام گرفت که نخستین بار در ۷ مه ۱۹۹۲ (۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۱) طی مأموریت ۴۹-STS به فضا رفت. این مأموریت ۸روزه دومین سفر خانم تورنتون به فضا بود. در این پرواز، نخستین آزمون پروازی اندیور و چهار راهپیمایی فضایی برای «به‌دام‌انداختن» و تعمیر ماهواره‌ی اینتل‌سَت انجام شد. یکی از این راهپیمایی‌ها شامل سه فضانورد بود و این نخستین باری بود که سه فضانورد از یک مأموریت هم‌زمان بیرون فضاپیما بودند. این عملیات ۸ ساعت و ۲۹ دقیقه طول کشید که تا سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) طولانی‌ترین راهپیمایی فضایی انجام‌شده بود (در آن تاریخ رکورد طولانی‌ترین راهپیمایی فضایی به عملیاتی در مأموریت ۱۰۲-STS رسید که ۸ ساعت و ۵۶ دقیقه طول کشید). بخشی از این راهپیمایی‌ها برای شبیه‌سازی و سنجش عملیات لازم برای ساخت ایستگاه فضایی فریدام بود. خانم تورنتون هم در این راهپیمایی‌ها حضور داشت.

سومین پرواز فضایی او در پنجمین مأموریت شاتل اندیور در ۲ دسامبر ۱۹۹۳ (۱۱ آذر ۱۳۷۲) آغاز شد. مأموریت ۱۱روزه‌ی ۶۱-STS نخستین مأموریت تعمیر تلسکوپ فضایی هابل بود که این عملیات طی ۵ راهپیمایی فضایی انجام شد. این مأموریت به‌سبب حمل ابزارهای سنگین یکی از پیچیده‌ترین مأموریت‌های شاتل‌ها تاکنون بوده است. این مأموریت رکورددار بیشترین تعداد و زمان راهپیمایی‌های فضایی در یک مأموریت با ۳۵ ساعت و ۲۸ دقیقه (۵ راهپیمایی) است.z 3

خانم تورنتون برای چهارمین و آخرین بار سوار بر شاتل کلمبیا در ۲۰ اکتبر ۱۹۹۵ (۲۸ مهر ۱۳۷۴) به فضا رفت. او در این پرواز، فرمانده‌ی بار دومین مأموریت آزمایشگاه ریزگرانش ایالات متحده بود. تمرکز آزمایش‌های این مأموریت ۱۶روزه بر علوم مواد، زیست‌فناوری، علم احتراق، و فیزیک سیالات بود. کاترین تورنتون در مجموع ۱۵ روز و ۲۱ ساعت در فضا بوده و یکی از رکوردداران انجام راهپیمایی‌های فضایی است.

او در اول آگوست ۱۹۹۶ (۱۱ مرداد ۱۳۷۵) ناسا را ترک کرد و به دانشکده‌ی مهندسی دانشگاه ویرجینیا پیوست. او ‌اکنون مدیر آموزش علوم، ریاضیات و مهندسی در این دانشگاه است.




Sandra Magnus

شادی حامدی آزاد

ساندرا هَل مَگنِس مهندس آمریکایی و فضانورد ناساست که در آخرین مأموریت شاتل فضایی حضور داشت. او در ۳۰ اکتبر ۱۹۶۴ (۸ آبان ۱۳۴۳) در شهر بِل‌ویل در ایالت ایلینوی متولد شد. فیزیک و مهندسی برق را در دانشگاه علم و فناوری میسوری تحصیل کرد و در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) دکتری مهندسی و علوم مواد را از مؤسسه‌ی فناوری جورجیا گرفت. پژوهش او برای رساله‌ی دکتری‌اش توانست بورسیه‌ای را از مرکز پژوهشی لویس ناسا ردیافت کند.

در دهه‌ی ۱۹۸۰ خانم مگنس بر طراحی هواپیماهای رادارگریز برای شرکت مک‌دانل داگلاس (یکی از شرکت‌های مهم تولیدکننده‌ی محصولات هوافضایی و نظامی که بعدها با شرکت بویینگ ادغام شد) کار می‌کرد. همچنین او بر طراحی سامانه‌ی پیشران در هواپیمای ۱۲-A اَوِنجِر ۲ کار می‌کرد که ساختش بعد از مدتی منتفی شد.

مگنس در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) برای فضانوردی انتخاب شد و پس از طی آموزش‌های لازم سرانجام در اکتبر ۲۰۰۲ (مهر ۱۳۸۱) سوار بر شاتل آتلانتیس راهی فضا شد. هدف اصلی این مأموریت اتصال یکی از بخش‌های تکمیلی ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) به بدنه‌ی اصلی آن بود. طی سه راهپیمایی فضایی لازم برای انجام‌دادن این عملیات مسئولیت مگنس کارکردن با بازوی ربوتیک شاتل بود.

Sandra_Magnus

ساندرا مگنس در ژانویه‌ی ۲۰۰۶ (دی ۱۳۸۴) همراه با اولگ آرتِمیِف و مایکل برت در آزمایشی ۲روزه شرکت کرد. هدف این آزمایش سنجش توانایی فضانوردان در جان‌به‌دربردن از منطقه‌ای غیرمسکونی بود درصورتی‌که ماژول فرود فضاپیمای سایوز روسی مجبور به فرود اضطراری در ناکجاآباد می‌شد. آن‌ها باید تمرین می‌کردند تا بتوانند با استفاده از کیت‌های موجود در سایوز، ۲-۳ روز خود را در مناطق جنگلی و غیرمسکونی و در هوای سرد و برفی زنده نگاه دارند تا گروه نجات به آن‌ها برسد. آن‌ها این آزمایش را در جنگلی در نزدیکی مسکو انجام دادند. در این زمان چند سری از این آزمایش برای گروه‌های مختلف فضانوردان برگزار شد.

last Mission

پوستر آخرین مأموریت شاتل‌های فضایی

سومین سفر او به فضا در آخرین مأموریت شاتل‌های فضایی بود که پس از آن شاتل‌ها بازنشسته شدند. مأموریت ۱۳۵-STS از ۸ تا ۲۱ ژوئیه‌ی ۲۰۱۱ (۱۷ تا ۳۰ تیر ۱۳۹۰) انجام شد. این مأموریت را شاتل آتلانتیس انجام داد. در این پرواز فقط چهار فضانورد حضور داشتند که از زمان مأموریت ۶-STS چلنجر در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) بی‌سابقه بود. این درواقع تنها باری بود که فقط چهار فضانورد با شاتل به ایستگاه فضایی می‌رفتند. علت کم‌بودن تعداد فضانوردان در این مأموریت آن بود که شاتل‌های اندیور و دیسکاوری هم بازنشسته شده بودند و اگر احتمالاً برای شاتل آتلانتیس مشکلی پیش می‌آمد فضانوردان باید به ایستگاه فضایی منتقل می‌شدند و سپس در دوره‌ای یک‌ساله یکی‌یکی با فضاپیمای سایوز روسی به زمین بازمی‌گشتند. محموله‌ی اصلی این مأموریت ماژول لجستیک چندمنظوره (MPLM) به نام رافائلو برای ایستگاه فضایی بود.

ساندرا مگنس تاکنون بیش از ۱۵۷ روز را در فضا سپری کرده و همچنان فضانورد فعال ناسا و مدیر اجرایی مؤسسه‌ی غیرانتفاعی هوانوردی و فضانوردی آمریکا (AIAA) است.

 
 



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

 Kathryn_D._Sullivan

شادی حامدی آزاد

کاترین سالیوان، زمین‌شناس و فضانورد بازنشسته‌ی ناسا، در سوم اکتبر ۱۹۵۱ (۱۰ مهر ۱۳۳۰) در شهر پترسون نیوجرسی متولد شد. او مدرک کارشناسی علوم زمین را از دانشگاه کالیفرنیا سانتاکروز (۱۳۵۱/۱۹۷۳) و دکتری زمین‌شناسی را از دانشگاه دالهاوسی کانادا (۱۳۵۷/۱۹۷۸) گرفت و دانشمند ارشد سازمان ملی امور اقیانوسی و جوّی آمریکا (NOAA) شد. او تا پیش از پیوستن به ناسا در مقام اقیانوس‌شناس در آلاسکا خدمت می‌کرد. او همچنین در سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) به نیروی دریایی ایالات متحده پیوست و در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) هم با درجه‌ی ناخدا بازنشسته شد.

انتخاب خانم سالیوان برای فضانوردی در سال ۱۹۷۸ و در گروهی انجام شد که نخستین زنان فضانورد آمریکایی (از جمله سالی راید و شنون لوسید) هم در آن بودند. اما نخستین سفر او به فضا سوار بر شاتل چلنجر و در ۵ اکتبر ۱۹۸۴ (۱۳ مهر ۱۳۶۳) اتفاق افتاد. این پرواز سیزدهمین مأموریت کاروان شاتل‌ها، ششمین پرواز شاتل چلنجر، و نخستین پروازی بود که هفت فضانورد را با هم به فضا برد. همچنین در این مأموریت برای نخستین بار دو فضانورد زن (سالیوان و سالی راید) هم‌سفر شدند. در این پرواز ۸روزه سالیوان نخستین زن فضانورد آمریکایی شد که راهپیمایی فضایی انجام داد. این عملیات سه ساعت طول کشید و هدف آن شبیه‌سازی سوخت‌گیری شاتل در مدار و نشان‌دادن شدنی‌بودن این کار بود.

دومین پرواز خانم سالیوان به فضا در مأموریت بسیار مهم ۳۱-STS شاتل دیسکاوری در ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ (۴ اردیبهشت ۱۳۶۹) بود. طی این مأموریتRAE08SCKS_001 ۵روزه تلسکوپ فضایی هابل به مدار رفت. البته این مأموریت قرار بود در تابستان ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) انجام شود اما به‌سبب حادثه‌ی چلنجر به تأخیر افتاد. کاترین سالیوان یک بار دیگر هم در مأموریت ۹روزه‌ی شاتل آتلانتیس در سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) به فضا رفت و در مجموع سه سفرش بیش از ۲۲ روز را در فضا سپری کرد.

خانم سالیوان پس از بازنشستگی از ناسا به مدیریت مرکز علم کلمبوس در اوهایو و پس از آن نیز به مدیریت مرکز آموزش ریاضیات و علوم در دانشگاه ایالتی اوهایو رسید. نام او در سال ۲۰۰۴ وارد تالار افتخارات فضانوردان آمریکا شد و همچنین جایزه‌ی زنان در علوم فضایی را از آسمان‌نمای ادلر دریافت کرد. از سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) نیز به مدت سه سال مدیر بخشی مربوط به ترویج علم در انجمن آمریکایی پیشرفت علوم بود. او از بهار سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) به پیشنهاد باراک اوباما و تصویب سنای آمریکا به سِمت معاونت بازرگانی مشاهدات و پیش‌بینی‌های محیطی و نیز مدیریت سازمان ملی امور اقیانوسی و جوّی آمریکا منصوب شد.

 
 



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

Fisher-a

شادی حامدی آزاد 

آنا لی فیشر شیمی‌دان و پزشک آمریکایی و فضانورد ناساست که در ۲۴ آگوست ۱۹۴۹ (۲ شهریور ۱۳۲۸) در نیویورک متولد اما در کالیفرنیا بزرگ شد. در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) از دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس (UCLA) در رشته‌ی شیمی فارغ‌التحصیل شد و سپس در همان رشته و همان دانشگاه در گرایش مطالعات بلورشناسی در پرتو ایکس به ادامه‌ی تحصیل پرداخت. سپس به دانشکده‌ی پزشکی UCLA رفت و در سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۵) دکتری پزشکی خود را گرفت. او تخصص خود را در پزشکی اورژانس گرفت و در چندین بیمارستان خدمت کرد. در سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) دوباره به رشته‌ی شیمی برگشت و کارشناسی‌ارشد این رشته را در دانشگاه UCLA گرفت.

آنا فیشر در ژانویه‌ی سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) برای فضانوردی از سوی ناسا برگزیده شد و یک سال و نیم بعد آموزش‌ها را به پایان رساند. او تا پیش از رفتن به فضا در این بخش‌ها خدمت کرد: توسعه و آزمایش بازوی روبوتیک شاتل، توسعه و آزمایش روش‌های راهپیمایی فضایی و روش‌های تعمیرات در فضا و بهبود و آزمودن لباس‌های فضایی بسیار کوچک، بازبینی نرم‌افزارهای پرواز در آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL)، و همچنین در سِمَت CAPCOM برای یکی از پروازهای شاتل. او همچنین در چند مأموریتْ پزشک گروه نجات هلی‌کوپتری در هنگام پرتاب و فرود بود.4_foto

آنا لی فیشر سرانجام در سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) در دومین پرواز شاتل فضایی دیسکاوری به فضا رفت. در این مأموریت ۸ روزه او نخستین مادری شد که به فضا سفر کرد. طی این مأموریت دو ماهواره‌ی مخابراتی به فضا ارسال شدند و دو ماهواره‌ی مخابراتی دیگر به زمین بازگردانده شدند. او قرار بود پس از این سفر در مأموریت دو سال بعد شاتل کلمبیا هم حضور داشته باشد اما آن سفر پس از حادثه‌ی چلنجر لغو شد.

به این ترتیب او در شاخه‌ی توسعه‌ی مأموریت در اداره‌ی فضانوردان مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶) در هیئت انتخاب فضانوردان هم حضور داشت و همچنین در اداره‌ی پشتیبانی ایستگاه فضایی خدمت کرد. خانم فیشر از سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) به مرخصی هشت‌ساله‌ای رفت تا به گفته‌ی خودش بیشتر به خانواده‌اش رسیدگی کند.

پس از بازگشت دوباره به ناسا در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵)، به شاخه‌ی برنامه‌ریزی عملیات دعوت شد تا روی روش‌های تمرین و آموزش فضانوردان برای ایستگاه فضایی کار کند. او چند سالی معاون و چند سالی هم مدیر این بخش در اداره‌ی فضانوردان ناسا بود و پس از مدتی به ریاست شاخه‌ی ایستگاه فضایی اداره‌ی فضانوردان رسید و در این بخش بر کار ۴۰-۵۰ فضانورد و مهندس پشتیبان نظارت داشت. خانم فیشر هم‌اکنون نیز در اداره‌ی فضانوردان مشغول به کار و منتظر است تا یکی از فضانوردان مأموریتی به ایستگاه فضایی شود.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:17 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

whitson

باتجربه‌ترین فضانورد زن و نخستین فرمانده زن در ایستگاه فضایی بین‌المللی

شادی حامدی آزاد 

پگی آنت ویتسون در ۹ فوریه ۱۹۶۰ (۱۹ بهمن ۱۳۳۸) در ماونت‌ایر ایالت آیوا متولد شد و در مزرعه‌ای خارج از شهر بیکنزفیلد بزرگ شد. او پس از پایان تحصیلات مقدماتی از کالج آیوا وسلیِن با مدرک کارشناسی زیست‌شناسی و شیمی فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۹۸۵ (۱۳۶۴) دکتری بیوشیمی خود را از دانشگاه رایس در هیوستون تگزاس گرفت.jsc2007e18915

او پس از فارغ‌التحصیلی در مقام پژوهشگر به مرکز فضایی جانسون در هیوستون پیوست و به مدت یک سال و نیم سرپرست گروه پژوهشی بیوشیمی در شرکت کروگ اینترنشنال بود که یکی از پیمانکاران علوم پزشکی در مرکز فضایی جانسون ناساست. از سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) به مدت شش سال استادیار دانشکده‌ی طب داخلی و دانشکده‌ی ژنتیک و بیوشیمی انسانی در دانشگاه پزشکی تگزاس بود. در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) سِمَت استادیاری را در دانشگاه رایس شروع کرد. خانم ویتسون از سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) به مدت سه سال دانشمند ارشد برنامه‌ی شاتل-میر بود و تا زمانی که برای فضانوردی انتخاب شد نایب رئیس بخش علوم پزشکی مرکز فضایی جانسون بود و در بخش‌های گوناگون در مقام پژوهشگر بیوشیمی کار می‌کرد. در یک سال آخر پیش از سفر فضایی هم یکی از رؤسای کارگروه علمی مأموریت آمریکایی-روسی بود.

سرانجام در بهار ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) برای فضانوردی انتخاب شد و تابستان همان سال آموزش‌های او آغاز شد. پس از طی‌کردن دو سال تمرین و آموزشْ وظایف فنی را در شاخه‌ی برنامه‌ریزی عملی اداره‌ی فضانوردان برعهده گرفت و یک سال مدیر گروه پشتیبان آزمودن خدمه در روسیه بود. نخستین سفر او به فضا در مأموریت پنجم به ایستگاه فضایی (Expedition 5) در روز ۵ ژوئن ۲۰۰۲ (۱۵ خرداد ۱۳۸۱) سوار بر شاتل اندیور آغاز شد. شاتل دو روز بعد به ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) متصل شد و خانم ویتسون به همراه فضانوردان همکارش وارد ایستگاه شد و شش ماه بعدی را در ایستگاه سپری کرد. او در این مدت در نصب بخش‌های مختلف ایستگاه همکاری داشت و نخستین راهپیمایی فضایی خود را به مدت ۴ ساعت و ۲۵ دقیقه انجام داد. او لقب نخستین افسر علمی ناسا را در این سفر دریافت کرد و ۲۱ آزمایش در زمینه‌ی علوم زیستی انسان و پدیده‌ی ریزگرانش انجام داد.

پگی آنت ویتسون در مأموریت ایستگاه فضاییِ خود لقب نخستین افسر علمی ناسا را دریافت کرد و ۲۱ آزمایش در زمینه‌ی علوم زیستی انسان و پدیده‌ی ریزگرانش انجام داد.

در ژوئن ۲۰۰۳ (خرداد ۱۳۸۲) فرمانده مأموریت ۱۴روزه‌ی نیمو ۵ در آزمایشگاه زیرآبی آکواریوس شد. (برنامه‌ی نیمو را ناسا برای آماده‌سازی فضانوردان برای کاوش‌های فضایی طرح‌ریزی کرده است و این آزمایشگاه در عمق حدود ۱۹ متری زیر آب‌های ساحل فلوریدا قرار دارد.) خانم ویتسون از پاییز ۲۰۰۳ به مدت یک سال و نیم نایب رئیس اداره‌ی فضانوردان ناسا بود و شش ماه بعدی هم رئیس شاخه‌ی عملکردهای ایستگاهی در اداره‌ی فضانوردان بود.jsc2005e42627

دومین پرواز فضایی او در مأموریت Expedition 16 و سوار بر فضاپیمای سایوز ۱۱-TMA روسی در روز ۱۰ اکتبر ۲۰۰۷ (۱۸ مهر ۱۳۸۶)‌ آغاز شد. او در این مأموریت پنج‌ماهه فرمانده ایستگاه بود و نخستین زنی شد که به فرماندهی ایستگاه فضایی رسید. جالب این‌که طی اقامت او در ایستگاه، مأموریت ۱۲۰-STS شاتل هم به فرماندهی پَمِلا ملروی به ایستگاه آمد و این نخستین بار در تاریخ ایستگاه فضایی شد که دو فرمانده زن هم‌زمان در مدار بودند. خانم ویتسون در این ۵ ماه برای نصب برخی از بخش‌های ایستگاه چند راهپیمایی فضایی انجام داد و در همین مأموریت بود که مجموع زمان راهپیمایی‌های فضایی او از سونیتا ویلیامزپیشی گرفت و با ۳۲ ساعت و ۳۶ دقیقه بیشترین زمان راهپیمایی فضایی و همچنین بیشترین تعداد راهپیمایی (۵ بار) را در میان زنان فضانورد به دست آورد. (البته همان‌طور که در مقاله‌ی سونیتا ویلیامز خواندید، او در سفر اخیرش به ایستگاه هر دو این رکوردها را با مجموع ۵۰ ساعت و ۴۰ دقیقه در ۷ راهپیمایی فضایی دوباره از آنِ خود کرد.)

پگی ویتسون در پایان مأموریت دوم سوار بر فضاپیمای سایوز ۱۱-TMA به زمین بازگشت. این همان فضاپیمایی بود که خانم یی سو-یئون (فضانورد کره‌ای) هم در آن حضور داشت. این فضاپیما حین بازگشت به زمین با شیبی بیشتر از حالت عادی وارد جو شد و به این ترتیب باعث واردآمدن نیروی گرانشی ۱۰ برابر بیشتر از نیروی گرانش روی زمین به بدن فضانوردان شد. همچنین کپسول سایوز ۴۲۰ کیلومتر دورتر از نقطه‌ی تعیین‌شده فرود آمد. البته هر سه فضانورد سالم بودند ولی می‌بایست تحت نظر پزشک معاینه می‌شدند.190789main_jsc2007e045195_small

خانم ویتسون پس از بازگشت از فضا از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱) رئیس اداره‌ی فضانوردان ناسا بود. این نخستین باری بوده که یک زن و نیز فردی غیرخلبان به این سمت گمارده می‌شود. اکنون او از این سمت کناره‌گیری کرده و با ۵۳ سال سنْ همچنان فضانورد فعال ناسا محسوب می‌شود. پگی ویتسون با مجموع ۳۷۶ روز حضور در فضا فعلاً باتجربه‌ترین فضانورد زن و بیستمین فضانورد از این نظر در میان زنان و مردان همکارش است.

خانم ویتسون تاکنون مدال‌ها و نشان‌های افتخار بسیاری دریافت کرده است؛ ازجمله مدال رهبری ممتاز ناسا (۲۰۰۶)، مدال پرواز فضایی ناسا (۲۰۰۲)، جایزه‌ی دستاورد گروهی برای برنامه‌ی شاتل-میر (۱۹۹۶)، جایزه‌ی رندلف لاولِیس دوم از انجمن فضانوردان آمریکا (۱۹۹۵)، مدال خدمت خارق‌العاده از ناسا (۱۹۹۵، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶)، نشان تقدیر ناسا (۱۹۹۴)، و مدال شایستگی در کاوش فضایی (روسیه ۲۰۱۱) به پاس تقدیر از مشارکت چشمگیر در بهبود همکاری‌های بین‌المللی در پروازهای سرنشین‌دار فضایی.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:16 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

709907049

نخستین زنی که به ایستگاه میر رفت؛ نخستین فضانورد بریتانیا

شادی حامدی آزاد

 هلن پاتریشیا شارمن در ۳۰ می ۱۹۶۳ (۹ خرداد ۱۳۴۲) در شفیلد انگلستان متولد و بزرگ شد. او پس از پایان تحصیلات مقدماتیْ با مدرک کارشناسی شیمی از دانشگاه شفیلد فارغ‌التحصیل شد و سپس دکتری شیمی را از کالج برک‌بِک دانشگاه لندن دریافت کرد. او مدتی مهندس شرکت جنرال الکتریک و شیمی‌دان کارخانه‌ی شکلات‌سازی مارس بود. در سال ۱۹۸۹ (۱۳۶۸) از رادیو آگهی دعوت برای نخستین ارسال فضانورد از سوی بریتانیا را شنید و داوطلب شد. در نوامبر آن سال از میان ۱۳ هزار متقاضی سفر به فضا انتخاب شد. این برنامه پروژه‌ی جونو نام داشت و همکاری مشترکی میان چند شرکت بریتانیایی و شوروی سابق بود. ازجمله ویژگی‌های لازم برای انتخاب‌شدن سابقه‌ی کاری، پیشینه‌ی علمی، تحصیلات، و توانایی فراگیری زبان خارجی بود.

خانم شارمن ۱۸ ماه در شهرک ستارگان مسکو تحت آموزش‌ها و تمرین‌های فشرده بود. کنسرسیوم پروژه‌ی جونو نتوانست بودجه‌ی لازم برای این برنامه را تأمین کند، به همین سبب پروژه تا مرز لغوشدن پیش رفت. وقتی میخاییل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی، موضوع را شنید دستور داد که، به‌سبب ملاحظات بین‌المللی و دوستی میان دو کشور، این پروژه با سرمایه‌گذاری روسیه انجام بشود. هرچند در نبود بودجه‌ی کافیْ برخی آزمایش‌های پُرهزینه‌ی برنامه‌ریزی‌شده لغو شدند.

او سرانجام در ۱۸ می ۱۹۹۱ (۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۰) سوار بر فضاپیمای سایوز ۱۲-TM به فضا و ایستگاه فضایی میر روسیه رفت و به این ترتیب نخستین زنی شد که به میر سفر می‌کرد. وظایف خانم شارمن در این مأموریت ۸روزه انجام آزمایش‌های پزشکی و کشاورزی، عکاسی از جزایر بریتانیا از فضا، و شرکت در برنامه‌ی رادیویی آماتوری برای دانش‌آموزان بریتانیایی بود. او، که در زمان سفرش ۲۷ سال و ۱۱ ماه داشت، در میان جوان‌ترین مسافران فضا قرار دارد. (جوان‌ترین فضانورد تا امروز گرمان تیتوف روس است که در ۲۵سالگی به فضا رفت و دومین نفر هم والنتینا ترشکوا است که در ۲۶سالگی به فضا رفت.)

هرچند که خانم شارمن یکی از سه نامزد بریتانیا در فرایند انتخاب فضانورد سازمان فضایی اروپا در سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) بود، دیگر به فضا اعزام نشد. او اکنون مروّج علم، و همچنین در آزمایشگاه ملی فیزیک مشغول به کار است. او به‌سبب مشارکت در پروژه‌ی جونو ستاره‌ای در پیاده‌رو مشاهیر انگلستان دریافت کرده است. همچنین به‌سبب تلاش‌های پیشگامانه‌اش یکی از رتبه‌های عالی امپراتوری بریتانیا (OBE) را در سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۲) دریافت کرد و همچنین عضویت افتخاری انجمن سلطنتی شیمی را به دست آورد. افزون بر این، مدرسه‌ای انگلیسی در شهر آسن هلند به نام او نام‌گذاری شده است.




astronaut

عصب‌شناس، مروّج علم، و عکاس کانادایی در فضا

شادی حامدی آزاد

روبرتا باندر در چهارم دسامبر ۱۹۴۵ (۱۳ آذر ۱۳۲۴) در شهر سو سَن‌ماری در ایالت اُنتاریو کانادا متولد شد و پرورش یافت. او نخستین زن کانادایی و همچنین نخستین عصب‌شناسی است که به فضا رفته و همچنین بیش از یک دهه رئیس بخش پزشکی فضایی ناسا بوده است. خانم باندر چندین مدال و نشان افتخار ازجمله نشان ملی کانادا، نشان انتاریو، و مدال فضایی ناسا و نیز بیش از ۲۴ دکتری افتخاری از دانشگاه‌های کانادا و ایالات متحده دریافت کرده است. همچنین نام او در تالار مشاهیر پزشکی کانادا و تالار افتخارات جهانی زنان وارد شده است و سال گذشته نیز ستاره‌ای در پیاده‌رو مشاهیر کانادا در تورنتو دریافت کرد.

او از کودکی شیفته‌ی علم بود و از ۷سالگی در آزمایشگاهی که پدرش در زیرزمین خانه‌شان برای او و خواهرش ساخته بود آزمایش‌های علمی انجام می‌داد. روبرتا به فضا نیز علاقه‌مند بود و به گفته‌ی خودش همیشه خود را نخستین انسانی فرض می‌کرده است که به ماه سفر خواهد کرد. او می‌گوید: «وقتی هشت‌ساله بودم، فضانوردبودن هیجان‌انگیزترین تخیل زندگی من بود». روبرتا پس از پایان تحصیلات مقدماتی وارد دانشگاه گولفِ انتاریو شد و در سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷) با مدرک کارشناسی جانورشناسی و کشاورزی فارغ‌التحصیل شد. سه سال بعد کارشناسی ارشدش را در رشته‌ی آسیب‌شناسی (پاتولوژی) کاربردی از دانشگاه وسترن انتاریو گرفت. در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) دکتری عصب‌شناسی را از دانشگاه تورنتو و سه سال بعد دکتری پزشکی را از دانشگاه مک‌مستر دریافت کرد. او اکنون بیش از ۳۰ سال است که عضویت کالج سلطنتی پزشکان و جراحان عصب‌شناس کانادارا دارد. او سفیر افتخاری کانادا در سال جهانی سیاره‌ی زمین یونسکو (۲۰۱۰) بود. به‌تازگی هم لقب قهرمان ملی عرصه‌ی زیست‌فناوری کانادا را به دست آورده است.bondarstamp

خانم باندر مدرک چتربازی هم دارد. همچنین در مؤسسه‌ی عکاسی بروکس کالیفرنیا دوره‌ی حرفه‌ای عکاسی طبیعت گذرانده و به‌طور حرفه‌ای عکاسی می‌کند و تا به حال ۴ کتاب عکس با تمرکز بر مسائل زیست‌محیطی منتشر و چندین نمایشگاه عکس برگزار کرده است.

روبرتا باندر در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) برای برنامه‌ی فضایی کانادا انتخاب شد، یک سال بعد آموزش‌های فضانوردی را شروع کرد و سرانجام در سِمَت متخصص بار برای نخستین مأموریت آزمایشگاه ریزگرانش (۱-IML) انتخاب شد. او در ۲۲ ژانویه ۱۹۹۲ (۲ بهمن ۱۳۷۰) سوار بر شاتل دیسکاوری در سفری یک‌هفته‌ای به فضا سفر کرد و به این ترتیب دومین فضانورد کانادا و نخستین زن کانادایی فضانورد شد. هدف اصلی این مأموریت بررسی اثرات پدیده‌ی ریزگرانش بر موجودات زنده‌ی گوناگون – مانند تخم میگو، بذر عدس، تخم مگس میوه، و باکتری‌ها – و نیز بر فراوری مواد ازجمله رشددادن بلورها از مواد مختلفی مثل آنزیم‌ها، یُد، جیوه، و یک نوع ویروس بود.

خانم باندر پس از بازگشت از فضا به مدت یک دهه رهبری گروهی بین‌المللی از پژوهشگران را در ناسا برعهده داشت که به بررسی داده‌های حاصل از برنامه‌های فضایی می‌پرداختند تا سازوکارهای نهفته در توانایی بدن انسان در بهبودیافتن از آثار سفر فضایی را بهتر درک کنند. یکی از اهداف این پژوهش‌ها مقایسه‌ی فرایند بهبودی در بدن فضانوردان و بیماری‌های عصب‌شناختی روی زمین، مانند سکته‌ی مغزی و پارکینسون، بود.

روبرتا باندر: دنیا بدون دانش از فرهنگ تهی می‌شود. پس همه‌ی ما باید مدام و هم‌زمان آموزگار و دانش‌آموز باشیم

او همچنین با تجربه‌های فراوانش در زمینه‌های پزشکی، پژوهش علمی، عکاسی، فضانوردی، نویسندگی، فعالیت محیط‌زیستی، و رهبری کارگروه‌های علمی در بسیاری از سازمان‌ها نقش مشاور و سخنران را ایفا می‌کند. و بسیاری از سازمان‌ها و دانشگاه‌ها مایل‌اند از تجربه‌ی او در برنامه‌ریزی و اجرای سخنرانی‌های علمی-عمومی بهره ببرند؛ از برنامه‌های محیط‌زیست سازمان ملل (UNEP) گرفته تا بسیاری از دانشگاه‌های کانادا و آمریکا.

هیجان آموختن و به‌اشتراک‌گذاشتن دانش نشان کار روبرتا باندر است. خودش می‌گوید: «دنیا بدون دانش از فرهنگ تهی می‌شود. پس همه‌ی ما باید مدام و هم‌زمان آموزگار و دانش‌آموز باشیم». درحالی‌که او نسل جدیدی از پژوهشگران را در عرصه‌های مختلف تربیت کرده که اکنون کار او را ادامه می‌دهند، نسل‌های بسیار جوان‌تر نیز همچنان او را الگوی خود قرار می‌دهند؛ به‌ویژه در پنج مدرسه‌ای که در گوشه‌وکنار کانادا به یاد او نام‌گذاری شده‌اند. از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ مدرسه‌هایی در شهرهای آژاکس، اُتاوا، برامتن، و مِیپِل انتاریو و نیز در شهر اَبوتس‌فورد بریتیش‌کلمبیا به یاد او مدرسه‌ی دکتر روبرتا باندر نام گرفته‌اند. خانم باندر شش سال هم رئیس دانشگاه ترنت انتاریو بود.




tumblr_mhk04hVOsK1rn3qjbo1_500

شادی حامدی آزاد

بانی دانبار در سوم مارس ۱۹۴۹ (۱۲ اسفند ۱۳۲۷) در خانواده‌ای آمریکایی با تبار اسکاتلندی در واشینگتن به دنیا آمد و پرورش یافت. به‌گفته‌ی خودش در مصاحبه‌ای با بخش اسکاتلندی بی‌بی‌سی، رشدیافتن در کنار پدربزرگ و مادربزرگی مهاجر، که برای به‌دست‌آوردن موفقیت‌های بیشتر و کشف افق‌های تازه از سرزمین مادری مهاجرت کرده بودند، به او برای واردشدن به عرصه‌ی علم انگیزه داده است. پدربزرگش بر این باور بوده که برای درنوردیدن افق‌های تازه باید بیشتر و بیشتر آموخت.

دانبار در مأموریت STS-32

دانبار در مأموریت STS-32

او پس از فارغ‌التحصیلی در رشته‌ی مهندسی سرامیک از دانشگاه واشینگتن در بخش خدمات کامپیوتری شرکت بویینگ در سِمَت تحلیل‌گر سامانه‌ها مشغول به کار شد. در سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) کارشناسی‌ارشد مهندسی سرامیک را از همان دانشگاه گرفت و بلافاصله از او دعوت شد تا در مقام دانشمند مهمان در پژوهشی درمؤسسه‌ی پژوهشی انرژی اتمی (AERE) در نزدیکی آکسفورد انگلستان مشارکت کند. پس از این دوره، جایگاه پژوهشگر ارشد مهندسی در بخش فضایی شرکت راکوِل اینترنشنال(Rockwell International) در کالیفرنیا به او پیشنهاد شد. (شرکت راکوِل اینترنشنال شرکت معظم آمریکایی در نیمه‌ی دوم قرن بیستم بود که در صنایع هواپیماسازی، فضاپیماسازی، و اتوماسیون صنعتی فعال بود. بعدها این شرکت بزرگ به چند شرکت کوچک تقسیم و برخی از بخش‌ها هم منحل شد.) وظایف او در آنجا شامل توسعه‌ی تجهیزات و فرایندها برای تولید سامانه‌ی حفاظت حرارتیِ شاتل فضایی بود. خانم دانبار در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) دکتری مهندسی مکانیک و بیومکانیک را از دانشگاه هیوستون تگزاس گرفت. پایان‌نامه‌ی چندموضوعی او (شامل علوم مواد و فیزیولوژی) شامل سنجش آثار پرواز فضایی شبیه‌سازی‌شده بر قدرت استخوان‌ها و شدت شکستگی استخوانی می‌شد. او پس از دریافت درجه‌ی دکتریْ استادیار رشته‌ی مهندسی مکانیک در دانشگاه هیوستون شد.

خانم دانبار به‌طور شخصی خلبانی را فراگرفته است و در کارنامه‌ی خود بیش از ۲۰۰ ساعت پرواز با هواپیماهای تک‌موتوره و بیش از ۱۰۰ ساعت کمک‌خلبانی هواپیمای جت Cessna Citation (نوعی جت تجاری) را دارد. او همچنین بیش از ۷۰۰ ساعت سرنشین عقب جت ۳۸-T بوده است.

در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) سِمَت کنترل‌گر پرواز/متصدی بار در مرکز فضایی لیندن جانسون به او پیشنهاد شد و یک سال بعد او کنترل‌گر پرواز در مأموریت بازگشت اسکای‌لَب بود و پس از آن هم متصدی بار و متصدی پروژه برای بسیاری از پروازهای شاتل فضایی شد. خانم دانبار در تابستان ۱۹۸۱ فضانورد رسمی ناسا شد. وظایف فنی او پیش از پرواز به فضا شامل کار در آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL)، عضویت در هیئت کنترل تجهیزات خدمه‌ی پرواز، عضویت در گروه پشتیبانی علمی اداره‌ی فضانوردان، و گروه پشتیبانی توسعه‌ی کاربردی سامانه‌ی بازوی خودکار شاتل (RMS) بود.

«مایلم دوره‌ی آموزشی جدیدی را برای همه‌ی دانشجویان رشته‌های مهندسی برگزار کنم تا به آن‌ها یادآوری شود که علوم مهندسی چطور طی تاریخ زندگی ما را متحول کرده و اوج این تحول چطور در کاوش‌های فضایی خود را نشان می‌دهد. آن‌ها باید بیاموزند که علوم تجربی، ریاضی و مهندسی چقدر برای توسعه‌ی فناوری‌هایی که ما را در زندگی روزمره احاطه کرده‌اند و نیز در حل چالش‌های اساسی جامعه – در حوزه‌های حمل‌ونقل، ارتباطات، محیط‌زیست و حتی مشکلات اجتماعی – مهم‌اند».

سرانجام خانم دانبار در ۳۰ اکتبر ۱۹۸۵ (۸ آبان ۱۳۶۴) سوار بر شاتل فضایی چلنجر در مأموریت اسپیس‌لب ۱-D آلمان غربی به فضا سفر کرد. این نخستین و تنها مأموریت با هشت فضانورد، بزرگ‌ترین پرواز فضایی تاکنون، و نخستین مأموریتی بود که بودجه‌ی آن را کشور دیگری تأمین کرده بود و فعالیت‌های کنترل پروژه در آن از خارج از ایالات متحده انجام می‌شد. در این مأموریت ۷ روزه بیش از ۷۵ آزمایش علمی در حوزه‌های علوم فیزیولوژیک، علوم مواد، زیست‌شناسی، و جهت‌یابی انجام شد. خانم دانبار در این پرواز مسئول کار با اسپیس‌لب و زیرسامانه‌های آن بود. او شش ماه برای انجام‌دادن این آزمایش‌ها در آلمان، فرانسه، سوییس، و هلند آموزش دیده بود. این مأموریتْ آخرین پرواز موفق شاتل چلنجر پیش از حادثه‌ی انفجار آن بود.

مأموریت STS-71

مأموریت STS-71

خانم دانبار برای دومین بار سوار بر شاتل کلمبیا در ۹ ژانویه ۱۹۹۰ (۱۹ دی ۱۳۶۸) به فضا رفت. در این مأموریت ۱۰ روزه ماهواره‌ی Syncom IV-F5 در مدار قرار گرفت و تعدادی آزمایش علمی نیز انجام شد؛ ازجمله آزمایش اختلال ریزگرانش (MDE) با استفاده از ابزار آزمایش سیالات (FEA)، آزمایش رشد بلورهای پروتئینی (PCG)، موقعیت‌سنجی طول و عرض جغرافیایی (L3)، و چندین آزمایش دیگر. خانم دانبار در این مأموریت پژوهشگر اصلی آزمایش MDE/FEA بود. افزون بر این، چند تست پزشکی هم برای سنجش سازگاری انسان با مأموریت‌های طولانی‌مدت فضایی انجام شد.

سومین پرواز خانم دانبار سوار بر شاتل کلمبیا در ۲۵ ژوئن ۱۹۹۲ (۴ تیر ۱۳۷۱) در مأموریت آزمایشگاه ریزگرانش-۱ ایالات متحده بود. او در این مأموریت، که ویژه‌ی بررسی فیزیک سیالات در شرایط ریزگرانش و علوم مواد بود، در سِمَت فرمانده بار خدمت می‌کرد. در این پرواز چهار فضانورد به مدت ۱۳ روز بیش از ۳۰ آزمایش علمی را انجام دادند؛ از جمله بررسی رشد بلورهای پروتئینی، فیزیک تنش سطوح، رشد بلورهای زئولیت (سیلیکات‌های آبدار)، و فیزیولوژی انسان.

در سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۲) خانم دانبار به سمت معاون مدیر اداره‌ی علوم حیات و ریزگرانش مرکز ناسا در واشینگتن منصوب شد. او را در زمستان ۱۹۹۴ به شهرک ستارگان روسیه اعزام کردند تا به مدت ۱۳ ماه برای اقامت سه‌ماهه در ایستگاه فضایی میر روسیه آموزش ببیند. در بهار ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) سازمان فضایی روسیه اعلام کرد که او شایستگی انجام‌دادن چنین پروازی را دارد. به این ترتیب، چهارمین مأموریت فضایی خانم دانبار سوار بر شاتل آتلانتیس روز ۲۷ ژوئن ۱۹۹۵ (۶ تیر ۱۳۷۴) آغاز شد. این نخستین پرواز شاتل فضایی برای اتصال به ایستگاه میر بود که در آن چند فضانورد جایگزین فضانوردان میر شدند. در این مأموریت ۹روزه آزمایش‌های سنجش پزشکی روی خدمه‌ی میر که قرار بود به زمین بازگردند انجام شد؛ ازجمله سنجش اثر بی‌وزنی بر دستگاه‌های قلبی-عروقی، قلبی-ریوی، استخوانی-ماهیچه‌ای، و دستگاه ایمنی بدن.

پنجمین و آخرین سفر فضایی خانم دانبار سوار بر شاتل اندیور بود که در روز ۲۲ ژانویه ۱۹۹۸ (۲ بهمن ۱۳۷۶) آغاز شد. این پرواز هشتمین مأموریت اتصال شاتل به میر بود که در آن بیش از ۴۵۰۰ کیلوگرم تجهیزات علمی بین میر و شاتل ردوبدل شد. در این مأموریت ۸روزه خانم دانبار بار دیگر فرمانده بار بود.KSC-95EC-0871

بانی دانبار در کل بیش از ۴۰ روز را در فضا سپری کرده است. او عضو انجمن سلطنتی ادینبورگ انگلستان و چندین انجمن علمی در آمریکاست؛ ازجمله کمیته‌ی مؤسس آکادمی علوم واشینگتن، کمیته‌ی مؤسس آکادمی پزشکی و مهندسی و علوم تگزاس، انجمن مهندسان مکانیک آمریکا، انجمن سرامیک آمریکا، مؤسسه‌ی ملی مهندسان سرامیک، انجمن مهندسی پزشکی، انجمن آمریکایی پیشرفت علوم، انجمن پژوهش‌های مواد، آکادمی جهانی هوافضا، انجمن هواپیماهای آزمایشی، انجمن زنان مهندس، و انجمن کاوشگران فضا (همین امسال او در مقام نخستین زن در تاریخ ۲۵ساله‌ی این انجمن برای عضویت در کمیته‌ی اجرایی آن انتخاب شد).

بانی دانبار در کل بیش از ۴۰ روز را در فضا سپری کرده است. او عضو انجمن سلطنتی ادینبورگ انگلستان و چندین انجمن علمی در آمریکاست.

او همچنین چندین مدال افتخار، مدرک افتخاری، و جایزه دریافت کرده است (یا به‌زودی خواهد کرد)؛ ازجمله واردشدن نامش در تالار افتخارات فضانوردان در فلوریدا (بهار ۲۰۱۳)، جایزه‌ی الماس کالج مهندسی دانشگاه واشینگتن برای یک عمر خدمت عمومی (۲۰۱۲)، جایزه‌ی رالف رو از انجمن مهندسان مکانیک آمریکا (۲۰۰۹)، دو مدرک افتخاری دکتری از دانشگاه‌های اوپن و داندی بریتانیا در تقدیر از او برای مشارکت در تأسیس مدرسه‌ی تخصصی فضا در اسکاتلند (۲۰۰۸)، جایزه‌ی جیمز مولر از انجمن سرامیک آمریکا (۲۰۰۰)، واردشدن نامش در تالار افتخارات جهانی زنان در فناوری (در مقام یکی از ۵ زنی که سالانه این افتخار را کسب می‌کنند؛ در سال ۲۰۰۰)، مدال‌های پرواز فضایی ناسا (۱۹۸۵، ۱۹۹۰، ۱۹۹۱، ۱۹۹۵ و ۱۹۹۸)، جایزه‌ی دستاورد ممتاز ناسا (۱۹۹۷)، به‌دست‌آوردن عضویت بُرد مشاوران مهندسی بنیاد ملی علوم (۱۹۹۳ تاکنون)، مدال موفقیت خارق‌العاده ناسا (۱۹۹۶)، مدال رهبری ممتاز ناسا (۱۹۹۳)، جایزه‌ی جودیت رِزنیک از انجمن حرفه‌ای مهندسان الکترونیک (IEEE) (1993)، مدال رزنیک-چلنجر از انجمن زنان مهندس (۱۹۹۳)، جایزه‌ی خدمت خارق‌العاده ناسا (۱۹۹۱ و ۱۹۸۸)، زن فارغ‌التحصیل ممتاز مهندسی در دانشگاه هیوستون (۱۹۹۱)، جایزه‌ی شوارتزوالدر از انجمن سرامیک آمریکا (۱۹۹۰)، زن فارغ‌التحصیل ممتاز مهندسی در دانشگاه واشینگتن (۱۹۸۹)، به‌دست‌آوردن عضویت دائمی در انجمن سرامیک آمریکا (۱۹۸۶)، جایزه‌ی گریوز-واکر از انجمن سرامیک آمریکا (۱۹۸۵)، و لقب مهندس سال به انتخاب شرکت راکوِل اینترنشنال (۱۹۷۸).

8th Annual Living Legends of Aviation Awards Ceremony - Arrivals

خانم دانبار در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) از ناسا بازنشسته شد و از آن پس به مدت پنج سال مدیر و همچنین مدیر ارشد اجرایی موزه‌ی پرواز (Flight Museum) در سیاتل بود. او اکنون ریاست مرکز جدید STEM (علوم، فناوری، مهندسی، ریاضی) دانشگاه هیوستون را برعهده دارد و قرار است از سال آینده در این دانشگاه دوباره به تدریس هم بپردازد. او در مصاحبه با خبرنامه‌ی دانشگاه می‌گوید: «مایلم دوره‌ی آموزشی جدیدی را برای همه‌ی دانشجویان رشته‌های مهندسی برگزار کنم تا به آن‌ها یادآوری شود که علوم مهندسی چطور طی تاریخ زندگی ما را متحول کرده و اوج این تحول چطور در کاوش‌های فضایی خود را نشان می‌دهد. آن‌ها باید بیاموزند که علوم تجربی، ریاضی و مهندسی چقدر برای توسعه‌ی فناوری‌هایی که ما را در زندگی روزمره احاطه کرده‌اند و نیز در حل چالش‌های اساسی جامعه – در حوزه‌های حمل‌ونقل، ارتباطات، محیط‌زیست و حتی مشکلات اجتماعی – مهم‌اند». او همچنین برنامه‌ی بورسیه‌ی هوافضای واشینگتن را با همراهی ناسا و ایالت واشینگتن برای دانش‌آموزان دبیرستان‌های این ایالت طراحی کرده است.

قسمت بعدی زنان فضانورد دوشنبه‌ی هفته‌ی بعد منتشر می‌شود.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

MRSeddon

شادی حامدی آزاد

 مارگارت رِی سِدان در ۸ نوامبر ۱۹۴۷ (۱۶ آبان ۱۳۲۶) در ایالت تِنِسی آمریکا متولد شد و پرورش یافت. پس از طی تحصیلات مقدماتی وارد دانشگاه کالیفرنیا در برکلی شد و در رشته‌ی فیزیولوژی تحصیل کرد. در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲) دکترای پزشکی خود را از کالج پزشکی دانشگاه تنسی گرفت. او پس از پایان تحصیلات بیش از سه سال دوره‌ی انترنی جراحی را، با گرایش ویژه به تغذیه در بیماران نیازمند به جراحی، در مِمفیس گذراند و در این مدت پزشک اورژانس بعضی از بیمارستان‌های می‌سی‌سی‌پی و تنسی هم بود. دکتر سدان همچنین در آن سال‌ها درباره‌ی آثار پرتودرمانی بر تغذیه در بیماران سرطانی پژوهش‌هایی انجام داد.

دکتر مارگارت سِدان در ژانویه‌ی ۱۹۷۸ (دی ۱۳۵۶) یکی از نامزدهای ناسا برای شغل فضانوردی و در تابستان ۱۹۷۹ (۱۳۵۸) رسماً فضانورد و یکی از اعضای نخستین کلاس فضانوردی زنان در ناسا شد. کار او در ناسا در حوزه‌های بسیار متنوع و در سِمَت‌های مختلفی بود؛ ازجمله آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL)، بخش فایل‌های داده‌های پرواز، تدوین کیت و چک‌لیست پزشکی شاتل، پزشک هلی‌کوپتر نجات در هنگام پرتاب یا فرود شاتل، بخش تجهیزات خدمه‌ی شاتل، عضو کمیته‌ی مشاوره‌ی پزشکی هوا-فضای ناسا، دستیار فنی رئیس بخش عملکرد خدمه‌ی پرواز در مأموریت‌های شاتل/میر، و همچنین برقرارکننده‌ی تماس با کپسول (CAPCOM) در مرکز کنترل مأموریت. 

سرانجام خانم سدان در ۱۲ آوریل ۱۹۸۵ (۲۳ فروردین ۱۳۶۴)، سوار بر شاتل دیسکاوری از مرکز فضایی کِنِدی در فلوریدا و با سِمَت متخصص مأموریت به فضا رفت. در این مأموریت یک‌هفته‌ای دو ماهواره‌ی مخابراتی ANIK-C (برای تِلِه‌سَت کانادا) و Syncom IV-3 (برای نیروی دریایی ایالات متحده) در مدار قرار گرفتند. بروز خطایی در ماهواره‌ی Syncom موجب شد نخستین راهپیمایی فضایی برنامه‌ریزی‌نشده انجام شود. البته خانم سدان در راهپیمایی شرکت نداشت ولی مسئول کنترل ماهواره به‌کمک بازوی ربوتیک شاتل از داخل بود. در این مأموریت همچنین چند آزمایش پزشکی و نیز آزمایشی موسوم به «اسباب‌بازی‌ها در فضا» انجام شد که آزمایشی غیررسمی برای بررسی رفتار اسباب‌بازی‌های ساده در محیط ریزگرانشی بود که نتایج آن پس از مأموریت در اختیار دانش‌آموزان قرار گرفت. در پایان این مأموریت خانم سدان، پس از ۱۰۹ بار گردش به دور زمین، در مجموع ۱۶۸ ساعت را در فضا سپری کرده بود.

600px-STS-40_crew

مارگارت سدان بار دوم در پنجم ژوئن ۱۹۹۱ (۱۵ خرداد ۱۳۷۰) سوار بر شاتل کلمبیا و باز هم در سِمَت متخصص مأموریت به فضا رفت. این پرواز (علوم زیستی اسپیس‌لَب ۱) نخستین مأموریت فضایی با سه فضانورد زن، و همچنین نخستین مأموریت فضایی مختص بررسی ارتباط فضا و علوم زیستی بود. این مأموریت از زمان مأموریت‌های اسکای‌لب (۱۹۷۳-۱۹۷۴) شامل مفصل‌ترین آزمایش‌های زیستی بوده است. طی این مأموریت ۹روزه، فضانوردان آزمایش‌هایی را انجام دادند که به بررسی واکنش‌های انسان‌ها، حیوانات، و سلول‌های زنده در برابر پدیده‌ی ریزگرانش و سازگاری‌یافتن دوباره‌ی آن‌ها با گرانش زمین پس از بازگشت می‌پرداخت. در این آزمایش‌ها خود فضانوردان به همراه ۳۰ موجود جونده، و هزاران عروس دریایی کوچک شرکت داشتند. دیگر آزمایش‌های این مأموریت شامل بررسی مسائل مختلف در علوم مواد، زندگی گیاهان، تابش کیهانی، و آزمودن سخت‌افزاری می‌شد که برای تجهیزات حفظ سلامتی ایستگاه فضایی فریدام طراحی شده بود. این مأموریت پس از ۱۶۴ بار گردش به دور زمین تکمیل شد و ۲۱۸ ساعت دیگر به حضور مارگارت سدان در فضا افزود.

سومین مأموریت دکتر سدان به فضا سوار بر شاتل کلمبیا در روز ۱۸ اکتبر ۱۹۹۳ (۲۶ مهر ۱۳۷۲) و این بار در سِمَت فرمانده بار بود. تمرکز این مأموریت (علوم زیستی اسپیس‌لب ۲) هم بر علوم زیستی بود و از سوی ناسا لقب موفق‌ترین و مؤثرترین پرواز اسپیس‌لب تاکنون، با تمرکز بر فرماندهی آزمایش‌ها، را گرفته است. طی این مأموریت ۱۴روزه هفت فضانورد شاتلْ آزمایش‌هایی پزشکی با تمرکز بر دستگاه‌های عصبی-دهلیزی، قلبی-عروقی، قلبی-ریوی، و ماهیچه‌ای-اسکلتی را روی بدن خودشان و ۴۸ موش انجام دادند و دانش ما را درباره‌ی فیزیولوژی بدن انسان‌ها و حیوانات در محیط فضا افزایش دادند. هدف از این آزمایش‌ها درک پدیده‌هایی مانند از دست‌رفتن بافت استخوانی و آثار ریزگرانش بر ادراکات seddonحسی بود. همچنین در آزمایش‌های دیگری نیازهای تغذیه‌ای و انرژی خدمه در پروازهای فضایی طولانی و ارتباط میان مدت اقامت در فضا و مصرف مایعات و غذا، و نیز جذب کلسیم و مشارکت آن در متابولیسم استخوان‌ها در فضا بررسی شد. فضانوردان در این مأموریت ۱۰ آزمایش مهندسی نیز انجام دادند. این مأموریت پس از ۲۲۵ بار گردش به دور زمین تکمیل شد و ۳۳۶ ساعت دیگر به حضور خانم سدان در فضا افزود. به این ترتیب او پزشکی با سه پرواز فضایی و بیش از ۷۲۰ ساعت (بیش از ۳۰ روز) اقامت در فضا شد و رکورد ۶۳۳ساعته‌ی حضور همسرش، رابرت گیبسون، در فضا را شکست.

در تابستان سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) ناسا او را به مدرسه‌ی پزشکی دانشگاه وندربیلت در نَشویل تنسی معرفی کرد. او در آماده‌سازی آزمایش‌های قلبی-عروقی مشارکت داشت که در بهار ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) در پرواز نورولَب اسپیس‌لَب سوار بر شاتل فضایی کلمبیا انجام شد. دکتر سدان در پاییز ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) از ناسا بازنشسته شد و اکنون دستیار سَرپزشک اصلی در گروه پزشکی وندربیلت در نشویل است.

 



51917355GZ020_Astronaut

شادی حامدی آزاد

بهترین راه حقیقت‌یافتنِ رویاها بیدار شدن است

مِی جِمیسن فیزیک‌دان و فضانورد آمریکایی و نخستین زن سیاه‌پوستی است که به فضا سفر کرده است. او دارای ۹ مدرک دکتری افتخاری در علوم، مهندسی، ادبیات، و علوم انسانی است.

مِی کرول جمیسن در ۱۷ اکتبر ۱۹۵۶ در شهر دیکاتور ایالت آلابامای آمریکا متولد و در شیکاگو بزرگ شد. پدرش نجار و مادرش معلم و هر دو زاده‌ی آمریکا هستند ولی آزمایش DNA نشان می‌دهد که تبار او به مردمان کامرون، نیجریه، غنا، سیرالئون، و سنگال و در کمال تعجبِ خودش ۱۳ درصد به آسیای شرقی می‌رسد (پس از انتخاب‌شدن باراک اوباما به ریاست‌جمهوری ایالات متحده، میل به انجام آزمایش ژنتیک در میان سیاه‌پوستان آمریکا برای کشف ریشه‌های‌شان در آفریقا ایجاد شده و به‌ویژه بسیاری از افراد مشهور این آزمایش را انجام داده‌اند). خانم جمیسن در مصاحبه‌ای گفته بود که از کودکی در رویاهایش خود را فضانورد می‌دیده است: «من آن زمان فکر می‌کردم وقتی بزرگ شوم، فضارفتن همان‌قدر عادی می‌شود که سرکاررفتن عادی است. وقتی بزرگ شدم، فکر کردم برای رفتن به فضا بهتر است برای فضانوردشدن در ناسا داوطلب شوم تا اینکه منتظر بنشینم تا ائی‌تی دنبالم بیاید!». او از کودکی شیفته‌ی مجموعه‌ی تلویزیونی Star Trek (که در ایران با نام پیشتازان فضا نمایش داده می‌شد) بود. تصویر فضانورد زن سیاه‌پوست در این مجموعه بسیار قدرتمندتر از واقعیت‌های دلسردکننده‌ی اطرافش بود و مِی شش‌ساله بی‌توجه به این‌که در عالم واقعیت آن روز همه‌ی فضانوردان آمریکاییْ مردان سفیدپوست بودند، همواره خود را به جای آن زن تصور می‌کرد و مطمئن بود روزی به این رویا خواهد رسید. خودش می‌گوید: «تصاویر به ما ممکن‌ها را نشان می‌دهند. در بسیاری از مواقع خیال همان چیزی است که ما را به واقعیت می‌رساند».

مادرم از آن آدم‌هایی بود که هروقت سوالی از او می‌پرسیدم، فقط منابع را معرفی می‌کرد و به من آموخته بود که این مسئولیت من است که پاسخ پرسش‌هایم را بیابم». 

MaeJemison2

مِی جمیسن از کودکی با طبیعت و علم آشنا شد. او یاد گرفته بود که با نگاه‌کردن به ستاره‌ها، درختان، گل‌ها، مورچه‌ها، و حتی زخم‌ها الگوهای طبیعی را بیابد. وقتی دختربچه‌ی خردسالی بود تکه‌چوبی موجب عفونت و چرک‌کردن انگشت دستش شد. او وحشت‌زده چرک انگشت را به مادرش نشان داد اما مادر این تجربه‌ی دردناک را برای او به آزمایشی علمی تبدیل کرد و او را مشتاق یادگیری درباره‌ی انواع عفونت‌ها و چرک کرد! مِی می‌گوید: «مادرم از آن آدم‌هایی بود که هروقت سوالی از او می‌پرسیدم، فقط منابع را معرفی می‌کرد و به من آموخته بود که این مسئولیت من است که پاسخ پرسش‌هایم را بیابم». او با حمایت خانواده رویاهای بلندپروازانه‌اشْ را باوجود دیدگاه‌های بسته در جامعه، که اغلب چند شغل مشخص را برای زنان مناسب می‌دانست، پرورش داد و سرانجام به آن‌ها رنگ واقعیت بخشید. می‌گوید روزی مربی مهدکودک از او می‌پرسد که دوست دارد در آینده چه‌کاره شود. می کوچولو در پاسخ می‌گوید، دانشمند. مربی دوباره می‌پرسد: «منظورت پرستاره؟». خانم جمیسون امروز می‌گوید: «البته پرستارشدن هیچ اشکالی ندارد، اما چیزی نبود که من می‌خواستم بلکه چیزی بود که جامعه می‌خواست به‌مثابه کلیشه در ذهنم ثبت کند».

یکی دیگر از شخصیت‌های الهام‌بخش او مارتین لوتر کینگ است. به نظر مِی رویاهای لوتر کینگ خیالاتی موهوم نبودند بلکه فراخوانی به جنبش بودند. او بر این باور است که جنبش برابری مدنیْ شکستن مرزها و رسیدن به نیروهای بالقوه‌ی انسانی بوده است. او می‌گوید: «بهترین راه برای واقعیت‌بخشیدن به رویاها بیدارشدن است».

می علاوه بر علم به هنر هم بسیار علاقه‌مند بود. یکی از هنرهایی که به‌طور جدی و مشتاقانه دنبالش می‌کرد رقص بود. او انواع رقص‌های خاص را در دوران مدرسه فراگرفت و دوست داشت رقصنده‌ی حرفه‌ای شود. سرانجام در انتهای دوران مدرسه تردید داشت که برای تحصیل پزشکی وارد دانشگاه شود یا به تحصیل حرفه‌ای رقص بپردازد. سرانجام روزی مادرش به او گفت: «اگر دکتر شوی هر زمان که بخواهی می‌توانی برقصی ولی اگر رقصنده شوی هرگز دکتر نخواهی بود» و به این ترتیب می راه علم را به‌طور حرفه‌ای برگزید و در ۱۶سالگی وارد دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا شد. به نظر خودش واردشدن به دانشگاه در آن سن کم و از آن مهم‌تر این‌همه دورشدن از خانواده، تأثیر مهمی بر شکل‌گیری شخصیت مستقل او داشته است. او در سال ۱۹۷۷ با مدرک کارشناسی مهندسی شیمی و سپس با مدرک کارشناسی‌ارشد در رشته‌ی مطالعات آفریقایی و آمریکایی-آفریقایی از استنفورد فارغ‌التحصیل شد. به گفته‌ی خودش به‌سبب مسائل نژادپرستانه‌ی رایج آن روز در دانشگاه ممکن نبوده که بتواند در رشته‌ی مهندسی کارشناسی‌ارشد بگیرد.

خانم جمیسن در مصاحبه‌ای گفته بود که از کودکی در رویاهایش خود را فضانورد می‌دیده است: «من آن زمان فکر می‌کردم وقتی بزرگ شوم، فضارفتن همان‌قدر عادی می‌شود که سرکاررفتن عادی است. وقتی بزرگ شدم، فکر کردم برای رفتن به فضا بهتر است برای فضانوردشدن در ناسا داوطلب شوم تا اینکه منتظر بنشینم تا ائی‌تی دنبالم بیاید!». 

وقتی مِی به سال‌های تحصیل در استنفورد اشاره می‌کند، آن‌ها را از بهترین سال‌های عمرش می‌داند اما هنوز خاطره‌ی برخی استادان را فراموش نکرده که از حضور این زن جوان سیاه‌پوست در کلاس‌های خود راحت نبودند و حتی گاهی او را نادیده می‌گرفتند. هرچند بر این باور است که این تجربیات او را قوی‌تر کرده است.

طرح از Barry Blitt

طرح از BARRY BLITT

او پس از استنفورد به کالج پزشکی کورنل (اکنون کالج پزشکی ویل دانشگاه کورنل) رفت و در سال ۱۹۸۱ دکتری پزشکی خود را گرفت. سپس در مرکز پزشکی لس‌آنجلس مشغول به کار طبابت شد. همچنین در دوره‌ی تحصیل به کوبا، کنیا، و تایلند رفت و به مردمان آن‌جا خدمات پزشکی ارائه کرد. او پس از پایان تحصیلات پزشکی به سپاه صلح پیوست (سپاه صلح  سازمانی دولتی متشکل از جوانان داوطلب آمریکایی است که جان اف. کندی، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در مارس سال ۱۹۶۱ برای کمک به کشورهای جهان‌سوم تأسیس کرد). او از ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ افسر-پزشک سپاه صلح در لیبریا و سیرالئون بود.

پس از پرواز سالی راید به فضا در سال ۱۹۸۳، جمیسن احساس کرد که امکان سفر فضایی برای زنان فراهم شده است پس تقاضانامه را تکمیل و ارسال کرد. تقاضای او در نخستین دور پذیرشْ رد شد اما در سال ۱۹۸۷ از ناسا با او تماس گرفتند که در دور دوم پذیرش زنان برای سفر فضایی پذیرفته شده است. او در نخستین کلاس‌های فضانوردی پس از ازسرگیری پروازهای شاتل بعد از حادثه‌ی انفجار شاتل چلنجر حضور داشت و مانند همه‌ی فضانوردان آموزش‌های سخت و طاقت‌فرسای فضانوردی را پشت‌سر گذاشت و همچنین تا پیش از پرواز در مراکز اداری و فنی فضانوردی ناسا خدمت کرد. سرانجام روز موعود فرارسید و می خوشحال از این بود که به آرزوی کودکی‌اش می‌رسد. او پیش از پرواز با نیشل نیکولز، هنرپیشه‌ی سیاه‌پوست مجموعه‌ی استارترک، تماس گرفت و از او به‌خاطر تأثیری که بر زندگی‌اش گذاشته بود سپاس‌گزاری کرد. می جمیسن در روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۲ سوار بر شاتل فضایی اندیور در سفری یک‌هفته‌ای به فضا و ایستگاه فضایی رفت. می‌گوید نخستین منظره‌ای که از شاتل دیده شیکاگو، خانه‌اش، بوده است. او در این سفر عکسی از بِسی کُلمن، نخستین خلبان زن آفریقایی‌تبار، را با خود به مدار برده بود.292494.1

خانم جمیسن شش ماه پس از سفرش از ناسا استعفا داد تا به گفته‌ی خودش به دیگر کارهایی بپردازد که به نظرش به‌ویژه برای کمک به کشورهای در حال توسعه بسیار مهم‌اند. او شرکت خودش، گروه جمیسن، را تأسیس کرد که کارش پژوهش، تولید، فروش، و توسعه‌ی علم و فناوری در زندگی روزمره است. یکی از اتفاقات جالب در زندگی او در سال ۱۹۹۳ پیشنهاد بازی‌کردن نقش در یکی از قسمت‌های سری جدید مجموعه‌یاستارترک بود! به این ترتیب او نخستین فضانورد واقعی شد که در اپیزود «دومین فرصت» از سری جدید این مجموعه نقشی بازی کرده است.

در سال ۱۹۹۹ او شرکت BioSentient را تأسیس کرد که تمرکزش توسعه‌ی ابزاری قابل‌حمل برای زیرنظرگرفتن دستگاه عصبی بدن انسان بود. این شرکت پس از مدتی موفق شد حق بهره‌برداری تجاری از یکی از فناوری‌های فضایی ناسا را به دست آورد. این فناوری تمرین بازخورد خودزاد (Autogenic Feedback Training Exercise – AFTE) نام دارد و روشی ثبت‌شده است که با استفاده از بازخوردهای زیستی و تمرین‌های درمانی خودزاد به بیمار امکان می‌دهد که فیزیولوژی بدن خود را زیر نظر بگیرد و کنترل کند و از این کار به‌مثابه درمانی برای هیجان و استرس بهره ببرد. به گفته‌ی خانم جمیسن، شرکت BioSentient مشغول آزمودن فناوری AFTE در درمان هیجان، حالت تهوع عصبی، میگرن و سردردهای عصبی، دردهای مزمن، فشار خود خیلی بالا یا خیلی پایین بیمارگونه، و اختلالات ناشی از استرس است.

یکی از اتفاقات جالب در زندگی او در سال ۱۹۹۳ پیشنهاد بازی‌کردن نقش در یکی از قسمت‌های سری جدید مجموعه‌ی استارترک بود! به این ترتیب او نخستین فضانورد واقعی شد که در اپیزود «دومین فرصت» از سری جدید این مجموعه نقشی بازی کرده است.

او همچنین بنیاد دروتی جمیسن را به یاد مادرش راه انداخت. یکی از پروژه‌های این بنیاد «زمینی که در آن شریک هستیم» (TEWS) نام دارد که کمپ علمی بین‌المللی است که دانش‌آموزان ۱۲ تا ۱۶ ساله در آن به مدت چهار هفته کنار هم جمع می‌شوند و با کنار هم برای حل مشکلات جاری زمین کار می‌کنند. دانش‌آموزان در این برنامه‌ها روش‌های تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مشکل را یاد می‌گیرند. برنامه‌هایی از این پروژه در تونس و آفریقای جنوبی نیز برگزار شده است.jemison_maejpg

می جمیسن از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۲ استاد مطالعات زیست‌محیطی در کالج دارت‌ماوث بود و اکنون استاد دانشگاه کورنل است. او تاکنون چندین جایزه و مدال افتخار دریافت کرده است؛ ازجمله برگزیده‌شدن در میان زنان قرن ۲۱ به انتخاب مجله‌ی پامپکین ژاپن (۱۹۹۱)، برگزیده‌شدن در میان ۵۰ زن مؤثر به انتخاب مجله‌ی ایبونی (۱۹۹۳)، حضور در میان فهرست صدنفره‌ی بزرگ‌ترین افراد آفریقایی-آمریکایی به انتخاب مولفی کیت آسانته (مورخ و پژوهشگر آفریقایی-آمریکایی) در سال ۲۰۰۲، جایزه‌ی شجاعت سازمان ملی دختران (۲۰۰۳)، ثبت نامش در تالار بین‌المللی افتخارات فضایی (۲۰۰۴)، مدال پرواز فضایی ناسا، جایزه‌ی راشل کارسون از انجمن ملی محیط‌زیستی آدبان (۲۰۰۵). همچنین یک موزه (موزه‌ی علوم و فضای مِی جمیسن در کالج ویلبرت رایت شیکاگو) و سه مدرسه در سرتاسر آمریکا به نام او نام‌گذاری شده‌اند.

همچنین خانم می ۹ مدرک دکترای افتخاری دارد؛ ازجمله دکترای ادبیات از کالج وینستون سیلم کارولینای شمالی (۱۹۹۱)، دکترای علوم از کالج لینکلن پنسیلوانیا (۱۹۹۱)، دکترای علوم انسانی از دانشگاه پرینستون (۲۰۰۰)، دکترای علوم از کالج وارن ویلسن کارولینای شمالی (۲۰۰۵)، دکترای علوم از کالج دارت‌ماوث (۲۰۰۶)، دکترای مهندسی از کالج هاروی ماد کالیفرنیا (۲۰۰۷)، دکترای مهندسی از مؤسسه‌ی پلی‌تکنیک رِنسلِیر نیویورک (۲۰۰۷)، دکترای علوم انسانی از دانشگاه دوپال شیکاگو (۲۰۰۸)، و دکترای مهندسی از مؤسسه‌ی پلی‌تکنیک دانشگاه نیویورک (۲۰۰۹).




480px-Barbara_morgan

شادی حامدی آزاد

باربارا مورگان نخستین آموزگاری بود که سرانجام، پس از متوقف‌شدن این پروژه در حادثه‌ی شاتل فضایی چلنجر، به فضا سفر کرد. البته او در هنگام سفرش رسماً فضانورد ناسا بود.

او با نام خانوادگی ردینگ در ۲۸ نوامبر ۱۹۵۱ متولد شد و در شهر فرسنو در ایالت کالیفرنیای آمریکا بزرگ شد. خودش را «کاوشگر مادرزاد» می‌داند و بر این باور است که از زمان فرود انسان بر ماه شیفته‌ی فضا شده بود اما هرگز تصور نمی‌کرد که زمانی بخشی از برنامه‌های فضایی کشورش باشد؛ زیرا در زمانی که او مدرسه می‌رفت تصور بر این بود که دختران فقط می‌توانند پرستار یا معلم باشند. او پس از پایان تحصیلات مقدماتی وارد دانشگاه استنفورد شد و در سال ۱۹۷۳ با مدرک کارشناسی در رشته‌ی زیست‌شناسی انسانی فارغ‌التحصیل شد. یک سال بعد گواهی آموزگاری خود را از کالج نوتردام دنمور در بلمونت کالیفرنیا گرفت و بلافاصله شغل آموزگاری را در مدارس ابتدایی آغاز کرد.

باربارا مورگان و کریستا مک‌آلیف در سال 1985

باربارا مورگان و کریستا مک‌آلیف در سال ۱۹۸۵

او در سال ۱۹۷۸ با کلِی مورگان، نویسنده، ازدواج کرد و اکنون دو پسر دارد. در سال ۱۹۸۴، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، رانلد ریگان، برنامه‌ی «آموزگار در فضا» را اعلام کرد و ناسا جست‌وجو به دنبال آموزگارانی را آغاز کرد که توانایی خوبی در برقرارکردن ارتباط با دانش‌آموزان از مدار داشته باشند. باربارا تقاضانامه‌ای برای این طرح ارسال کرد و سرانجام یکی از ده نفر برگزیده از میان ۱۱ هزار متقاضی شد و درنهایت هم به گروه دونفره‌ی نهایی راه پیدا کرد. او جانشین کریستا مک‌آلیف بود که قرار بود در سال ۱۹۸۶ سوار بر شاتل چلنجر نخستین معلمی باشد که به فضا سفر می‌کند. این دو زن در پاییز همان سال دوره‌ی یک‌ساله‌ی آموزش فضانوردی را آغاز کردند تا برای پرواز شاتل در ابتدای سال بعد آماده شوند. آن‌ها در این مدت سر کلاس درس نرفتند و ناسا حقوق‌شان را پرداخت کرد. اما با انفجار شاتل چلنجر و مرگ مک‌آلیف این برنامه تا مدت‌ها به تعویق افتاد.

در این مدت باربارا به کلاس درس بازگشت و تدریس را از سر گرفت. البته او افزون بر کار معلمی در اداره‌ی آموزش ناسا هم کار می‌کرد. وظایف او در مقام یکی از اعضای طرح «معلم در فضا» انجام‌دادن سخنرانی‌های عمومی، مشاوره‌های آموزشی، و طراحی برنامه‌های درسی بود. دوازده سال پس از مرگ مک‌آلیف، در سال ۱۹۹۸، مورگان رسماً فضانورد ناسا شد و در سِمَت متخصص مأموریت به مرکز فضایی جانسون معرفی شد. پس از طی دو سال آموزش و تمرین تکمیلی، وظایف فنی در اداره‌ی فضانوردان شاخه‌ی ایستگاه فضایی بر عهده‌اش گذاشته شد و در بخش CAPCOM اتاق کنترل مشغول به فعالیت شد.

باربارا مورگان جانشین کریستا مک‌آلیف بود که قرار بود در سال ۱۹۸۶ سوار بر شاتل چلنجر نخستین معلمی باشد که به فضا سفر می‌کند، اما با انفجار شاتل چلنجر و مرگ مک‌آلیف این برنامه تا مدت‌ها به تعویق افتاد.

برای دومین بار قرار شد که باربارا مورگان در سال ۲۰۰۴ به سفر فضایی برود. اما باز هم حادثه‌ی انفجار شاتل کلمبیا در سال ۲۰۰۳ کلاً مأموریت‌های شاتل را به تعویق انداخت، تاAstronaut-Barbara-Morgan-to-leave-NASA این‌که سرانجام باربارا مورگان در هشتم آگوست سال ۲۰۰۷، یعنی ۲۱ سال پس از زمانی که قرار بود، سوار بر شاتل فضایی اندیور به فضا رفت. او در این مأموریت حدود ۱۲ روز را در فضا گذراند و مسئول کار با بازوی ربوتیک ایستگاه فضایی و نیز هماهنگ‌کننده‌ی انتقال بیش از ۲۳۰۰ کیلو بار از شاتل به ایستگاه و بازگرداندن بیش از ۱۴۰۰ کیلو بار به زمین بود. همچنین در یک جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ رادیویی بیست دقیقه‌ای شرکت کرد که با حضور علاقه‌مندان نوجوان در مرکز کاوش آیداهو برگزار شد. همچنین به همراه فضانورد همکارش الوین درو از فضا جلسه‌ای آموزشی برای نوجوانان در مرکز آموزش علوم فضایی چلنجر در ویرجینیا برگزار کرد. میزبان این برنامه روی زمین دکتر جون اسکابی، بیوه‌ی فرمانده شاتل چلنجر ریچارد اسکابی، بود. مأموریت ۱۱۸-STS، به‌سبب وجود نگرانی از وقوع طوفان دِین، یک روز زودتر از موعد مقرر به زمین بازگشت. پس از این مأموریت، رئیس وقت ناسا اعلام کرد که بابارا مورگان آموزگار-فضانورد نیست بلکه فضانوردی است که قبلاً آموزگار بوده. خانم مورگان در سال ۲۰۰۸ از ناسا بازنشسته شد.

او چندین جایزه و مدال دریافت کرده است؛ ازجمله مدال خدمت ویژه‌ی ناسا، مدال دستاورد گروهی در حوزه‌ی خدمات عمومی از ناسا، جایزه‌ی مرکز آموزش علوم فضایی چلنجر،‌ جایزه‌ی پیشگام فضایی از سوی انجمن ملی فضا برای آموزگاری او، جایزه‌ی زنان در آموزش‌های هوافضا، شهروند سالِ نشریه‌ی یو‌اس‌اِی تودِی،‌ جایزه‌ی «دوست آموزش» از سوی انجمن ملی آموزش،‌ و جایزه‌ی زنان در علوم فضا از آسمان‌نمای اَدلِر در شیکاگو. همچنین دبستان باربارا مورگان در شهر مک‌کال ایالت آیداهو به نام او نام‌گذاری شده است.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

godwin

شادی‌ حامدی آزاد

لیندا گادوین (Linda Godwin)

دانشمند آمریکایی و فضانورد بازنشسته‌ی ناساست که در ۲ ژوئیه‌ی ۱۹۵۲ (۱۱ تیر ۱۳۳۱) در شهر کِیپ‌ژِراردو در ایالت میزوری متولد شد. او اکنون معاون رئیس اداره‌ی کاوش، پرواز و عملیات خدمه‌ی مرکز فضایی جانسون ناسا و همچنین استاد فیزیک و نجوم در دانشگاه میزوری است.

خانم گادوین در شهر جکسون ایالت میزوری پرورش یافت و در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) با مدرک لیسانس ریاضی و فیزیک از دانشگاه ایالتی ساوث‌ایست میزوری فارغ‌التحصیل شد و تا سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) هم دکتری فیزیک را از دانشگاه میزوری گرفت. او تا پیش از پیوستن به ناسا به تدریس در دانشگاه و همچنین کار پژوهشی در آزمایشگاه‌های فیزیک دانشگاه مشغول بود؛ ازجمله پژوهش‌هایی در دماهای پایین فیزیک حالت جامد.

خانم گادوین در سال ۱۹۸۰ در مقام فیزیک‌دان به ناسا پیوست و در اداره‌ی عملیات مأموریت مشغول به خدمت شد. پنج سال بعد برای فضانوردی برگزیده شد و یک سال بعد از آن رسماً فضانورد شد. از کارهای فنی او پیش از پرواز می‌توان به بازبینی نرم‌افزارهای پرواز در آزمایشگاه مجتمع‌سازی سامانه‌های الکترونیکی شاتل فضایی (SAIL) اشاره کرد. او همچنین مدتی رئیس شاخه‌ی توسعه‌ی مأموریت اداره‌ی فضانوردان، و معاون رئیس اداره‌ی فضانوردان بوده است. لیندا گادوین چهار بار به فضا سفر کرد.

نخستین مأموریت او ۵ تا ۱۱ آوریل ۱۹۹۱ (۱۶ تا ۲۲ فروردین ۱۳۷۰) سوار بر شاتل آتلانتیس بود که در آن رصدخانه‌ی پرتو گاما (GRO) به مدار برده شد. دومین مأموریت او ۹ تا ۲۰ آوریل ۱۹۹۴ (۲۰ تا ۳۱ فروردین ۱۳۷۳) سوار بر شاتل اندیور انجام شد. در سومین مأموریت، از ۲۲ تا ۳۱ مارس ۱۹۹۶ (۳ تا ۱۲ فروردین ۱۳۷۵) سوار بر شاتل آتلانتیس، خانم گادوین راهپیمایی فضایی ۶ساعته‌ای را انجام داد و این نخستین راهپیمایی‌ای بود که حین اتصال شاتل به ایستگاهی در مدار انجام می‌شد. او چهارمین زن فضانوردی بود که راهپیمایی فضایی انجام می‌داد. چهارمین سفر خانم گادوین سوار بر شاتل اندیور از ۵ تا ۱۷ دسامبر ۲۰۰۱ (۱۴ تا ۲۶ آذر ۱۳۸۰) انجام شد که دوازدهمین ملاقات شاتل با ایستگاه فضایی بین‌المللی بود. او در این سفر آخر با بازوی ربوتیک شاتل کار کرد و همچنین در راهپیمایی فضایی شرکت کرد تا پوشش‌های حرارتی را دور آرایه‌ی خورشیدی ایستگاه فضایی بکشد. خانم گادوین در مجموع بیش از ۳۸ روز را در فضا سپری کرده و ده ساعت راهپیمایی فضایی انجام داده است.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

15553310

نویسنده: شادی حامدی آزاد

جنیس واس (Janice Voss)

مهندس آمریکایی و فضانورد ناسا بود که در ۸ اکتبر ۱۹۵۶ (۱۶ مهر ۱۳۳۵) در ایالت ایندیانای آمریکا متولد شد و در ۶ فوریه‌ی ۲۰۰۰ (۱۷ بهمن ۱۳۷۸) بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت. او پنج بار به فضا پرواز کرده و در مجموع بیش از ۴۹ روز را در فضا سپری کرده بود و همچنان، تا پیش از مرگ، فضانورد فعال ناسا بود.

خانم واس مدرک مهندسی خود را از دانشگاه پوردو در زمانی گرفت که در انجام پروژه‌ای در مرکز فضایی جانسون مشارکت داشت. در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) فوق‌لیسانس مهندسی برق و علوم کامپیوتر را از مؤسسه‌ی فناوری ماساچوستز (MIT) و ده سال بعد دکتری علوم هوانوردی/فضانوردی را از همان دانشگاه دریافت کرد.

او در سال ۱۹۹۰ (۱۳۶۹) برای فضانوردی در ناسا انتخاب شد و در پنج مأموریت متخصص مأموریت بود. او در همه‌ی پروازهایش همراه با یک فضانورد زن دیگر بود. نخستین پرواز او به فضا سوار بر شاتل اندیور از ۲۱ ژوئن تا اول ژوئیه‌ی ۱۹۹۳ (۳۱ خرداد تا ۱۰ تیر ۱۳۷۲) بود. در این مأموریت ۱۰روزه فضانوردان درون ماژول اسپیس‌هَب ۲۲ آزمایش زیست‌پزشکی و علوم مواد را باموفقیت انجام دادند. این نخستین مأموریت اسپیس‌هب بود. او در این سفر با دیگر فضانورد زن، ننسی شرلوک کوری، هم‌سفر بود. دومین پرواز او نخستین ملاقات شاتل با ایستگاه فضایی میر روسیه بود. این مأموریت، که به نام مأموریت «در نزدیکی میر» نام داشت، با شاتل دیسکاوری و از ۳ تا ۱۱ فوریه‌ی ۱۹۹۵ (۱۴ تا ۲۲ بهمن ۱۳۷۳) انجام شد. این همان نخستین مأموریت تاریخ شاتل‌ها بود که فرمانده زن (آیلین کالینز) داشت. سومین پرواز خانم واس به فضا از ۴ تا ۸ آوریل ۱۹۹۷ (۱۵ تا ۱۹ فروردین ۱۳۷۶) سوار بر شاتل کلمبیا انجام شد. این مأموریت از ابتدا قرار بود ۱۵ روز به طول بیانجامد ولی به‌سبب بروز مشکلی در یکی از مخازن سوخت شاتل پس از نزدیک به چهار روز به زمین بازگشت. ادامه‌ی این مأموریت از اول تا ۱۷ ژوئیه‌ی ۱۹۹۷ (۱۰ تا ۲۶ تیر ۱۳۷۶) با همین گروه فضانوردان انجام شد و این تنها بار در تاریخ پروازهای فضایی بشر بود که گروه یکسانی از فضانوردان در بیش از یک مأموریت با هم به فضا رفتند. این پرواز چهارمین پرواز خانم واس محسوب می‌شد. آخرین پرواز او شرکت در پروژه‌ی مأموریت توپوگرافی راداری شاتل بود که با شاتل اندیور از ۱۱ تا ۲۲ فوریه‌ی ۲۰۰۰ (۲۲ بهمن تا ۳ اسفند ۱۳۷۸) انجام شد. هدف این مأموریت تدوین کامل‌ترین پایگاه داده‌های توپوگرافی دیجیتال تفکیک‌بالا از زمین بود که مشارکتی میان ناسا، سازمان ملی تصویربرداری و نقشه‌برداری آمریکا، و مرکز هوافضای آلمان بود.

خانم واس از پاییز ۲۰۰۴ تا پاییز ۲۰۰۷‌ (۱۳۸۳-۱۳۸۶) مدیر علمی پروژه‌ی رصدخانه‌ی فضایی کپلر بود. این رصدخانه ماهواره‌ای با مأموریت یافتن سیاره‌های فراخورشیدی زمین‌مانند است که در بهار سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) به مدار ارسال شد و هنوز هم مشغول کار است.




jsc2005e02663-SuniWilliams

شادی حامدی آزاد

سونیتا ویلیامز فضانورد هندی-آمریکایی و افسر نیروی دریایی ایالات متحده و صاحب رکورد طولانی‌ترین پرواز فضایی است که فضانوردان زن تاکنون انجام داده‌اند. او تاکنون دو بار به فضا سفر کرده و درمجموع در هفت مأموریت گوناگون آمریکایی و روسی شرکت داشته (به‌سبب اقامت طولانی‌مدت در فضا) و یک بار نیز فرمانده مأموریت در داخل ایستگاه فضایی بین‌المللی بوده است. خانم ویلیامز همچنین رکورددار تعداد راهپیمایی‌های فضایی و زمان راهپیمایی‌های فضایی انجام‌شده توسط فضانوردان زن است. جالب اینکه او تا پاییز سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) صاحب هر دو این رکوردها در راهپیمایی فضایی بود تا این‌که پگی ویتسون، دیگر فضانورد زن آمریکایی، هر دو رکورد را در مأموریتی شکست. اما خانم ویلیامز دوباره در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) هر دو رکورد را از آنِ خود کرد! او اکنون صاحب رکورد ۵۰ ساعت و ۴۰ دقیقه طی ۷ راهپیمایی فضایی است.

سونیتا ویلیامز، با نام اصلی سونیتا پاندیا کریشنا، در سال ۱۹۶۵ (۱۳۴۴) در شهر اوکلید در ایالت اوهایو از پدری هندی و مادری اهل اسلوونی متولد شد و در ماساچوستز بزرگ شد. او در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) با مدرک کارشناسی فیزیک از کالج نیروی دریایی ایالات متحده و در سال ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) با مدرک کارشناسی‌ارشد در رشته‌ی مدیریت مهندسی از مؤسسه‌ی فناوری فلوریدا فارغ‌التحصیل شد.

Sunita-Williams-greets-on-Diwali

سونیتا ویلیامز در ایستگاه فضایی بین‌المللی در حال گفت‌وگو در برنامه‌ای تلویزیون

خانم ویلیامز در سال ۱۹۸۷ حکم ناوبان دومی در نیروی دریایی ایالات متحده را دریافت کرد. او دو سال بعد خلبان نیروی دریایی شد و سپس به اسکادران ۳ پشتیبانی رزمی برای آموزش خلبانی با هلی‌کوپتر بویینگ ورتول ۴۶-CH موسوم به شوالیه‌ی دریا معرفی شد. پس از تکمیل این آموزش‌ها به اسکادران ۸ پشتیبانی رزمی در ویرجینیا معرفی شد و به چندین مأموریت خارج از ایالات متحده رفت. او در سپتامبر ۱۹۹۲ (شهریور ۱۳۷۱) افسر مسئول یگان ۴۶-CH بود که برای عملیات امداد پس از طوفان اندرو به فلوریدا ارسال شد. چند ماه بعد برای شرکت در آموزش‌های خلبان آزمایشگر در نیروی دریایی انتخاب شد و یک سال بعد این دوره را به پایان رساند. او تاکنون تجربه‌ی بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز با بیش از ۳۰ هواپیمای مختلف را در کارنامه‌ی خود دارد.

در تابستان سال ۱۹۹۸ ناسا او را برای برنامه‌ی فضایی انتخاب کرد و او در مرکز فضایی جانسون آموزش دید. او به دنبال دوره‌ی آموزش و ارزیابی خود، با سازمان فضایی روسیه در مسکو بر مشارکت روسیه در ایستگاه فضایی بین‌المللی و نیز با نخستین گروه ارسالی به ایستگاه (Expedition 1) مشغول به کار شد. پس از بازگشت این گروه، ویلیامز در شاخه‌ی روبوتیک به کار بر روی بازوی روبوتیک ایستگاه مشغول شد. او همچنین یکی از اعضای مأموریت نیمو۲ بود که در بهار ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) به مدت ۹ روز در یک اقامتگاه زیردریایی به سر بردند. او از فوریه‌ی ۲۰۰۸ تا اکتبر ۲۰۰۹ (بهمن ۱۳۸۶ تا مهر ۱۳۸۸) در سمت قائم‌مقام رییس اداره‌ی فضانوردان ناسا خدمت کرد.

در هند جایزه‌ی سردار والابْهایْ‌پَتیل از سوی انجمن جهانی گجرات به او اهدا شد و این نخستین بار بود که این جایزه به فردی با تبار هندی ولی با تابعیت کشوری دیگر اعطا می‌شد.

سونیتا ویلیامز نخستین بار در دسامبر ۲۰۰۶ (آذر ۱۳۸۵) سوار بر شاتل دیسکاوری در مأموریت ۱۱۶-STS به ایستگاه فضایی بین‌المللی سفر کرد و در هشتمین روز این مأموریت نخستین راهپیمایی فضایی خود را انجام داد. یک ماه بعد طی سه روز مختلف همراه با فضانورد همکارش، مایکل لوپز-آلگریا (که در سفر انوشه انصاری هم همراه ایشان بود)، سه راهپیمایی دیگر نیز انجام داد. در یکی از این راهپیمایی‌ها یکی از دوربین‌ها به‌سبب مشکلی در ابزارهای اتصال از ایستگاه جدا شد و پیش از این‌که خانم ویلیامز بتواند واکنشی نشان بدهد در فضا شناور شد و از دست رفت.

سونیتا ویلیامز همراه با روبات Robonaut 2 در مأموریت Expedition 32

سونیتا ویلیامز همراه با روبات ROBONAUT 2 در مأموریت EXPEDITION 32

در سومین راهپیمایی فضاییْ خانم ویلیامز ۶ ساعت و ۴۰ دقیقه خارج از ایستگاه بود. او در ۱۶ آوریل ۲۰۰۷ (۲۷ فروردین ۱۳۸۶) نخستین دو ماراتن را از مدار زمین انجام داد! او درواقع در ماراتن بوستون شرکت کرده بود و توانست در مدت ۴ ساعت و ۲۴ دقیقه آن را به پایان ببرد. خواهر او و یکی از فضانوردان همکارش هم‌زمان روی زمین در این ماراتن شرکت کرده بودند. او سال بعد در ماراتن بوستون، این بار روی زمین، شرکت کرد.

وقتی قرار شد که سونیتا ویلیامز در ۲۲ ژوئن ۲۰۰۷ (اول تیر ۱۳۸۶) در مأموریت ۱۱۷-STS سوار بر شاتل آتلانتیس به زمین بازگردد، هنوز موفق به شکستن رکورد طولانی‌ترین تک‌مأموریت فضایی، که در اختیار فرمانده مایکل لوپز-آلگریا بود، نشده بود. هرچند رکورد طولانی‌ترین تک‌مأموریت فضایی یک فضانورد زن را شکست. او سرانجام پس از ۱۹۵ روز (بیش از ۶ ماه) اقامت در فضا به زمین بازگشت.

او چند ماه پس از بازگشت از این مأموریت به هند سفر کرد و به دیدار روستایی اجدادی خود در گجرات هند رفت. همچنین در جمع دانش‌آموزان مدرسه‌ی سفارت آمریکا در هند سخنرانی کرد و به دیدار نخست‌وزیر هند رفت. در هند جایزه‌ی سردار والابْهایْ‌پَتیل از سوی انجمن جهانی گجرات به او اهدا شد و این نخستین بار بود که این جایزه به فردی با تبار هندی ولی با تابعیت کشوری دیگر اعطا می‌شد.

خانم ویلیامز در سی‌اُمین گروه ارسالی به ایستگاه فضایی از سوی روسیه (Expedition 30) یکی از اعضای پشتیبان بود. ولی در مأموریت Expedition 32 فضاپیمای سایوز، که در ژوییه‌ی ۲۰۱۲ (تیر ۱۳۹۱) پرواز کرد، یکی از فضانوردان بود که دوباره به ایستگاه فضایی رفت و چهار ماه را در آنجا سپری کرد. در میانه‌ی این اقامت خانم ویلیامز بار دیگر همراه با فضانوردی از ژاپن دو راهپیمایی فضایی انجام داد. او در مأموریت Expedition 33، که از سپتامبر ۲۰۱۲ (شهریور ۱۳۹۱) آغاز شد، فرمانده ایستگاه بین‌المللی شد و این دومین باری بود که زنی به فرماندهی ایستگاه می‌رسید. او همچنین در اول نوامبر برای آخرین بار در راهپیمایی فضایی شرکت کرد و در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۲ (۲۹ آبان ۱۳۹۱) به زمین بازگشت. به این ترتیب خانم ویلیامز تاکنون در ۷ راهپیمایی فضایی (در مجموع ۵۰ ساعت و ۴۰ دقیقه) شرکت کرده است و در رده‌ی پنجم باتجربه‌ترین راهپیمایان فضایی قرار دارد.



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:02 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

Yi-So-yeon

شادی حامدی آزاد

پیش از این درباره‌ی زنان فضانورد ژاپن مقاله‌ای منتشر کردیم. اکنون در این مقاله به معرفی ۲ نفر دیگر از زنان فضانورد آسیای شرقی می‌پردازیم.

بانوی هم‌وطن جومونگ در فضا!

یی سو-یئون

이소연

نخستین فرد کره‌ای و دومین زن آسیایی، پس از چیاکی موکایی ژاپنی، که به فضا سفر کرده است. یی سو-یئون در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) در گوانگجو کره‌ی جنوبی متولد شد. پس از پایان مدرسه وارد دانشگاه شد و در رشته‌ی مهندسی مکانیک مدرک کارشناسی ارشد گرفت. در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) دکتری سامانه‌های بیوتک را از مؤسسه‌ی علم و فناوری پیشرفته‌ی کره (KAIST) دریافت کرد. او پژوهشگر مکانیک است و در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) یکی از دو نفری بود که در برنامه‌ی فضایی کره به مرحله‌ی نهایی رسید. در نخستین آزمایش‌ها رقیبش، که مرد بود به‌سبب عملکرد بهتر، انتخاب شد و به روسیه رفت. اما پس از مدتی سازمان فضایی روسیه از کره خواست که فضانوردش را تعویض کند زیرا آن فضانورد بارها قوانین شهرک ستارگان را زیر پا گذاشته بود. به این ترتیب و سرانجام خانم یی برای تمرین و آموزش به روسیه ارسال شد.Yi_so_yeon

او در ۸ آوریل ۲۰۰۸ سوار بر فضاپیمای سایوز ۱۲-TMA همراه دو فضانورد روس به فضا و ایستگاه بین‌المللی فضایی سفر کرد و در مجموع ۱۱ روز در فضا بود. کره‌ی جنوبی اعلام کرد که برای سفر خانم یی ۲۰ میلیون دلار به روسیه پرداخت کرده است. خانم یی طی قراردادی تجاری میان روسیه و کره‌ی جنوبی در برنامه‌ی فضایی روسیه مهمان محسوب می‌شد و عنوانش در سایوز و ایستگاه بین‌المللی فضایی و همچنین در اسناد سازمان فضایی روسیه و ناسا «همراه پرواز فضایی» (spaceflight participant) بود. این عبارت برای متمایزساختن توریست‌های فضایی و دیگر مسافران ویژه‌ی فضا از فضانوردان رسمی به کار می‌رود. اغلب این «همراهان پرواز فضایی» در قالب قراردادهای میان‌دولتی به فضا سفر می‌کنند.

خانم یی در این مأموریت ۱۸ آزمایش علمی را برای مؤسسه‌ی پژوهش‌های هوافضای کره (KARI) انجام داد. او در قالب آزمایشی برای دانشگاه کُنکوک هزار مگس میوه را در محفظه‌ای هوابندی‌شده به فضا برد. او می‌بایست اثر تغییر گرانش و شرایط محیطی را بر رفتار یا ژنوم این مگس‌ها مشاهده و بررسی می‌کرد. دیگر آزمایش‌ها شامل پرورش گیاهان در فضا، بررسی رفتار قلب خودش در فضا، بررسی اثر تغییر گرانش بر فشار چشم و شکل صورت خودش بود. او با دوربین سه‌بُعدی شرکت سامسونگ، که برای همین آزمایش طراحی شده بود، باید هر روز از شش زاویه از صورتش عکس می‌گرفت تا تغییرشکل صورتش بررسی شود. همچنین باید زمین را رصد می‌کرد و به‌ویژه تمرکزش بر حرکت طوفان‌های غبار از چین به سوی کره بود. دانشمندان کره‌ای نسخه‌ای کم‌کالری و پُرویتامین از کیم‌چی، غذای ملی کره، را به‌طور ویژه برای سفر فضایی خانم یی طراحی و درست کرده بودند.

خانم یی طی قراردادی تجاری میان روسیه و کره‌ی جنوبی در برنامه‌ی فضایی روسیه مهمان محسوب می‌شد و عنوانش در سایوز و ایستگاه بین‌المللی فضایی «همراه پرواز فضایی» بود.

خانم یی پس از پایان مأموریتش همراه با یک فضانورد زن آمریکایی و یکی از فضانوردان روس سوار بر سایوز ۱۱-TMA به زمین بازگشت. این فضاپیما حین بازگشت به زمین با شیبی بیشتر از حالت عادی وارد جو شد و به این ترتیب باعث واردآمدن نیروی گرانشی ۱۰ برابر بیشتر از نیروی گرانش روی زمین به بدن فضانوردان شد. همچنین کپسول سایوز ۴۲۰ کیلومتر دورتر از نقطه‌ی تعیین‌شده فرود آمد. البته هر سه فضانورد سالم بودند ولی می‌بایست تحت نظر پزشک معاینه می‌شدند. خانم یی پس از بازگشت به کره به‌سبب کمردرد در بیمارستان بستری شد که البته خیلی زود بهبود یافت و مرخص شد. او اکنون پژوهشگر مؤسسه‌ی پژوهش‌های هوافضای کره و نیز سفیر فضایی کره‌ی جنوبی است.

تنها زن فضانورد چین12-6-17-1338271

لیو یانگ

刘洋

این خلبان و فضانورد چینی نخستین و تنها زنی است که چین به فضا فرستاده است. او در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) در شهر ژِنگژو چین متولد شد. او فارغ‌التحصیل کالج هوانوردی نیروی هوایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین در چانگچون است.

او در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) به نیروی هوایی ارتش پیوست و خلبان شد. پس از چند سال با درجه‌ی سرگردی به مقام جانشین رئیس یکی از واحدهای پروازی پایگاهی نظامی رسید. او اکنون خلبان کهنه‌کار ارتش با ۱۶۸۰ ساعت تجربه‌ی پرواز است.

خانم لیو در بهار سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) به برنامه‌ی فضایی پیوست و پس از دو سال آموزش فضانوردی همراه وانگ یاپینگ دو زن منتخب برای پیوستن به گروه فضانوردان چینی شدند. سرانجام انتخاب نهاییْ خانم لیو بود که برای شرکت در مأموریت شِنژو ۹، نخستین پرواز سرنشین‌دار به آزمایشگاه فضایی چین تیانگونگ ۱، برگزیده شد. این مأموریت در ۱۶ جون ۲۰۱۲ (۲۷ خرداد ۱۳۹۱)، درست در چهل‌ونهمین سالگرد پرواز والنتینا ترشکوا، نخستین زن فضانورد جهان، انجام شد.

در این مأموریت خانم لیو آزمایش‌هایی در زمینه‌ی پزشکی فضایی انجام داد. او ۱۳ روز در فضا بود. وو پینگ، سخنگوی برنامه‌ی فضایی چین، در مصاحبه‌ای پیش از مأموریت لیو یانگ، با اشاره به ضرب‌المثلی چینی، گفت: «زنان نیمی از آسمان را بر دوش دارند. پس مأموریت‌های فضایی بشر بدون حضور زنان ناقص است. فضانوردان زن عموماً استقامت، پایداری روانی، و توانایی بیشتری در تحمل تنهایی دارند».



تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 04:01 ب.ظ | نویسنده : امین کاوندی

 s95-07647

شادی حامدی آزاد 

از سال ۱۹۶۱ که سفرهای سرنشین‌دار فضایی آغاز شد تا به امروز ۳۰ فضانورد در این راه جان باخته‌اند (حین مأموریت یا در مراحل تمرین) که از این میان ۴ نفر زن بوده‌اند.

چاولا همراه با لارل کلارک که هردو در آخرین مأموریت شاتل کلمبیا کشته شدند

چاولا همراه با لارل کلارک که هردو در آخرین مأموریت شاتل کلمبیا کشته شدند

آخرین پرواز شاتل فضایی کلمبیا (و آخرین سانحه‌ی فضایی تا امروز) صدوچهلمین پرواز شاتل‌ها به فضا بود. شاتل در روز ۱۶ ژانویه‌ی سال ۲۰۰۳ (۲۶ دی ۱۳۸۱) از پایگاه فضایی کِنِدی در فلوریدا به فضا پرتاب شد و هفت فضانورد آن شانزده روز را با موفقیت در فضا سپری کردند و ۸۰ آزمایش علمی را در مدار انجام دادند. حادثه، این بار، حین فرود در روز اول فوریه‌ی ۲۰۰۳ (۱۲ بهمن ۱۳۸۱) رخ داد. شاتل، که بدنه‌ی آن هنگام پرتاب آسیب مختصری دیده بود، با زاویه‌ی نادرستی وارد جوّ زمین شد و درست ۱۶ دقیقه پیش از زمان پیش‌بینی‌شده برای فرود در جو منفجر شد و بار دیگر خاطره‌ی تلخ ازدست‌رفتن فضانوردان پیشین را به همه یادآوری کرد. در میان هفت فضانورد کشته‌شده در این حادثه نیز دو زن حضور داشتند: کالپانا چاولا و لارِل کلارک.

کالپانا چاولا

کالپانا چاولا در اول جولای ۱۹۶۱ در شهر کارنال در شمال‌شرقی هند به دنیا آمد. نام او در زبان سانسکریت به معنای «رویا یا چیزی دست‌نیافتنی» است. علاقه‌ی او به پرواز تحت‌تأثیر جهانگیر راتانجی تاتا، خلبان و صنعتگر پیشگام هندی-فرانسوی، شکل گرفت. کالپانا در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) در رشته‌ی مهندسی هوانوردی از دانشگاه پنجاب هند فارغ‌التحصیل شد و در آن زمان یکی از سه دختر مشغول به تحصیل در این رشته بود. او بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی راهی ایالات متحده شد و کارشناسی ارشدش را در رشته‌ی مهندسی هوافضا از دانشگاه تگزاس گرفت. او در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) با ژان پی‌یر هریسون ازدواج کرد ولی فرزندی نداشت. خانم چاولا دومین مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته‌ی مهندسی مکانیک و دکتری‌اش را در رشته‌ی مهندسی هوافضا از دانشگاه کلرادو دریافت کرد. چاولا پس از دریافت دکتری در سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) وارد مرکز تحقیقات ایمز ناسا شد. او دارای مدرک تدریس پرواز با هواپیما و گلایدر و نیز دارای گواهی خلبانی هواپیماهای تک‌موتوره و چندموتوره و هواپیماهای آب‌نشین و گلایدر بود.

چاولا عاشق پیاده‌روی، سفر، پرواز، تماشای پرنده‌ها در طبیعت، و مطالعه بود. او همیشه از قول سِنِکا، فیلسوف یونان باستان، می‌گفت: «من برای یک گوشه‌ی دنیا متولد نشده‌ام. سراسر جهان سرزمین من است».

کالپانا چاولا در سال ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) به جمع فضانوردان ناسا پیوست و سال بعد برای نخستین پرواز انتخاب شد. نخستین سفر او به فضا سوار بر شاتل کلمبیا، از ۱۹ نوامبر تا ۵ دسامبر ۱۹۹۷ (۲۸ آبان تا ۱۴ آذر ۱۳۷۶)، بود. او نخستین فضانورد هندی-آمریکایی، نخستین زن هندی، و دومین فرد هندی (پس از راکِش شارما) بود که به فضا می‌رفت و در این پرواز «متخصص مأموریت» بود. چاولا در نخستین پرواز بیش از ۳۷۲ ساعت را در فضا سپری کرد و در این مأموریتْ مسئول نصب ماهواره‌ای موسوم به اسپارتان بود که به‌سبب عملکرد بد ماهواره دو فضانورد دیگر مجبور شدند طی عملیات راهپیمایی فضایی آن را بازگردانند. بررسی‌های پنج‌ماهه‌ی ناسا درباره‌ی این خطا مشخص کرد که چاولا هیچ تقصیری نداشته و مشکل از نرم‌افزارهای داخلی ماهواره بوده است. دومین پرواز او به فضا سفر دوباره با شاتل کلمبیا از ۱۶ ژانویه تا اول فوریه سال ۲۰۰۳ (۲۶ دی تا ۱۲ بهمن ۱۳۸۱) بود که در این پرواز هم سِمَت «متخصص مأموریت» را داشت و مسئول انجام برخی آزمایش‌ها در حوزه‌ی ریزگرانش بود. او در مجموع ۳۰ روز و ۱۴ ساعت و ۵۴ دقیقه را در فضا سپری کرد. آخرین دیدار چاولا با سرزمین و خانواده‌اش در تعطیلات سال نو ۱۹۹۲ (زمستان ۱۳۷۰) بود که به همراه همسرش به هند رفته بود. او پس از فضانوردشدن هرگز فرصت نکرد دوباره به هند برود.

چاولا هنگام کار در دفترش در ناسا. این تصویر هنگامی گرفته شده است که چاولا برای رفتن به فضا کاندید شده بود.

وی عاشق پیاده‌روی، سفر، پرواز، تماشای پرنده‌ها در طبیعت، و مطالعه بود. او همیشه از قول سِنِکا، فیلسوف یونان باستان، می‌گفت: «من برای یک گوشه‌ی دنیا متولد نشده‌ام. سراسر جهان سرزمین من است».

در زمان حیات کالپانا چاولا و نیز پس از مرگش جوایز متعددی به او اهدا شد؛ ازجمله مدال افتخار سفر فضایی از سوی کنگره‌ی آمریکا، مدال پرواز فضایی ناسا، و مدال خدمت ممتاز ناسا.

پس از مرگ او به یادش اتفاقات بسیاری افتاد و مکان‌هایی به نامش نام‌گذاری شدند، ازجمله:

  • - زندگی‌نامه‌ی او منتشر و بخشی از برنامه‌ی درسی مدارس هند شد. کار او اعتمادبه‌نفس زنان و جوانان هندی را افزایش داده است.
  • - خوابگاه دختران در کالج مهندسی پنجاب به «خوابگاه دختران کالپانا چاولا» تغییرنام یافت.
  • - در شهر زادگاه او مدال کالپانا چاولا برای موفق‌ترین دختر دانش‌آموز کلاس دهم در نظر گرفته شد.
  • - کالج مهندسی پنجاب جایزه‌ی سالانه‌ی کالپانا چاولا را برای بهترین دانشجوی رشته‌ی هوانوردی تعیین کرد.
  • - پس از انفجار کلمبیا، نخست‌وزیر هند اعلام کرد که سری ماهواره‌های هواشناسی هند، ماهواره‌های مِت‌سَت، به ماهواره‌های کالپانا تغییرنام می‌یابند.

کلّ این سیاره مقدس است. از این بالا حس می‌کنید باید همراه دیگر ابنای بشر کار و تلاش کنید تا زمین را حفظ کنید. هر کاری را فقط به خاطر خود آن کار انجام بدهید. اگر آن را فقط برای هدف انجام دهید و از مسیر لذتی نبرید، فکر می‌کنم سر خودتان را کلاه می‌گذارید. کار کنید اما فقط برای خود کار

  • - روز اول فوریه در هند روز بزرگداشت قهرمانان فضا نامیده شد.
  • - سیارک ۵۱۸۲۶ کالپانا چاولا به یاد او نام‌گذاری شد.
  • - خیابان هفتادوچهارم شهر نیویورک در محله‌ی هندی‌ها به خیابان هفتادوچهارم کالپانا چاولا تغییرنام یافت.
  • - مؤسسه‌ی فناوری کاراگپور هند (در بنگال غربی) مرکز فناوری فضایی خود را در سال ۲۰۰۴ به مرکز فناوری فضایی کالپانا چاولا تغییرنام داد.
  • - دانشگاه تگزاس خوابگاهی را به نام او در سال ۲۰۰۴ افتتاح کرد.
  • - جایزه‌ی کالپانا چاولا در سال ۲۰۰۴ از سوی ایالت کارناتای هند به زنان دانشمند جوان اختصاص یافت.

    تمبرهای یادبود چاولا

    تمبرهای یادبود چاولا

  • - آسمان‌نمای کالپانا چاولا در شهر کوچک جیوتیسار در شمال هند افتتاح شد.
  • - ناسا یکی از ابرکامپیوترهای سازمان را به او تقدیم کرد.
  • - یکی از مجموعه‌های اقامتی دانشجویان در مؤسسه‌ی فناوری فلوریدا سالن‌هایی دارد که به نام چاولا و شش فضانورد دیگر کلمبیا نام‌گذاری شده‌اند.
  • - در مأموریت کاوش مریخ زنجیره‌ای از قله‌ها به نام رشته‌کوه کلمبیا و هفت قله در آن به نام هفت فضانوردش نام‌گذاری شدند.
  • - استیو موریس، نوازنده‌ی گروه موسیقی راکدیپ پرپل (Deep Purple)، به یاد حادثه‌ی کلمبیا و به‌سبب علاقه‌ی چاولا به این گروه، آهنگی به نام «تماس قطع شد» ساخت.
  • - پیتر دیوید، رمان‌نویس آمریکایی، در کتاب سال ۲۰۰۷ خود از سری کتاب‌های جدید استار ترِک(پیشتازان فضا) سفینه‌ای فضایی را چاولا نامیده است.
  • - در سال ۲۰۱۰ بورسیه‌ی کالپانا چاولا در دانشگاه بین‌المللی فضا در استراسبورگ فرانسه بنیاد گذاشته شد تا از دانشجویان هندی مشارکت‌کننده در برنامه‌های آموزشی-فضایی بین‌المللی حمایت شود.
  • - در نوامبر ۲۰۱۲، کلنگ ساختمان کالج پزشکی دولتی کالپانا چاولا در شهر زادگاه او، کارنال، زده شد. این طرح پس از آن نهایی شد که زنجیره‌ی انسانی ۳۶ کیلومتری از ۳۰ هزار دانش‌آموز و شهروند شهر کارنال در خیابان‌های شهر شکل گرفت.

پس از مرگش سه کتاب درباره‌ی زندگی او منتشر شد: در میان ستاره‌ها: زندگی و رویاهای کالپانا چاولا نوشته‌ی گوردیپ پَندهر؛زندگی کالپانا چاولا نوشته‌ی آنیل پادمانابان؛ و لبه‌ی زمان: زندگی‌نامه‌ی موثق کالپانا چاولا نوشته‌ی همسرش ژان‌ پی‌یر هریسون.

مراسم یادبود برای چاولا در هند

مراسم یادبود برای چاولا در هند

در نامه‌ای که کالپانا چاولا از فضا خطاب به زمین نوشته بود، آمده است: «نخستین نما از زمین اعجاب‌آور است. در چنین سیاره‌ی کوچکی چقدر اتفاقات گوناگون می‌افتد. کلّ این سیاره مقدس است. از این بالا حس می‌کنید باید همراه دیگر ابنای بشر کار و تلاش کنید تا زمین را حفظ کنید. هر کاری را فقط به خاطر خود آن کار انجام بدهید. اگر آن را فقط برای هدف انجام دهید و از مسیر لذتی نبرید، فکر می‌کنم سر خودتان را کلاه می‌گذارید. کار کنید اما فقط برای خود کار».

کالپانا چاولا معتقد به آیین هندو بود. به همین سبب، پس از انفجار کلمبیا در بسیاری از معابد هندو در سرتاسر ایالات متحده و البته هند مراسم بزرگداشتی برای او و همراهانش برگزار شد. دکتر اومامیسورکار، رئیس انجمن معابد هندو در امریکای شمالی، در یکی از این مراسم گفت: «سنت و فلسفه‌ی ما به ما می‌گوید که آن‌ها در خانه‌ای متفاوت، که اقامتگاه حقیقی همه‌ی ماست، آرام گرفته‌اند».

بخش‌هایی از این مقاله در قالب مقاله‌ی «فضانوردان زن در سوانح فضایی» در شهریور ۱۳۸۶ در ماهنامه‌ی زنان منتشر شده بود.

*تیتر مقاله‌ی امروز زنان فضانورد از تیتر روی جلد مجله‌ی ایندیا کارنتس (India Currents) گرفته شده است که چند ماه پس از نخستین پرواز فضایی کالپانا چاولا در مقاله‌ای به معرفی او پرداخت.




Laurel_Clark_NASA_photo_portraitsma

شادی حامدی آزاد

از سال ۱۹۶۱ که سفرهای سرنشین‌دار فضایی آغاز شد تا به امروز ۳۰ فضانورد در این راه جان باخته‌اند (حین مأموریت یا در مراحل تمرین) که از این میان ۴ نفر زن بوده‌اند.

آخرین پرواز شاتل فضایی کلمبیا (و آخرین سانحه‌ی فضایی تا امروز) صدوچهلمین پرواز شاتل‌ها به فضا بود. شاتل در روز ۱۶ ژانویه‌ی سال ۲۰۰۳ (۲۶ دی ۱۳۸۱) از پایگاه فضایی کِنِدی در فلوریدا به فضا پرتاب شد و هفت فضانورد آن شانزده روز را با موفقیت در فضا سپری کردند و ۸۰ آزمایش علمی را در مدار انجام دادند. حادثه، این بار، حین فرود در روز اول فوریه‌ی ۲۰۰۳ (۱۲ بهمن ۱۳۸۱) رخ داد. شاتل، که بدنه‌ی آن هنگام پرتاب آسیب مختصری دیده بود، با زاویه‌ی نادرستی وارد جوّ زمین شد و درست ۱۶ دقیقه پیش از زمان پیش‌بینی‌شده برای فرود در جو منفجر شد و بار دیگر خاطره‌ی تلخ ازدست‌رفتن فضانوردان پیشین را به همه یادآوری کرد. در میان هفت فضانورد کشته‌شده در این حادثه نیز دو زن حضور داشتند: کالپانا چاولا و لارِل کلارک.

لارل کلارک

لارل کلارک پس از پرواز آزمایشی برای آمادگی پرواز با شاتل کلمبیا

لارل کلارک پس از پرواز آزمایشی برای آمادگی پرواز با شاتل کلمبیا

لارِل بلِر سَلتون در ۱۰ مارس سال ۱۹۶۱ در شهر ایمز ایالت آیووا متولد و در شهر رِیسین ویسکانسین بزرگ شد. او از کودکی به طبیعت و علم علاقه‌مند بود. پس از دوران تحصیل مقدماتی وارد دانشگاه ویسکانسین-مدیسون شد و با مدرک کارشناسی جانورشناسی (۱۹۸۳/۱۳۶۲) و سپس دکترای پزشکی عمومی (۱۹۸۷/۱۳۶۶) فارغ‌التحصیل شد. او در دوران تحصیل در دپارتمان پزشکی-غواصی نیروی دریایی ایالات متحده مشغول خدمت بود و پس از فارغ‌التحصیلی هم در مرکز پزشکی نیروی دریایی ملی در مریلند مشغول به کار شد. سپس آموزش‌های افسر-پزشک زیرِ دریا و همچنین آموزش‌های افسر-پزشک غواص را در مؤسسه‌ی پزشکی زیرِ آب نیروی دریایی گذراند و پس از آن به سرپرستی دپارتمان پزشکی اسکادران ۱۴ زیردریایی ایالات متحده برگزیده شد. او شش ماه آموزش پزشکی هوایی را نیز در مرکز پزشکی هوافضای نیروی دریایی سپری کرد و جراح پروازهای نیروی دریایی شد. پیش از پیوستن به ناسا خدمات بسیاری را در نیروی هوایی ایالات متحده انجام داد.

لارل در بهار ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) از سوی ناسا برای فضانوردی انتخاب شد و پس از دو سال آموزش و تمرین به سِمَت متخصص مأموریت رسید. اما تنها سفر فضایی او پرواز با آخرین مأموریت شاتل کلمبیا در ژانویه‌ی ۲۰۰۳ (بهمن ۱۳۸۱) بود که در این سفر ۱۵ روز و ۲۲ ساعت را در فضا سپری کرد. او در سال‌های نخست پیوستن به ناسا با یکی از جراحان پروازهای فضایی ناسا، جاناتان کلارک، ازدواج کرده و حاصل این ازدواج پسری به نام لِین بود.

کلارک در حال استراحت در شاتل

کلارک در حال استراحت در شاتل

در طول حیات لارل کلارک و پس از مرگش چندین جایزه و مدال به او اهدا شد؛ ازجمله مدال ستایش نیروی دریایی، مدال دفاع ملی، نشان افتخار خدمت خارج از مرزهای کشور، مدال پرواز فضایی ناسا، مدال خدمت ممتاز ناسا، و مدال افتخار سفر فضایی از سوی کنگره‌ی آمریکا.

پس از حادثه‌ی کلمبیا، سیارک ۵۱۸۲۷ لارل کلارک و قلّه‌ی کلارک در رشته‌کوه کلمبیا روی مریخ به یاد او نام‌گذاری شدند. همچنین سالن کلارک در مجتمع اقامتی کلمبیا در مؤسسه‌ی فناوری فلوریدا، و مرکز دانشگاهی پزشکی-هوافضای لارل کلارک و دیوید براون در مؤسسه‌ی پزشکی-هوافضای نیروی دریایی به یاد او (و پزشک-فضانورد دیگری در کلمبیا) نام‌گذاری شدند. همچنین بنای یادبود دکتر لارل سلتون کلارک در شهر رِیسین، که آن‌جا را زادگاه خودش می‌دانست، ساخته شد.

در مصاحبه‌ای گفته بود: «من از کودکی، مانند بسیاری از هم‌نسلانم، شیفته‌ی برنامه‌ی فرود انسان بر ماه بودم. اما هرگز خودم را فضانورد تصور نمی‌کردم. من عاشق طبیعت، محیط‌زیست و حیوانات بودم».

من مناظر شگفت‌انگیزی دیدم: آذرخش‌هایی بر فراز اقیانوس آرام، نورهای رنگین جوّ بر فراز قطب جنوب که تمام افق دید را روشن کرده بود. زندگی همه‌جا جاری است و باید بگویم زندگی پدیده‌ای جادویی است.

او همیشه می‌گفت که لذت‌بخش‌ترین تجربه‌اش خارج از شغل فضانوردی «مادربودن» است. او می‌گفت: «مادربودن شگفت‌انگیز است و من همواره به پسرم می‌گویم که مهم‌ترین شغل من این است که مادر تو باشم». همکارانش هم اذعان دارند که «با این‌که او در کارش جدیت داشت، خانواده برایش همیشه در اولویت بود و فرقی نمی‌کرد که چه روز پُرکاری را سپری کرده بود؛ توانایی او در ذخیره‌ی زمان و انرژی برای خانواده‌اش همیشه ما را شگفت‌زده می‌کرد».

آخرین پیغام لارل به دوستان و خانواده‌اش نامه‌ای الکترونیکی بود که روز پیش از حادثه، از فضا، برای آن‌ها فرستاده بود:

همسر و فرزند لارل کلارک در مراسم خاکسپاری او

همسر و فرزند لارل کلارک در مراسم خاکسپاری او

«سلام از فراز سیاره‌ی خارق‌العاده‌مان، زمین؛ چشم‌اندازی که از این‌جا بهت‌آور است. این مأموریتی فوق‌العاده است و ما ۲۴ساعته مشغول انجام‌دادن آزمایش‌های علمی هستیم. به‌دست‌آوردن لحظه‌ای برای نوشتن ای‌میل بسیار ارزشمند است. پس نامه‌ام بسیار کوتاه و خطاب به همه‌ی کسانی خواهد بود که می‌شناسم و دوست‌شان دارم.

«من مناظر شگفت‌انگیزی دیدم: آذرخش‌هایی بر فراز اقیانوس آرام، نورهای رنگین جوّ بر فراز قطب جنوب که تمام افق دید را روشن کرده بود، و شهری از استرالیا که آن پایین در شب می‌درخشید، غروب هلال ماه بر لبه‌ی سیاره‌ی آبی‌مان، دشت‌های وسیع آفریقا، رودهای خروشان در میان دره‌های ژرف، زخم‌های حاصل دست بشر بر چهره‌ی سیاره‌مان، و قله‌ی فوجی که از این بالا خیلی کوچک اما بی‌شک بسیار مشخص است، خط ممتد زندگی از آمریکای شمالی تا آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی دیده می‌شود. زندگی همه‌جا جاری است و باید بگویم زندگی پدیده‌ای جادویی است.

«از همه عجیب‌تر روز نخست پرواز ما بود که وقتی از فراز دریاچه‌ی میشیگان گذشتیم من به‌روشنی ویسکانسین (زادگاهم) را دیدم. البته هنوز آن‌قدر خوش‌اقبال نبودم که دوباره آن منظره را ببینم. در هر گردش در مدار از فراز مناطق مختلفی از زمین می‌گذریم. البته من اغلب در آزمایشگاه مشغول کارم و بیشتر این مناظر را نمی‌بینم. اما هرگاه که نگاهی به بیرون انداخته‌ام، بسیار باشکوه بوده است. حتی ستاره‌ها از این‌جا درخشش خاصی دارند.

«از این‌جا بارها «شکارچی» محبوبم را دیدم. عکاسی از زمین از این‌جا واقعاً کار سختی است اما فکر کنم سرانجام در دو روز گذشته چند عکس زیبا از سیاره‌مان گرفتم.

«من بسیار احساس خوشبختی می‌کنم که برای خدمت به کشورم اینجا هستم و آزمایش‌های علمی دانشمندان را انجام می‌دهم. همه‌ی آزمایش‌ها خوشبختانه به هدف مورد نظر رسیده‌اند.

«من از همه‌ی شما که مرا و ماجراجویی‌های مرا طی این سال‌ها حمایت کرده‌اید بسیار سپاس‌گزارم. این ماجراجویی اخیر از همه مهم‌تر بود. امیدوارم همه‌ی شما انرژی مثبتی را که از پرواز ما بر فراز سیاره‌مان گسیل می‌شود حس کنید».

بخش‌هایی از این مقاله در قالب مقاله‌ی «فضانوردان زن در سوانح فضایی» در شهریور ۱۳۸۶ در ماهنامه‌ی زنان منتشر شده بود.




jud-0 

شادی حامدی آزاد 

از سال ۱۹۶۱ که سفرهای سرنشین‌دار فضایی آغاز شد تا به امروز ۳۰ فضانورد در این راه جان باخته‌اند (حین مأموریت یا در مراحل تمرین) که از این میان ۴ نفر زن بوده‌اند.

 آخرین پرواز شاتل فضایی چلنجر به فضا بیست‌وپنجمین پرواز کاروان شاتل‌ها بود. هفت فضانورد در روز ۲۸ ژانویه ۱۹۸۶ سوار شاتل شدند و شاتل آماده‌ی پرواز شد. شمارش معکوس تمام شد و شاتل پرید و فقط ۷۳ ثانیه‌ی بعد در مقابل دیدگان هزاران نفر از علاقه‌مندان به تماشای پرتاب شاتل منفجر شد و همه را بهت‌زده کرد. در میان فضانوردان این شاتل دو زن حضور داشتند: کریستا مَک‌آلیف و جودیت رِزنیک.

جودیت آرلن رِزنیک

جودیت آلن رزنیک در ۵ آوریل ۱۹۴۹ در شهر اکرون ایالت اوهایو متولد شد. او در دوران مدرسه در درس ریاضی استعداد خوبی داشت. پس از طی تحصیلات مقدماتیْ وارد دانشگاه کارنگی ملون شد و مدرک مهندسی الکترونیک را گرفت. در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) دکترای همان رشته را از دانشگاه مریلند دریافت کرد و پس از فارغ‌التحصیلیْ مهندس طراح شرکتی شد که به‌طور قراردادی پروژه‌هایی را برای ناسا انجام می‌داد. رزنیک در دوران گذراندن تز دکتری در سمت مهندس پزشکی به مؤسسه‌ی سلامت ملی پیوست و پس از آن مدتی مهندس سامانه‌ها در شرکت زیراکس بود.jud-1

رِزنیک هم جزو آن دسته از زنانی بود که در نخستین تلاش‌های ناسا برای مشارکت‌دادن زنان در برنامه‌های فضایی برای شرکت در این برنامه تقاضانامه پُر کرد و سرانجام هم جزو نخستین گروه ۶نفره‌ی زنانی بود که برای فضانوردی پذیرفته شدند. او در ژانویه‌ی سال ۱۹۷۸ (بهمن ۱۳۵۶) به ناسا پیوست و مانند دیگران آموزش‌های سخت را از سر گذراند. او با سِمَت «متخصص مأموریت» در نخستین پرواز شاتل دیسکاوری در تابستان سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) شرکت کرد. این پرواز مهم بود زیرا جودیت رزنیک (پس از سالی راید) دومین زن آمریکایی بود که به فضا می‌رفت. اما خودش درباره‌ی علت اهمیت این پرواز نظر دیگری داشت: «فکر می‌کنم اهمیت حضور من در این مأموریت به علت این نیست که من دومین زن فضانورد آمریکایی هستم بلکه به این علت است که من چهلمین یا چهل‌وپنجمین – عددش را درست به یاد ندارم – فضانورد آمریکایی هستم که در چند سال گذشته با شاتل به فضا سفر کرده‌اند و مهم این است که ما در این مدت اندک چقدر پیشرفت کرده‌ایم». او همچنین نخستین زن یهودی و دومین فرد یهودی (پس از بوریس وُلینوف روس) بود که به فضا می‌رفت. رزنیک در پرواز ناکام شاتل چلنجر نیز قرار بود «متخصص مأموریت» باشد و همچنین قرار بود به‌کمک بازوی ربوتیکْ ماهواره‌ای به نام اسپارتان-هالی را برای رصد چهل‌ساعته‌ی دنباله‌دار هالی نصب کند.

جودیت رزنیک پیش از فضانوردشدن ازدواجی کوتاه داشت و به ورزش‌های دوچرخه‌سواری و دو و نیز نواختن پیانو علاقه‌مند بود.

پس از انفجار شاتل چلنجر بررسی بقایای کابین شاتل نشان داد که سه نفر از خدمه‌ی شاتل مخزن‌های تنفسی اضطراری خود را فعال کرده بودند: جودیت رزنیک، الیسان اونیزوکا، و مایکل اسمیت. این تنها مدرک محکم است که نشان می‌دهد آن‌ها پس از بروز حادثه در شاتل هنوز زنده بودند؛ به این سبب شاید بتوان گفت که کریستا مک‌آلیف نخستین زنی بود که در حادثه‌ای فضایی کشته شد و جودیت رزنیک دومین زن فضانورد کشته‌شده محسوب می‌شود.jud-2

پس از حادثه‌ی چلنجر، گودال برخوردی رزنیک روی ماه و یکی از خوابگاه‌های دانشگاه کارنگی ملون به یاد او نام‌گذاری شدند. یکی از مدارس شهر زادگاه او در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) دوباره بازگشایی شد و به یاد او مدرسه‌ی جودیت رزنیک نام گرفت. همچنین مدرسه‌ای نیز به نام او در مریلند ساخته شد. انجمن حرفه‌ای مهندسان الکترونیک (IEEE) پس از این حادثه یکی از بیش از ۵۰ جایزه‌ی سالانه‌ی خود در زمینه‌های گوناگون مهندسی را به نام او جایزه‌ی جودیت رزنیک نام داد که هر سال به فرد یا گروهی اهدا می‌شود که مشارکتی چشمگیر در مهندسی فضایی داشته باشند. جالب است بدانید که این جایزه در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) به پروفسور کمال سرابندی، استاد دانشگاه میشیگان، اهدا شد.

در تله‌فیلم چلنجر جولی فالتون نقش جودیت رزنیک را بازی کرد. رزنیک کلاً ۱۴۴ ساعت و ۵۷ دقیقه را در فضا سپری کرده و در سال ۱۹۸۴ مدال پرواز فضایی ناسا را دریافت کرده بود. در سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) مدال افتخار سفر فضایی از سوی کنگره‌ی آمریکا به او نیز همراه با فضانوردان کشته‌شده‌ی دیگر اهدا شد.

رزنیک در زمان حیات عضو چندین انجمن بود؛ ازجمله مؤسسه‌ی مهندسان الکترونیک، انجمن ارتقای علمی آمریکا، کمیته‌ی فرصت‌های حرفه‌ای برای زنان، انجمن زنان دانشگاهی آمریکا، مؤسسه‌ی هوافضای آمریکا، و نیز عضو ارشد انجمن مهندسان زن آمریکا.

بخش‌هایی از این مقاله در قالب مقاله‌ی «فضانوردان زن در سوانح فضایی» در شهریور ۱۳۸۶ در ماهنامه‌ی زنان منتشر شده بود.



Christa_Portrait

شادی حامدی آزاد

از سال ۱۹۶۱ که سفرهای سرنشین‌دار فضایی آغاز شد تا به امروز ۳۰ فضانورد در این راه جان باخته‌اند(حین مأموریت یا در مراحل تمرین) که از این میان ۴ نفر زن بوده‌اند.

آخرین پرواز شاتل فضایی چلنجر به فضا بیست‌وپنجمین پرواز کاروان شاتل‌ها بود. هفت فضانورد در روز ۲۸ ژانویه ۱۹۸۶ سوار شاتل شدند و شاتل آماده‌ی پرواز شد. شمارش معکوس تمام شد و شاتل پرید و فقط ۷۳ ثانیه‌ی بعد در مقابل دیدگان هزاران نفر از علاقه‌مندان به تماشای پرتاب شاتل و ازجمله هزاران دانش‌آموز منفجر شد و همه را بهت‌زده کرد. در میان فضانوردان این شاتل دو زن حضور داشتند: کریستا مَک‌آلیف و جودیت رِزنیک.

کریستا کوریگان مک‌آلیف

او، که در کنکورد در ایالت نیوهمشایر آموزگار بود، از میان ۱۱ هزار متقاضی برای طرح ارسال نخستین آموزگار به فضا انتخاب شد.

کریستا کوریگان متولد ۲ سپتامبر ۱۹۴۸ در بوستون و بزرگ‌ترین فرزند در میان ۵ فرزند خانواده بود. او در کودکی شیفته‌ی برنامه‌های فضایی مرکوری و آپولو (نخستین فرود انسان بر ماه) ناسا شده بود. روز بعد از پرواز جان گلن به مدار زمین سوار بر فضاپیمای فرندشیپ ۷ در مدرسه به دوستش گفت: «می‌دونی که انسان روزی به ماه می‌ره؟ شاید حتی روزی سوار اتوبوس بشن و به ماه برن. منم می‌خوام چنین کاری کنم». و سال‌ها بعد در فرم درخواست فضانوردی خود چنین نوشت: «من شاهد تولد عصر فضا بوده‌ام و حالا می‌خواهم بخشی از آن باشم!». christamcauliffe

او در سال ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) از کالج ایالتی فرَمینگام در رشته‌ی آموزش و تاریخ فارغ‌التحصیل شد و چند هفته بعد با استیون مک‌آلیف ازدواج کرد. آن‌ها صاحب دختری به نام کارولین و پسری به نام اسکات شدند. کریستا به ورزش‌های دو، تنیس و والیبال علاقه‌مند بود.

کریستا مک‌آلیف برای ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی آموزش وارد دانشگاه ایالتی بویی مریلند شد و هم‌زمان به تدریس تاریخ آمریکا، علوم اجتماعی، حقوق، و اقتصاد در دبیرستان‌ها مشغول شد. او همچنین درس تازه‌ای را با عنوان «زن آمریکایی» برای دبیرستان تعریف کرد و به تدریس آن پرداخت. در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) با مدرک کارشناسی ارشد رشته‌ی نظارت و مدیریت آموزش فارغ‌التحصیل شد.

در سال ۱۹۸۴، رونالد ریگان، رییس‌جمهور وقت ایالات متحده، پروژه‌ی «آموزگاران در فضا» را معرفی کرد و مک‌آلیف متوجه شد که ناسا قصد دارد آموزگاری را سوار بر شاتل به سفر فضایی ببرد. تلاش ناسا یافتن آموزگاری «معمولی» بود که مستعد برقراری ارتباط با دانش‌آموزان از مدار باشد. کریستا در جایی نوشته بود: «من نمی‌توانم زندگی‌ام را در مقام فضانورد از سر بگیرم و تازه به برنامه‌های فضایی بپیوندم ولی این فرصت برای پیونددادن توانایی‌هایم در تدریس و علاقه‌ام به تاریخ و فضا فرصتی یگانه است که می‌تواند رویاپردازی‌های کودکی‌هایم را به حقیقت پیوند بزند».

پسر مک‌آلیف، اسکات که در زمان حادثه‌ی شاتل ۹ ساله بود، حالا زیست‌شناس دریایی و دخترش، کارولین که در زمان مرگ مادر ۶ ساله بود، راه مادرش را ادامه داد و اکنون آموزگار است.

ناسا امیدوار بود که فرستادن آموزگاری به فضا علاقه و توجه عمومی را به برنامه‌های فضایی افزایش دهد. ریگان همچنین گفته بود که این پروژه به مردم یادآوری می‌کند که آموزگاران و آموزش چه نقش بزرگی در خدمت به این کشور دارند. به هر حال، کریستا مک‌آلیف یکی از ۱۱ هزار نفری بود که برای این سفر تقاضانامه ارسال کرد. چندین مرحله گزینش انجام شد تا در ابتدای جولای ۱۹۸۵ او یکی از ۱۰ آموزگار منتخب برای این برنامه اعلام شد و برای انجام برخی آزمایش‌های پزشکی و توجیه‌شدن درباره‌ی پروازهای فضایی به مرکز فضایی جانسون فرستاده شدند. کمیته‌ای متشکل از مسئولان و پزشکان ناسا با این ۱۰ نفر مصاحبه‌های متعددی انجام دادند. روز ۱۹ جولای ۱۹۸۵، مک‌آلیف برای این طرح و باربارا مورگان هم در سمت آموزگار جانشین او انتخاب شدند. او در مصاحبه‌های خود اشتیاق فراوانی برای این سفر نشان داده بود و روان‌پزشک ناسا گفته بود: «او در میان این ده نفر از همه متعادل‌تر بوده است». در پاییز آن سال، این دو زن دوره‌ی یک‌ساله‌ی آموزش فضانوردی را شروع کردند تا برای پرواز شاتل در اوایل سال بعد آماده شوند. آن‌ها در طول آن مدت سر کلاس نرفتند و ناسا حقوق ماهیانه‌شان را پرداخت کرد. مک‌آلیف در آن مأموریت متخصص بار شاتل محسوب می‌شد و همچنین قرار بود از فضا دروسی را به دانش‌آموزان تدریس کند: دو درس پانزده دقیقه‌ای؛ یکی شامل تور آشنایی با فضاپیما بود و دیگری با عنوان «کجا بوده‌ایم، به کجا می‌رویم و چرا؟» به فواید سفرهای فضایی می‌پرداخت. پس از اینکه مک‌آلیف را در مقام نخستین آموزگار مسافر فضا انتخاب کردند، از شبکه‌ها و برنامه‌های مشهور تلویزیونی به سراغ او آمدند؛ ازجمله برنامه‌های لَری کینگ، جانی کارسون، دیوید لِتِرمن، و رِجیس فیلبین. او بلافاصله با رسانه‌ها ارتباط برقرار کرد و همین موجب توجه عمومی به برنامه‌ی «آموزگار در فضا» شد. به سبب همین توجه به حضور مک‌آلیف در چلنجر بود که حادثه‌ی شاتل تأثیری عمیق بر مردم عادی بر جای گذاشت. (قسمت دوم مقاله‌ی تلخ‌ترین رویدادهای فضایی را ببینید.)012986sci-nasa-broad-a.5

باربارا مورگان ۱۲ سال پس از مرگ مک‌آلیف فضانوردی حرفه‌ای شد و در تابستان سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) سوار بر شاتل فضایی اندیور نخستین آموزگاری شد که سرانجام به فضا و به ایستگاه فضایی بین‌المللی سفر کرد.

پسر مک‌آلیف، اسکات که در زمان حادثه‌ی شاتل ۹ ساله بود، حالا زیست‌شناس دریایی و دخترش، کارولین که در زمان مرگ مادر ۶ ساله بود، راه مادرش را ادامه داد و اکنون آموزگار است.

پدر کریستا، ادوارد کوریگان، که چهار سال پس از دخترش درگذشت، زمانی گفته بود: «من از روز ۲۸ ژانویه‌ی ۱۹۸۶ عصبانی‌ام؛ زمانی که کریستا سوار شاتل چلنجر کشته شد. او برای ناسا نمرد، بلکه به‌سبب اشتباه ناسا مُرد. من هرگز احترامی برای ناسا قائل نیستم». مادر کریستا، گریس، زنده است و هنوز برای دانش‌آموزان سراسر ایالات متحده از دخترش صحبت می‌کند.

در سال‌های پس از مرگ کریستا مک‌آلیف ۱۲۲ مدرسه در سرتاسر ایالات متحده و ۴۰ مدرسه در سرتاسر جهان به یاد او نام‌گذاری شده‌اند. آسمان‌نمای کریستا مک‌آلیف در شهر کنکورد، مرکز آموزش‌های فضایی کریستا مک‌آلیف در ایالت یوتا، همچنین سیارک ۳۳۵۲ مک‌آلیف، گودال برخوردی مک‌آلیف روی ماه، و یکی هم روی سیاره‌ی زهره همه به یاد او نام‌گذاری شده‌اند. بخشی از بزرگراه ۴۶۰ در ایالات متحده به یاد هفت فضانورد کشته‌شده در آن حادثه چلنجر نامیده شده است.69933-004-6C5BCBB6

کارن آلن در سال ۱۹۹۰ (۱۳۶۹) در تله‌فیلم چلنجر نقش کریستا مک‌آلیف را بازی کرد. همچنین در برخی انیمیشن‌های آمریکایی از شخصیت او قدردانی شده است. در بیستمین سالگرد درگذشت او نیز شبکه‌ی سی‌ان‌ان فیلم مستندی با عنوان کریستا مک‌آلیف: به سوی ستاره‌ها پخش کرد.

نمایشنامه‌ی ایستادگی در برابر جاذبه نوشته‌ی جین اندرسون داستان دختر شش‌ساله‌ی کریستا مک‌آلیف و عذابی است که او، درحالی‌که مردم انفجار شاتل را تماشا می‌کنند، مجبور به تحمل آن است. این نمایشنامه مونتاژی از شخصیت‌های گوناگون است؛ ازجمله خود مک‌آلیف که از او فقط با عنوان آموزگار یاد می‌شود، و دخترش که از دختری کوچک و آشفته و آسیب‌دیده به زن جوان ۲۵ساله‌ای تحول می‌یابد و در میان خاطرات مخدوش دوران کودکی خود به دنبال حقیقت می‌گردد. دیگر شخصیت‌های این تراژدی زوجی بازنشسته، یک مکانیک ناسا، و هنرمند نقاش، کلود مونه، است که کمک می‌کند این شخصیت‌ها – که همگی پس از این حادثه‌ی ناگوار به دنبال یافتن حقیقت‌اند – به هم پیوند بخورند.

کریستا مک‌آلیف در دوران حیات عضو چندین انجمن بود؛ ازجمله عضو هیئت‌مدیره‌ی شورای مطالعات اجتماعی نیوهمشایر، شواری ملی مطالعات اجتماعی، انجمن آموزگاران کنکورد، انجمن آموزش همشایر، و انجمن ملی آموزش. در تابستان سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) کریستا مک‌آلیف و هر ۱۳ فضانورد دیگری که در حادثه‌های چلنجر و کلمبیا کشته شده بودند مدال افتخار سفر فضایی را از کنگره‌ی آمریکا دریافت کردند.

او در درس «زن آمریکایی»، که آن را وارد برنامه‌ی درسی دبیرستان‌های ایالتش کرد، همواره بر این نکته تأکید داشت که زنان گروهی حذف‌شده از بسیاری از جنبه‌های تاریخ‌اند، چراکه تصمیم‌های مهم نظامی و سیاسی برعهده‌ی آن‌ها نبوده است. او می‌گفت دوست دارد درباره‌ی مردان و زنان معمولی اما تأثیرگذار در تاریخ، که شاید برخی‌شان را حتی نشناسیم، به میزان مساوی به بچه‌ها آمورش دهد. به گفته‌ی یکی از همکارانش، او در کلاس درس تاریخ را به تجربه‌ای پویا تبدیل می‌کرد. به همین سبب انتخاب درستی برای مأموریت شاتل بود. به گفته‌ی مقاله‌ای در نیویورک‌تایمز درباره‌ی حادثه‌ی چلنجر: «او بر تأثیر مردمان عادی بر تاریخ تأکید ویژه‌ای داشت. او می‌گفت که آن‌ها به همان اندازه مهم‌اند که پادشاهان و سیاست‌مداران و فرماندهان نظامی مهم‌اند».

خودش در مصاحبه‌ای پیش از مأموریت احساسش را چنین توصیف کرده بود: «این مأموریت برای من حاوی پیامی شخصی است و آن اینکه آموزگاران بسیار خوب ارتباط برقرار می‌کنند. آن‌ها کار مهمی در جامعه انجام می‌دهند. اگر من بتوانم دانش‌آموزی را به علم علاقه‌مند کنم، اگر بتوانم به عموم مردم نشان بدهم که آن بالا در برنامه‌های فضایی چه می‌گذرد، کارم را به‌خوبی انجام داده‌ام. شما باید رویاپردازی کنید. همه‌ی ما باید رویاپردازی کنیم. تصور کنید من از فضا تدریس کنم، به سراسر جهان و به قلب مردم بسیاری راه پیدا کنم. این رویای یک آموزگار است! تصور من از جهان دهکده‌ای جهانی، بدون مرز و محدوده، است. آموزگار تاریخی را تصور کنید که انسانی معمولی است اما می‌تواند تاریخ‌ساز شود!».

بخش‌هایی از این مقاله در قالب مقاله‌ی «فضانوردان زن در سوانح فضایی» در شهریور ۱۳۸۶ در ماهنامه‌ی زنان منتشر شده بود.

 



تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

  • صبح
  • استاندارد
  • کارت شارژ همراه اول