تبلیغات
تکنولوژِی ارتباطات و فناوری اطلاعات( ICT ) - زنان فضانورد: لارل کلارک؛ زندگی، جادویی که همه‌جا جریان دارد

Laurel_Clark_NASA_photo_portraitsma

شادی حامدی آزاد

از سال ۱۹۶۱ که سفرهای سرنشین‌دار فضایی آغاز شد تا به امروز ۳۰ فضانورد در این راه جان باخته‌اند (حین مأموریت یا در مراحل تمرین) که از این میان ۴ نفر زن بوده‌اند.

آخرین پرواز شاتل فضایی کلمبیا (و آخرین سانحه‌ی فضایی تا امروز) صدوچهلمین پرواز شاتل‌ها به فضا بود. شاتل در روز ۱۶ ژانویه‌ی سال ۲۰۰۳ (۲۶ دی ۱۳۸۱) از پایگاه فضایی کِنِدی در فلوریدا به فضا پرتاب شد و هفت فضانورد آن شانزده روز را با موفقیت در فضا سپری کردند و ۸۰ آزمایش علمی را در مدار انجام دادند. حادثه، این بار، حین فرود در روز اول فوریه‌ی ۲۰۰۳ (۱۲ بهمن ۱۳۸۱) رخ داد. شاتل، که بدنه‌ی آن هنگام پرتاب آسیب مختصری دیده بود، با زاویه‌ی نادرستی وارد جوّ زمین شد و درست ۱۶ دقیقه پیش از زمان پیش‌بینی‌شده برای فرود در جو منفجر شد و بار دیگر خاطره‌ی تلخ ازدست‌رفتن فضانوردان پیشین را به همه یادآوری کرد. در میان هفت فضانورد کشته‌شده در این حادثه نیز دو زن حضور داشتند: کالپانا چاولا و لارِل کلارک.

لارل کلارک

لارل کلارک پس از پرواز آزمایشی برای آمادگی پرواز با شاتل کلمبیا

لارل کلارک پس از پرواز آزمایشی برای آمادگی پرواز با شاتل کلمبیا

لارِل بلِر سَلتون در ۱۰ مارس سال ۱۹۶۱ در شهر ایمز ایالت آیووا متولد و در شهر رِیسین ویسکانسین بزرگ شد. او از کودکی به طبیعت و علم علاقه‌مند بود. پس از دوران تحصیل مقدماتی وارد دانشگاه ویسکانسین-مدیسون شد و با مدرک کارشناسی جانورشناسی (۱۹۸۳/۱۳۶۲) و سپس دکترای پزشکی عمومی (۱۹۸۷/۱۳۶۶) فارغ‌التحصیل شد. او در دوران تحصیل در دپارتمان پزشکی-غواصی نیروی دریایی ایالات متحده مشغول خدمت بود و پس از فارغ‌التحصیلی هم در مرکز پزشکی نیروی دریایی ملی در مریلند مشغول به کار شد. سپس آموزش‌های افسر-پزشک زیرِ دریا و همچنین آموزش‌های افسر-پزشک غواص را در مؤسسه‌ی پزشکی زیرِ آب نیروی دریایی گذراند و پس از آن به سرپرستی دپارتمان پزشکی اسکادران ۱۴ زیردریایی ایالات متحده برگزیده شد. او شش ماه آموزش پزشکی هوایی را نیز در مرکز پزشکی هوافضای نیروی دریایی سپری کرد و جراح پروازهای نیروی دریایی شد. پیش از پیوستن به ناسا خدمات بسیاری را در نیروی هوایی ایالات متحده انجام داد.

لارل در بهار ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) از سوی ناسا برای فضانوردی انتخاب شد و پس از دو سال آموزش و تمرین به سِمَت متخصص مأموریت رسید. اما تنها سفر فضایی او پرواز با آخرین مأموریت شاتل کلمبیا در ژانویه‌ی ۲۰۰۳ (بهمن ۱۳۸۱) بود که در این سفر ۱۵ روز و ۲۲ ساعت را در فضا سپری کرد. او در سال‌های نخست پیوستن به ناسا با یکی از جراحان پروازهای فضایی ناسا، جاناتان کلارک، ازدواج کرده و حاصل این ازدواج پسری به نام لِین بود.

کلارک در حال استراحت در شاتل

کلارک در حال استراحت در شاتل

در طول حیات لارل کلارک و پس از مرگش چندین جایزه و مدال به او اهدا شد؛ ازجمله مدال ستایش نیروی دریایی، مدال دفاع ملی، نشان افتخار خدمت خارج از مرزهای کشور، مدال پرواز فضایی ناسا، مدال خدمت ممتاز ناسا، و مدال افتخار سفر فضایی از سوی کنگره‌ی آمریکا.

پس از حادثه‌ی کلمبیا، سیارک ۵۱۸۲۷ لارل کلارک و قلّه‌ی کلارک در رشته‌کوه کلمبیا روی مریخ به یاد او نام‌گذاری شدند. همچنین سالن کلارک در مجتمع اقامتی کلمبیا در مؤسسه‌ی فناوری فلوریدا، و مرکز دانشگاهی پزشکی-هوافضای لارل کلارک و دیوید براون در مؤسسه‌ی پزشکی-هوافضای نیروی دریایی به یاد او (و پزشک-فضانورد دیگری در کلمبیا) نام‌گذاری شدند. همچنین بنای یادبود دکتر لارل سلتون کلارک در شهر رِیسین، که آن‌جا را زادگاه خودش می‌دانست، ساخته شد.

در مصاحبه‌ای گفته بود: «من از کودکی، مانند بسیاری از هم‌نسلانم، شیفته‌ی برنامه‌ی فرود انسان بر ماه بودم. اما هرگز خودم را فضانورد تصور نمی‌کردم. من عاشق طبیعت، محیط‌زیست و حیوانات بودم».

من مناظر شگفت‌انگیزی دیدم: آذرخش‌هایی بر فراز اقیانوس آرام، نورهای رنگین جوّ بر فراز قطب جنوب که تمام افق دید را روشن کرده بود. زندگی همه‌جا جاری است و باید بگویم زندگی پدیده‌ای جادویی است.

او همیشه می‌گفت که لذت‌بخش‌ترین تجربه‌اش خارج از شغل فضانوردی «مادربودن» است. او می‌گفت: «مادربودن شگفت‌انگیز است و من همواره به پسرم می‌گویم که مهم‌ترین شغل من این است که مادر تو باشم». همکارانش هم اذعان دارند که «با این‌که او در کارش جدیت داشت، خانواده برایش همیشه در اولویت بود و فرقی نمی‌کرد که چه روز پُرکاری را سپری کرده بود؛ توانایی او در ذخیره‌ی زمان و انرژی برای خانواده‌اش همیشه ما را شگفت‌زده می‌کرد».

آخرین پیغام لارل به دوستان و خانواده‌اش نامه‌ای الکترونیکی بود که روز پیش از حادثه، از فضا، برای آن‌ها فرستاده بود:

همسر و فرزند لارل کلارک در مراسم خاکسپاری او

همسر و فرزند لارل کلارک در مراسم خاکسپاری او

«سلام از فراز سیاره‌ی خارق‌العاده‌مان، زمین؛ چشم‌اندازی که از این‌جا بهت‌آور است. این مأموریتی فوق‌العاده است و ما ۲۴ساعته مشغول انجام‌دادن آزمایش‌های علمی هستیم. به‌دست‌آوردن لحظه‌ای برای نوشتن ای‌میل بسیار ارزشمند است. پس نامه‌ام بسیار کوتاه و خطاب به همه‌ی کسانی خواهد بود که می‌شناسم و دوست‌شان دارم.

«من مناظر شگفت‌انگیزی دیدم: آذرخش‌هایی بر فراز اقیانوس آرام، نورهای رنگین جوّ بر فراز قطب جنوب که تمام افق دید را روشن کرده بود، و شهری از استرالیا که آن پایین در شب می‌درخشید، غروب هلال ماه بر لبه‌ی سیاره‌ی آبی‌مان، دشت‌های وسیع آفریقا، رودهای خروشان در میان دره‌های ژرف، زخم‌های حاصل دست بشر بر چهره‌ی سیاره‌مان، و قله‌ی فوجی که از این بالا خیلی کوچک اما بی‌شک بسیار مشخص است، خط ممتد زندگی از آمریکای شمالی تا آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی دیده می‌شود. زندگی همه‌جا جاری است و باید بگویم زندگی پدیده‌ای جادویی است.

«از همه عجیب‌تر روز نخست پرواز ما بود که وقتی از فراز دریاچه‌ی میشیگان گذشتیم من به‌روشنی ویسکانسین (زادگاهم) را دیدم. البته هنوز آن‌قدر خوش‌اقبال نبودم که دوباره آن منظره را ببینم. در هر گردش در مدار از فراز مناطق مختلفی از زمین می‌گذریم. البته من اغلب در آزمایشگاه مشغول کارم و بیشتر این مناظر را نمی‌بینم. اما هرگاه که نگاهی به بیرون انداخته‌ام، بسیار باشکوه بوده است. حتی ستاره‌ها از این‌جا درخشش خاصی دارند.

«از این‌جا بارها «شکارچی» محبوبم را دیدم. عکاسی از زمین از این‌جا واقعاً کار سختی است اما فکر کنم سرانجام در دو روز گذشته چند عکس زیبا از سیاره‌مان گرفتم.

«من بسیار احساس خوشبختی می‌کنم که برای خدمت به کشورم اینجا هستم و آزمایش‌های علمی دانشمندان را انجام می‌دهم. همه‌ی آزمایش‌ها خوشبختانه به هدف مورد نظر رسیده‌اند.

«من از همه‌ی شما که مرا و ماجراجویی‌های مرا طی این سال‌ها حمایت کرده‌اید بسیار سپاس‌گزارم. این ماجراجویی اخیر از همه مهم‌تر بود. امیدوارم همه‌ی شما انرژی مثبتی را که از پرواز ما بر فراز سیاره‌مان گسیل می‌شود حس کنید».

بخش‌هایی از این مقاله در قالب مقاله‌ی «فضانوردان زن در سوانح فضایی» در شهریور ۱۳۸۶ در ماهنامه‌ی زنان منتشر شده بود.



  • صبح
  • استاندارد
  • کارت شارژ همراه اول