تبلیغات
تکنولوژِی ارتباطات و فناوری اطلاعات( ICT ) - زنان فضانورد: مِی جِمیسن؛ نخستین زن آفریقایی‌تبار در فضا

51917355GZ020_Astronaut

شادی حامدی آزاد

بهترین راه حقیقت‌یافتنِ رویاها بیدار شدن است

مِی جِمیسن فیزیک‌دان و فضانورد آمریکایی و نخستین زن سیاه‌پوستی است که به فضا سفر کرده است. او دارای ۹ مدرک دکتری افتخاری در علوم، مهندسی، ادبیات، و علوم انسانی است.

مِی کرول جمیسن در ۱۷ اکتبر ۱۹۵۶ در شهر دیکاتور ایالت آلابامای آمریکا متولد و در شیکاگو بزرگ شد. پدرش نجار و مادرش معلم و هر دو زاده‌ی آمریکا هستند ولی آزمایش DNA نشان می‌دهد که تبار او به مردمان کامرون، نیجریه، غنا، سیرالئون، و سنگال و در کمال تعجبِ خودش ۱۳ درصد به آسیای شرقی می‌رسد (پس از انتخاب‌شدن باراک اوباما به ریاست‌جمهوری ایالات متحده، میل به انجام آزمایش ژنتیک در میان سیاه‌پوستان آمریکا برای کشف ریشه‌های‌شان در آفریقا ایجاد شده و به‌ویژه بسیاری از افراد مشهور این آزمایش را انجام داده‌اند). خانم جمیسن در مصاحبه‌ای گفته بود که از کودکی در رویاهایش خود را فضانورد می‌دیده است: «من آن زمان فکر می‌کردم وقتی بزرگ شوم، فضارفتن همان‌قدر عادی می‌شود که سرکاررفتن عادی است. وقتی بزرگ شدم، فکر کردم برای رفتن به فضا بهتر است برای فضانوردشدن در ناسا داوطلب شوم تا اینکه منتظر بنشینم تا ائی‌تی دنبالم بیاید!». او از کودکی شیفته‌ی مجموعه‌ی تلویزیونی Star Trek (که در ایران با نام پیشتازان فضا نمایش داده می‌شد) بود. تصویر فضانورد زن سیاه‌پوست در این مجموعه بسیار قدرتمندتر از واقعیت‌های دلسردکننده‌ی اطرافش بود و مِی شش‌ساله بی‌توجه به این‌که در عالم واقعیت آن روز همه‌ی فضانوردان آمریکاییْ مردان سفیدپوست بودند، همواره خود را به جای آن زن تصور می‌کرد و مطمئن بود روزی به این رویا خواهد رسید. خودش می‌گوید: «تصاویر به ما ممکن‌ها را نشان می‌دهند. در بسیاری از مواقع خیال همان چیزی است که ما را به واقعیت می‌رساند».

مادرم از آن آدم‌هایی بود که هروقت سوالی از او می‌پرسیدم، فقط منابع را معرفی می‌کرد و به من آموخته بود که این مسئولیت من است که پاسخ پرسش‌هایم را بیابم». 

MaeJemison2

مِی جمیسن از کودکی با طبیعت و علم آشنا شد. او یاد گرفته بود که با نگاه‌کردن به ستاره‌ها، درختان، گل‌ها، مورچه‌ها، و حتی زخم‌ها الگوهای طبیعی را بیابد. وقتی دختربچه‌ی خردسالی بود تکه‌چوبی موجب عفونت و چرک‌کردن انگشت دستش شد. او وحشت‌زده چرک انگشت را به مادرش نشان داد اما مادر این تجربه‌ی دردناک را برای او به آزمایشی علمی تبدیل کرد و او را مشتاق یادگیری درباره‌ی انواع عفونت‌ها و چرک کرد! مِی می‌گوید: «مادرم از آن آدم‌هایی بود که هروقت سوالی از او می‌پرسیدم، فقط منابع را معرفی می‌کرد و به من آموخته بود که این مسئولیت من است که پاسخ پرسش‌هایم را بیابم». او با حمایت خانواده رویاهای بلندپروازانه‌اشْ را باوجود دیدگاه‌های بسته در جامعه، که اغلب چند شغل مشخص را برای زنان مناسب می‌دانست، پرورش داد و سرانجام به آن‌ها رنگ واقعیت بخشید. می‌گوید روزی مربی مهدکودک از او می‌پرسد که دوست دارد در آینده چه‌کاره شود. می کوچولو در پاسخ می‌گوید، دانشمند. مربی دوباره می‌پرسد: «منظورت پرستاره؟». خانم جمیسون امروز می‌گوید: «البته پرستارشدن هیچ اشکالی ندارد، اما چیزی نبود که من می‌خواستم بلکه چیزی بود که جامعه می‌خواست به‌مثابه کلیشه در ذهنم ثبت کند».

یکی دیگر از شخصیت‌های الهام‌بخش او مارتین لوتر کینگ است. به نظر مِی رویاهای لوتر کینگ خیالاتی موهوم نبودند بلکه فراخوانی به جنبش بودند. او بر این باور است که جنبش برابری مدنیْ شکستن مرزها و رسیدن به نیروهای بالقوه‌ی انسانی بوده است. او می‌گوید: «بهترین راه برای واقعیت‌بخشیدن به رویاها بیدارشدن است».

می علاوه بر علم به هنر هم بسیار علاقه‌مند بود. یکی از هنرهایی که به‌طور جدی و مشتاقانه دنبالش می‌کرد رقص بود. او انواع رقص‌های خاص را در دوران مدرسه فراگرفت و دوست داشت رقصنده‌ی حرفه‌ای شود. سرانجام در انتهای دوران مدرسه تردید داشت که برای تحصیل پزشکی وارد دانشگاه شود یا به تحصیل حرفه‌ای رقص بپردازد. سرانجام روزی مادرش به او گفت: «اگر دکتر شوی هر زمان که بخواهی می‌توانی برقصی ولی اگر رقصنده شوی هرگز دکتر نخواهی بود» و به این ترتیب می راه علم را به‌طور حرفه‌ای برگزید و در ۱۶سالگی وارد دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا شد. به نظر خودش واردشدن به دانشگاه در آن سن کم و از آن مهم‌تر این‌همه دورشدن از خانواده، تأثیر مهمی بر شکل‌گیری شخصیت مستقل او داشته است. او در سال ۱۹۷۷ با مدرک کارشناسی مهندسی شیمی و سپس با مدرک کارشناسی‌ارشد در رشته‌ی مطالعات آفریقایی و آمریکایی-آفریقایی از استنفورد فارغ‌التحصیل شد. به گفته‌ی خودش به‌سبب مسائل نژادپرستانه‌ی رایج آن روز در دانشگاه ممکن نبوده که بتواند در رشته‌ی مهندسی کارشناسی‌ارشد بگیرد.

خانم جمیسن در مصاحبه‌ای گفته بود که از کودکی در رویاهایش خود را فضانورد می‌دیده است: «من آن زمان فکر می‌کردم وقتی بزرگ شوم، فضارفتن همان‌قدر عادی می‌شود که سرکاررفتن عادی است. وقتی بزرگ شدم، فکر کردم برای رفتن به فضا بهتر است برای فضانوردشدن در ناسا داوطلب شوم تا اینکه منتظر بنشینم تا ائی‌تی دنبالم بیاید!». 

وقتی مِی به سال‌های تحصیل در استنفورد اشاره می‌کند، آن‌ها را از بهترین سال‌های عمرش می‌داند اما هنوز خاطره‌ی برخی استادان را فراموش نکرده که از حضور این زن جوان سیاه‌پوست در کلاس‌های خود راحت نبودند و حتی گاهی او را نادیده می‌گرفتند. هرچند بر این باور است که این تجربیات او را قوی‌تر کرده است.

طرح از Barry Blitt

طرح از BARRY BLITT

او پس از استنفورد به کالج پزشکی کورنل (اکنون کالج پزشکی ویل دانشگاه کورنل) رفت و در سال ۱۹۸۱ دکتری پزشکی خود را گرفت. سپس در مرکز پزشکی لس‌آنجلس مشغول به کار طبابت شد. همچنین در دوره‌ی تحصیل به کوبا، کنیا، و تایلند رفت و به مردمان آن‌جا خدمات پزشکی ارائه کرد. او پس از پایان تحصیلات پزشکی به سپاه صلح پیوست (سپاه صلح  سازمانی دولتی متشکل از جوانان داوطلب آمریکایی است که جان اف. کندی، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در مارس سال ۱۹۶۱ برای کمک به کشورهای جهان‌سوم تأسیس کرد). او از ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ افسر-پزشک سپاه صلح در لیبریا و سیرالئون بود.

پس از پرواز سالی راید به فضا در سال ۱۹۸۳، جمیسن احساس کرد که امکان سفر فضایی برای زنان فراهم شده است پس تقاضانامه را تکمیل و ارسال کرد. تقاضای او در نخستین دور پذیرشْ رد شد اما در سال ۱۹۸۷ از ناسا با او تماس گرفتند که در دور دوم پذیرش زنان برای سفر فضایی پذیرفته شده است. او در نخستین کلاس‌های فضانوردی پس از ازسرگیری پروازهای شاتل بعد از حادثه‌ی انفجار شاتل چلنجر حضور داشت و مانند همه‌ی فضانوردان آموزش‌های سخت و طاقت‌فرسای فضانوردی را پشت‌سر گذاشت و همچنین تا پیش از پرواز در مراکز اداری و فنی فضانوردی ناسا خدمت کرد. سرانجام روز موعود فرارسید و می خوشحال از این بود که به آرزوی کودکی‌اش می‌رسد. او پیش از پرواز با نیشل نیکولز، هنرپیشه‌ی سیاه‌پوست مجموعه‌ی استارترک، تماس گرفت و از او به‌خاطر تأثیری که بر زندگی‌اش گذاشته بود سپاس‌گزاری کرد. می جمیسن در روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۲ سوار بر شاتل فضایی اندیور در سفری یک‌هفته‌ای به فضا و ایستگاه فضایی رفت. می‌گوید نخستین منظره‌ای که از شاتل دیده شیکاگو، خانه‌اش، بوده است. او در این سفر عکسی از بِسی کُلمن، نخستین خلبان زن آفریقایی‌تبار، را با خود به مدار برده بود.292494.1

خانم جمیسن شش ماه پس از سفرش از ناسا استعفا داد تا به گفته‌ی خودش به دیگر کارهایی بپردازد که به نظرش به‌ویژه برای کمک به کشورهای در حال توسعه بسیار مهم‌اند. او شرکت خودش، گروه جمیسن، را تأسیس کرد که کارش پژوهش، تولید، فروش، و توسعه‌ی علم و فناوری در زندگی روزمره است. یکی از اتفاقات جالب در زندگی او در سال ۱۹۹۳ پیشنهاد بازی‌کردن نقش در یکی از قسمت‌های سری جدید مجموعه‌یاستارترک بود! به این ترتیب او نخستین فضانورد واقعی شد که در اپیزود «دومین فرصت» از سری جدید این مجموعه نقشی بازی کرده است.

در سال ۱۹۹۹ او شرکت BioSentient را تأسیس کرد که تمرکزش توسعه‌ی ابزاری قابل‌حمل برای زیرنظرگرفتن دستگاه عصبی بدن انسان بود. این شرکت پس از مدتی موفق شد حق بهره‌برداری تجاری از یکی از فناوری‌های فضایی ناسا را به دست آورد. این فناوری تمرین بازخورد خودزاد (Autogenic Feedback Training Exercise – AFTE) نام دارد و روشی ثبت‌شده است که با استفاده از بازخوردهای زیستی و تمرین‌های درمانی خودزاد به بیمار امکان می‌دهد که فیزیولوژی بدن خود را زیر نظر بگیرد و کنترل کند و از این کار به‌مثابه درمانی برای هیجان و استرس بهره ببرد. به گفته‌ی خانم جمیسن، شرکت BioSentient مشغول آزمودن فناوری AFTE در درمان هیجان، حالت تهوع عصبی، میگرن و سردردهای عصبی، دردهای مزمن، فشار خود خیلی بالا یا خیلی پایین بیمارگونه، و اختلالات ناشی از استرس است.

یکی از اتفاقات جالب در زندگی او در سال ۱۹۹۳ پیشنهاد بازی‌کردن نقش در یکی از قسمت‌های سری جدید مجموعه‌ی استارترک بود! به این ترتیب او نخستین فضانورد واقعی شد که در اپیزود «دومین فرصت» از سری جدید این مجموعه نقشی بازی کرده است.

او همچنین بنیاد دروتی جمیسن را به یاد مادرش راه انداخت. یکی از پروژه‌های این بنیاد «زمینی که در آن شریک هستیم» (TEWS) نام دارد که کمپ علمی بین‌المللی است که دانش‌آموزان ۱۲ تا ۱۶ ساله در آن به مدت چهار هفته کنار هم جمع می‌شوند و با کنار هم برای حل مشکلات جاری زمین کار می‌کنند. دانش‌آموزان در این برنامه‌ها روش‌های تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مشکل را یاد می‌گیرند. برنامه‌هایی از این پروژه در تونس و آفریقای جنوبی نیز برگزار شده است.jemison_maejpg

می جمیسن از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۲ استاد مطالعات زیست‌محیطی در کالج دارت‌ماوث بود و اکنون استاد دانشگاه کورنل است. او تاکنون چندین جایزه و مدال افتخار دریافت کرده است؛ ازجمله برگزیده‌شدن در میان زنان قرن ۲۱ به انتخاب مجله‌ی پامپکین ژاپن (۱۹۹۱)، برگزیده‌شدن در میان ۵۰ زن مؤثر به انتخاب مجله‌ی ایبونی (۱۹۹۳)، حضور در میان فهرست صدنفره‌ی بزرگ‌ترین افراد آفریقایی-آمریکایی به انتخاب مولفی کیت آسانته (مورخ و پژوهشگر آفریقایی-آمریکایی) در سال ۲۰۰۲، جایزه‌ی شجاعت سازمان ملی دختران (۲۰۰۳)، ثبت نامش در تالار بین‌المللی افتخارات فضایی (۲۰۰۴)، مدال پرواز فضایی ناسا، جایزه‌ی راشل کارسون از انجمن ملی محیط‌زیستی آدبان (۲۰۰۵). همچنین یک موزه (موزه‌ی علوم و فضای مِی جمیسن در کالج ویلبرت رایت شیکاگو) و سه مدرسه در سرتاسر آمریکا به نام او نام‌گذاری شده‌اند.

همچنین خانم می ۹ مدرک دکترای افتخاری دارد؛ ازجمله دکترای ادبیات از کالج وینستون سیلم کارولینای شمالی (۱۹۹۱)، دکترای علوم از کالج لینکلن پنسیلوانیا (۱۹۹۱)، دکترای علوم انسانی از دانشگاه پرینستون (۲۰۰۰)، دکترای علوم از کالج وارن ویلسن کارولینای شمالی (۲۰۰۵)، دکترای علوم از کالج دارت‌ماوث (۲۰۰۶)، دکترای مهندسی از کالج هاروی ماد کالیفرنیا (۲۰۰۷)، دکترای مهندسی از مؤسسه‌ی پلی‌تکنیک رِنسلِیر نیویورک (۲۰۰۷)، دکترای علوم انسانی از دانشگاه دوپال شیکاگو (۲۰۰۸)، و دکترای مهندسی از مؤسسه‌ی پلی‌تکنیک دانشگاه نیویورک (۲۰۰۹).



  • صبح
  • استاندارد
  • کارت شارژ همراه اول